سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

تاثیر ترکی بر فارسی

یادنامه پروفسور گرهارد دورفر بمناسبت هفتاد سالگی اش

یادنامه پروفسور گرهارد دورفر بمناسبت هفتاد سالگی اش

سه زبان اصلی شرق، باصطلاح «السنه ثلاثه» یعنی عربی، فارسی و ترکی در طول بیش از هزار سال گذشته تاثیر بزرگی بر همدیگر گذاشته اند. آنچه که بیش از همه و در نگاه اول به چشم هر فرد غیر متخصص هم میخورد،  طبیعتا تاثیر فراگیر  عربی بر فارسی و همچنین تاثیر گسترده هم فارسی و هم عربی بر ترکی است. اما آنچه که اکثر نمیدانیم تاثیر ترکی بر فارسی و حتی بصورت محدود تری تاثیر ترکی بر عربی است.

کسانی که با تاجیکستان و زبان تاجیکی این دیار و بخصوص لهجه مردم شمال این کشور یعنی مثلا شهر خجند و استان سُغد و مناطق هم مرز با اوزبکستان همسایه آشنا هستند از این نوع مثال ها در فارسی تاجیکی مردم آنجا دچار تعجب نمیشوند:

«رفتند می؟» (آیا آنها رفتند؟)
«حسن اَکه توی میکند» (حسن آقا عروسی میکند)،
«کلین همسایه در خانه اش بوغی شدگی» (همسايه عروس در خانه اش خفه شده است).

این ها فقط چند نمونه از تاثیر زبان های ترکی (در این مورد بخصوص: اوزبکی) بر فارسی تاجیکی است که گونه ای از فارسی در آسیای میانه است.

تاثیر متقابل زبان ها به همدیگر، بخصوص زبان های همجوارو در حاشیه کشور ها و مناطق چیزی بدیهی است. این تاثیر وابسته به شرایط گوناگون مانند تعدد متکلمین یک زبان، مقام آن زبان در جامعه و یا تاریخ و سنت کاربرد آن بيشتر و يا كمتر است.

شروع تاثيرات متقابل زبان هاى ايرانى و تركى به دوره قبل از اسلام در آسياى ميانه برميگردد. در آثار باقيمانده دينى بودائى و مانوى به ترکی باستان (اویغوری)، تاثیر زبانهاى سُغدى، سکا، سانسكريت و فارسى ميانه مشاهده میشود (نگاه کنید به روابط ایرانیان و ترکان در اواخر دوره ساسانیان، به انگلیسی، در تاریخ کمبریج ایران، سال 2000، جلد 3، قسمت 1، ص 613، به فارسی، تهران 1380، ص 727-739). در دوره انوشيروان بين ترك ها و ايرانيان روابط تجارى و حتى نظامى هم موجود بوده اما ظاهرا تاثير اصلى و متقابل زبانشناختى (واژگان و حتى دستور زبان) به بعد از اسلام مربوط ميشود (یک روند دیگر تاثیر گذاری زبانهای نزدیک به ترکی به زبانهای ایرانی در قفقاز و بخصوص در قفقاز شمالی از طریق تماس خزر ها با ایرانیان دوره ساسانی صورت گرفته که بحثی جداگانه است).

فتح آسياى ميانه از سوى لشكر اسلام انگيزه اى جديد براى سرازير شدن قبايل ترك زبان اين منطقه به خراسان، ايران، عراق و آناتولى (آناطولى)  كنونى و تاسيس دولت هاى ترك تبار (غزنويان، سلجوقيان و متعاقبين آنان) در منطقه شد و بخصوص بعد از لشكر كشى هاى مغول در قرن سيزدهم ميلادى، هم زبان بخش هائی  از ایران و بخصوص آناتولى تغییر يافت و هم تاثیرات متقابل ترکی و فارسی شدت گرفت.

اطلاعات عمومی مردم ایران در باره تاثیر عربی بر فارسی بخصوص در زمینه واژگان کم نیست. به همین ترتیب مثلا یک ايرانى آذری خوب میداند که تاثیر واژگان فارسی و عربی بر ترکی آذری چقدر زیاد است. اما در باره تاثیر زبان های ترکی به فارسی و ديگرزبانهاى ايرانى اطلاعات عمومی مردم زیاد نیست. این، تا حدی مربوط به آن است که  هم تاثیر ترکی بر فارسی در مقایسه با تاثیر عربی و فارسی بر ترکی کمتر است و هم غالبا این تاثیر ها در طول تاریخ آنقدر در زبان فارسی مستحیل شده که اکثر فارسی زبانان دیگر به این قبیل واژه ها و یا جمله سازی های متاثر از ترکی بعنوان «خودی» مینگرند. مثلا امروزه كمتر كسى است كه بداند ريشه كلمه «قورمه» و یا شاید «کوچ» احتمالا تركى است (در مورد واژه «کوچ» قضاوت دقیق مشکل تر است).

دانشمندی که تاثیر ترکی (و مغولی) بر فارسی  ایران و افغانستان را بیشتر و جدی تر از همه بررسی کرده، بی شک مرحوم پروفسور گِرهارد دورفر (1920-2003) از دانشگاه «گوتینگن» آلمان است. تخصص اصلی او زبان های ترکی ایران (غزی، اوغوزی) و به ویژه لهجه های خلجی، خراسانی و قشقائی  و همچنین زبان های باستانی ترکی شرقی مانند ترکی خوارزمی و تونقوزی و در عين حال مغولى بود. در این زمینه ها  کتب و نوشته های او بی همتا هستند.

استاد دورفر مانند بسیاری از زبانشناسان دیگر اروپائی، طبقه بندی های معنائی را معیار تقسیم بندی تاثیر لغوی ترکی و مغولی بر فارسی و دیگر زبان های ایرانی (مانند سُغدی، سکا و خوارزمی در دوره باستان و پشتو، یغنابی، بلوچی، تاتی، تالشی و کردی در دوره معاصر) قرار داده و این تاثیر را در دوازده گروه از قبیل اعضای بدن، حیوانات، حوزه کشاورزی، انواع خاک و سنگ و وضع هوا، زندگی روزمره، رواط خانوادگی و اجتماعی، لغات مربوط به دولت، دین و یا جنگ مورد بررسی قرار داده است که البته در هرمورد درضمن به حوزه مشخص تر زبانی (ترکی جغتائی/اوزبکی، آذری و غیره) و در عین حال دوره و مرحله تاریخی این تاثیر(قبل از اسلام، دوره سلجوقیان و مغولان و بعد تر) نیز اشاره کرده است.

چند ملاحظه جالب از این تحقیقات این است که بعد از غزنویان و سلجوقیان و بخصوص حمله مغول و همراه با افزایش حضور قبایل ترک زبان در ایران و سلسله های حاکم بر کشور، تاثیر ترکی در زبان فارسی (چه کتبی و چه گفتاری) به شدت رشد میکند. اما بعد از صفویان این تاثیر اگرچه ادامه می یابد اما به نسبت و به تدریج کمرنگ تر میشود. طبیعتا دورفر نمونه های خود را ازآثار مکتوب این مراحل تاریخی مثلا «عرض نامه» جلال الدین دوانی، «صفوه الصفای» ابن بزاز اردبیلی و یا «تاریخ عالم آرای عباسی» اسکندر بیگ ترکمان و یا لغتنامه ها و دیگر اثار ادوار مختلف تاریخی گرفته است.

نکته جالب دیگری که دورفر به آن اشاره میکند این است که اکثر کلماتی که از مغولی وارد فارسی شده اند در واقع ابتدا از مغولی وارد ترکی شده و بعدا از ترکی وارد فارسی شده اند (مانند تومان، خان، آقا و یا نوکر).

بر پایه بررسی های گرهارد دورفر و مقالاتی که بعد از او در این زمینه نوشته شده اند میتوان ابعاد تاثیر زبان های ترکی (اساسا ترکی جنوبی یعنی اوغوزی مانند ترکمنی، آذری و  ترکی شرقی مانند اویغوری و جغتائی/اوزبکی) را حدودا بر آورد كرد. اما در عین حال میتوان به این نتیجه رسید که این تاثیر بعد از صفویان و بخصوص از قرن بیستم به بعد بمراتب کمتر شده و کلمات ایرانی و فارسی جایگزین بسیاری از لغات ترکی گشته است (همین روند را مثلا در ترکی ترکیه هم میتوان مشاهده نمود). در نتیجه بخش قابل توجهی از لغاتی مانند آشیق (مچ پاى گوسفند)، بیگلربیگی (فرمانده كل)، طمغه (مُهر)، اولكا (كشور، مملكت) و يا تومان (بمعنى واحد ادارى) که دورفر به عنوان نمونه ذکر میکند در فارسی امروزه به کار برده نمیشود اگر چه هنوز بخشی دیگر از این واژگان دخیل ترکی (و مغولى) در فارسی هنوز همچنان کاربرد دارد (مانند آقا، قربان، چمن، قورمه، کوچه).

در آسیای میانه هم همین طور: از قرن بیستم به بعد، بخصوص در زبان کتبی، مثلا تاجیکی تاجیکی تر ( یعنی ایرانی تر) و اوزبکی اوزبکی تر شده است. حكومت ها سعى كرده اند زبان رسمى و كتبى خود را از عناصر «غير خودى» همسايگانشان حدالامكان «پاك» كنند اما با اينهمه، تاثیر متقابل این زبان ها به همدیگر بخصوص در زبان محاوره و بعضی حوزه ها مانند شعر، ادبیات و دین همچنان پا بر جاست.

عالم آرای صفوی

همچنانکه گفتیم، خاورشناسان اروپائی و بخصوص استاد گرهارد دورفر تاریخ تاثیر زبانشناختی (اساسا واژگان، اما در عین حال دستور زبان و حتی تلفظ) ترکی بر فارسی را از بدو آن، یعنی پیش از ظهور اسلام در آسیای مرکزی بررسی کرده و در این زمینه آثار بسیار ارزشمند و منحصر به فردی نوشته اند. طبیعتا آنها در بررسی این تاثیر به آثار ادبی، تاریخی، سیاحتنامه ها، فرهنگ لغات و دیگر آثار مکتوبی تکیه کرده اند که در این 1000 و حتی بیشتر سال گذشته نوشته شده اند.

یکی از این آثار تاریخ «عالم آرای صفوی» از تاریخ 1086 ه.ق. (1675 م.)  یعنی بعد از شاه عباس اول است که  به گواهی بسیاری از دانشمندان اگرچه ارزش تاریخی اش زیاد نیست اما حاوی اطلاعات بسیاری در مورد تاریخ نویسی درباریان آن دوره و در ضمن زبان و واژگانی است که در آن دوره در امور  درباری، دیوانی و لشکری و حتی مناسبات دینی و تصوفی بکار میرفته است.

ویژگی دیگر این اثر در آن است که نویسنده آن اگرچه نامعلوم است اما از سبک انشاء و انتخاب لغات و اصطلاحات تقریبا شکی نیست که ترکی زبان بوده  و فارسی مکتوب او اگر چه روان بوده اما اینجا و آنجا، با فارسی باصطلاح «ادبی» و «فصیحی» که در آثار دیگر همزمان میتوان یافت، متناسب نبوده و حتی گهگاه ظاهرا مولف بعضی لغات و اصطلاحات را بطور تحت اللفظی از ترکی به فارسی ترجمه کرده است. این هم  اثر فوق را از نظر بررسی تاثیر ترکی بر فارسی حدودا 350 سال پیش جالب و در خور تامل میکند.

آقای یدالله شکری این کتاب را تصحیح و همراه با حواشی بسیار جالبی در سال 1350 در تهران منتشر کرده است (برای نسخه پی دی اف این اثر اینجا را کلیک کنید).

کار روی این اثر با دقت آکادمیک بسیار انجام گرفته است. از جمله، مقدمه جالب کتاب توضیحاتی ضروری در باره «عالم آرا» های دوره صفوی میدهد تا درک مقام این «عالم آرا» بهتر حاصل شود. در ضمن، به غیر از مقایسه نسخه های گوناگون این کتاب ودر صورت فرق بین لغات و تعابیر، رای بر صحت یکی از آنها انجام گرفته و ضمنا به پایان کتاب حواشی و توضیحات، استدراکات و تصحیحات، فهرست نام کسان، فهرست نام جای ها، فهرست نام قبیله ها، طایفه ها، فرقه ها، دین ها و مذاهب  و بالاخره «فهرست لغات و ترکیباتی»  علاوه شده که در اثر جلب توجهی ویژه میکنند. همین «فهرست لغات و ترکیبات» بنظر من از جمله منابع با ارزشی است که از دیدگاه تاثیر ترکی بر فارسی در تاریخ زبانشناسی کل ایران آموزنده است.

به سه برگ این فهرست که  انتخاب کرده ام توجه فرمائید:

از فهرست لغات و ترکیبات عالم آرای صفوی

از فهرست لغات و ترکیبات عالم آرای صفوی

از فهرت لغات و ترکیبات عالم آرای صفوی

اگر خواستید، میتوانید همه این فهرست را در این دو لینک مطالعه کنید:

فهرست لغات و ترکیبات عالم آرای صفوی، بخش یکم

فهرست لغات و ترکیبات عالم آرای صفوی، بخش دوم

من بدون آن که در هرموردی توضیح و یا نظری داشته باشم، مواردی را که احتمال دخیل بودن بعضی لغات و اصطلاحات از ترکی و یا ترجمه نا متعارف آنها از ترکی به فارسی بوده و یا بعضی لغات و اصطلاحات از نقطه نظر ریشه هایشان برایم ناروشن و سوال برانگیز بوده، آنها را علامت گذاری کرده ام.

از میان لغات و اصطلاحات نامبرده

— بعضی ها برای من از نظر معنی کاملا روشن نیستند واما در محیط جمله، معنائی قابل گمانه زنی دارند (مانند جغه، فتراک)،

–در مورد بعضی ها ریشه آنها احتما ترکی ( ویا مغولی) است (مثلا جنق – چنق، تومان)،

–ریشه بعضی ها دقیقا معلوم نیست در اصل ترکی است یا فارسی در حالیکه از نظر زبانشناختی و تاریخی میتوان برای هریک از این مدعی ها دلیلی آورد (مثلا کوچه، تالان)،

— بعضی اصطلاحات ظاهرا ترجمه نامتعارف از اصطلاحات ترکی هستند (مثلا: «گوش انداختن»  به معنی گوش کردن از «قولاق آسماق» ترکی. نمیدانیم، شاید درترکی آن دوره اصطلاحی مانند «قولاق آتماق» بمعنای تحت اللفظی«گوش انداختن» یعنی گوش کردن مانند «گؤز آتماق» بمعنی نظرکردن  وجود داشته که بعد ها از بین رفته)،

— در مورد بعضی اصطلاحات معلوم نیست اصل آن معنا از ترکی است یا از فارسی (و یا زبانی دیگر مانند عربی) (مثلا سینه کوه برای «داغین دؤشی» و یا «به راه بردن» فارسی در مقابل «یولا گتیرمک» ترکی)

— ضمنا بعضی لغات و یا اصطلاحاتی را علامت گذاری کرده ام که اگر چه در ایران معمولا دیگر کار برد ندارند اما هنوز در آسیای میانه و یا جمهوری آذربایجان به کار برده میشوند (مانند «سورسات» بمعنای وسایل، آلات و ادوات و یا «سرانجام دادن» بمعنی دستور دادن).

و بالاخره باید گفت در این موارد مقایسه زبانها و آثار مختلف و نتیجه گیری ها و گمانه زنی ها هم باید مثل همیشه طریق احتیاط را از دست نداد. از جمله باید در نظر گرفت که:

— طبیعتا یک اثر مکتوب نمیتواند به تنهائی نشان دهنده یک جریان و یا پدیده زبانی در دوره ای چند صد ساله و حتی فقط در آن مرحله بخصوص باشد.

— طبیعی است که تاثیر ترکی و یا هر زبان دیگری در یک اثر مکتوب تا حد زیادی مربوط به موضوع آن اثر است. مثلا همان طور که در آثار دینی نقش زبان عربی بیشتر است، این کتاب هم  اساسا در باره امور درباری، دیوانی ولشکری است و میدانیم که نفوذ زبان ترکی در این حوزه ها بمراتب بیشتر از حوزه علوم و یا زبان و ادبیات و یا تجارت و کشاورزی بوده است. بنا براین نتیجه گیری هائی که مبتنی بر این اثر هستند نمیتوانند به کل ادبیات مکتوب فارسی حتی فقط  در دوره صفوی تعمیم داده شوند.

— همچنین سبک و زبان هر مولف فرق میکند و بخصوص زبان و سبک و واژگان این مولف که ظاهرا ترکی زبان بوده و فارسی او به تشخیص مصحح اثر آقای شکری خالی از اشکال نبوده نمیتواند نمایانگر روند عمومی در ادبیات فارسی و تاثیر ترکی بر زبان فارسی در گذشته باشد.

— و در نهایت میدانیم که بسیاری از این واژه ها و یا تعابیر و اصطلاحاتی که در این فهرست می بینیم و همچون نشانه های تاثیر ترکی بر فارسی ارزیابی مینمائیم، مدتها ست که دیگر در فارسی کنونی بکار برده نمیشود. به همین ترتیب بسیاری از لغات و اصطلاحات ترکی عثمانی که غالبا اصل فارسی و یا عربی داشتند دیگر در ترکی معاصر مورد استفاده قرار نمیگیرند و کلمات و اصطلاحات جدید و باصطلاح «بومی» ترکی جایگزین آنها شده اند.

همه این عوامل باعث میشوند که نتوانیم نتیجه گیری هائی را که هر کس ممکن است از مطالعه «عالم آرای صفوی» ویا هر کتاب علیحده دیگر بکند، به کل زبان فارسی تعمیم دهیم اما بی شک این اثر دوره صفوی نیز به سهم خود جلوه خوبی از تاثیر ترکی بر زبان مکتوب فارسی است و از این نقطه نظر بسیار جالب و در خور مطالعه است.

——————————-

منتخبی از کتاب های استاد دورفر به آلمانی و انگلیسی

در ضمن بخوانید:
کلمات خارجی در فارسی و ترکی
دگرگشت زبان چیزی عادی است

و یا:
TURKIC-IRANIAN CONTACTS i. LINGUISTIC CONTACTS, in: Encyclopaedia Iranica

TURKIC LOANWORDS IN PERSIAN, in: Encyclopaedia Iranica

Advertisements

برچسب‌ها: , , , ,

دسته‌بندی شده در: رنگارنگ, زبان و ادبیات, زبان آذربایجانیان در ۱۰۰ پرسش

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s