یه روز یه لره…

10368223_396403283835890_7239377518494381529_n
یکی این عکس را در فیس بوک «شئر کرده» زیرش هم نوشته بود:

یه جک باحال دارم براتون
یه ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ….
.
.
.
.
.
.
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻠﮏ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺰﺷﮏ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﮐﺒﺪ
ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﺿﺎ ﺧﺎﻥ
ﻣﯿﮕﻪ ﻫﺮ ﻋﻘﺎﺑﯽ ﺑﺨﺎﺩ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﻪ ﺑﺎﯾﺪ
ﭘﺮﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎﺝ ﺑﺪﻩ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﻣﻮﺳﯿﻮﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺭﻭ
ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻓﺎﺗﺢ ﺗﻬﺮﺍﻥ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﮐﺮﻡ ﺯﺍﺩﻩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺭﯾﺎﺿﯽ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﮐﺎﻣﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﻭ
ﻣﺨﺘﺮﻉ ﻗﺮﻧﯿﻪ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺑﺎﻫﺮ ﻣﻐﺰ ﺳﻮﻡ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺟﻬﺎﻥ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﻧﻮ ﻗﺪﻡ ﺧﯿﺮ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﺒﺎﺭﺯﺍﻥ ﻋﺸﺎﯾﺮ ﺩﺭ
ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻬﻨﺎﻡ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﺷﻬﯿﺪ ﺭﺍﻩ
ﻭﻃﻦ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﺣﺮﻓﺎﺵ ﯾﻪ ﻟﺮﻩ
ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﻃﺎﻫﺮ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺭﯾﻮﺑﺮﺯﻥ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺭﺗﺶ ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﺴﻞ ﻫﻤﻮﻥ ﻟُﺮﻡ
ﺑﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﻟﺮﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ …
ﺗﻮیی ﮐﻪ ﺟﮏ ﻟﺮﻯ میفرﺳﺘﻰ ﺍینم ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﺑﺰﺍﺭ

 

حرف کاملا درست و بجائی است این. این قبیل حرف ها را باید گفت و جا انداخت. البته من در عین حال طرفدار آنم که وقتی افتخارات یک قوم را میشماریم نقطه ضعف هایش را هم بگوئیم. هیچ گروهی فقط آدم مهم و بزرگ نداشته و ندارد. اکثریت هیچ قومی هم، نه دانشمند و نه امل هستند و نه خیلی با هنر و نه آنقدر هم بی هنر. هر گروهی هم خوبش را دارد و هم بدش را. اکثریت هم آن وسط ها هستند. اکثریت اکثرا متعادل است. نه شور شور نه بی نمک.

پویان مختاری که این را «شئر» کرده بود نوشته بود اگر این جوک گفتن ها را ادامه دهند مملکت داغون میشود واضافه کرده بود «البته اگر تا آن وقت مملکتی باقی بماند». میخواستم بگوبم مطمئن باشید فقط با جوک گفتن مملکت داغون نمیشود مگر اینکه یک عده مغرض قصدا و با برنامه جوک و دروغ پخش کنند و تفرقه و دشمنی بین مردم بیاندازند و کار را حتی به زد و خورد و کشت و کشتار بکشانند. و گرنه مردم عادی که یک عمر جوک گفته اند و زمان شاه هم میگفتند. با جوک گفتن تنها اگر قرار بود مملکت از دست برود که صد ها سال پیش از بین رفته بود. سطح و کیفیت جوک ها هم چیزی مربوط به فرهنگ عوام است و فرهنگ عوام البته همیشه «تر و تمیز» نیست یعنی نمیشود با یک شعار و فراخوان دهان عوام را هم بست اگرچه باید سعی کرد کسانی که جوک میگویند حد نگهداری کنند و ادب و احترام را نه فقط نسبت به اقوام ایران بلکه ادیان، مذاهب، خارجیان، گروه های سنی و یا جنسی، بیماران و یا معلولان هم نگهدارند.

ولی در عین حال خیلی هم این جوک ها را جدی نگیرید حالا… تا زمانیکه جوک ها تبدیل به سیاست نشوند مشکلی جدی نیست اگر چه درست است که بعضا این جوک ها مایه ناراحتی و دلشکستگی مردم هم میشوند. این بجای خود. اما در عین حال بعضی ها هم آنقدر بقول ما آذری ها «دیمه دوشر» یعنی زودرنج شده اند که تا یک جوک میگویند نه فقط نمیخندند، بلکه بلافاصله بحث اقوام و مملکت و آینده و خاورمیانه را شروع میکنند.

زبان خودی و «غیر خودی»

sss

بعضی ها با این تعابیر مشکل دارند. فکر میکنند در هر کشور حتما باید فقط یک زبان خودی باشد، بقیه «غیر خودی» هستند. این را میگویند بجای خریدن کفش طبق اندازه پا، سعی کردن به اینکه پا متناسب با کفشی باشد که خریده اید.

یکی میگوید ترکی زبان «خودی» ایران نیست – بعدا با قبایل ترک آمده. خوب، بعدا آمده که آمده. حالا هزار سال است جزو زبان های ایران شده. صد در صد هم خودی و بومی است. درست مثل فارسی و کردی و بلوچی و تاتی. تاتی و تالشی و کردی قبل ار ترک ها در آذربایجان بمراتب رایج تر بوده اند. بعد ترکی تبدیل به زبان اکثریت شده. این نه عیب است که تکذیب کنیم و با یک نگرش نژادپرستانه بگوئیم حالا بعد از هزار سال باید ترکی را از ایران ریشه کن کرد  و نه افتخار است که با آن مباهات کنیم و به دروغ ادعا کنیم که زبان آذربایجان 5000 سال است که ترکی بوده.

این فقط واقعیت است. مستقل از احساسات بنده و شما و دیگران، واقعیت این است که زبان اکثریت مردم آذربایجان قبلا ترکی نبوده و حالا ترکی است. زبان یک بخش بزرگ مردم ایران هم فارسی است – و یا زبان ها و لهجه های نزدیک به فارسی مانند کُردی و تاتی و گیلکی و تالشی و بلوچی. زبان یک عده هم عربی و یا ترکمنی است. این واقعیت است و واقعیت را طوری که هست باید قبول کرد. هزار سال است اینطور است. 4-5 هزار سال پیش نه فقط ترکی زبان اکثریت مردم آذربایجان نبوده، بلکه  احتمالا فارسی و دیگر زبان های ایرانی هم زبان اکثر مردم ایران نبوده. درست ترش: دقیقا نمیدانیم (چون سند نداریم) اما گمان قوی آن است که اقوام ایرانی 4-5 هزار سال پیش به جلگه ایران آمده اند. احتمالا از شمال و یا از غرب آمده اند. به آنجا هم در نهایت 60-70 هزار سال پیش از آفریقا و بین النهرین و آناتولی آمده اند و همراه با کوچ ها و جنگ و آمیزش و اختلاط، وضع فعلی را در طول میلیون ها سال ایجاد کرده اند.

و این وضع کنونی هم ثابت نیست. این هم عوض خواهد شد و هنوز هم در حال تغییر است. هیچوقت هم ثابت نبوده. درهیچ کشوری ثابت نبوده، ولی منطقه ما در خاورمیانه، آسیای صغیر، بین النهرین و آسیای مرکزی بخصوص در حال تغییر مدام بوده چون از نظر جغرافیائی مثل یک جزیره منزوی از دیگران نبوده بلکه مرتبا مورد تاخت و تاز و هجوم و اختلاط اقوام قرار گرفته است.

وضع کلی این بوده ولی وضع واقعی و مشخص هر کشور فرق میکند.

در ترکیه زبان یک بخش از مردم کُردی هست که یک شاخه از زبان های ایرانی است ولی کُردی اگر چه از نظر ساختار زبان و طبقه بندی زبانی جزو خانواده زبان های ترکی  نیست اما یکی از زبانهای «خودی» مردم ترکیه است. هیچ چیز این مدعی حیرت آور نیست. بهمین ترتیب مگر کردی یکی از زبان های عراق نیست؟ البته کردی مثل عربی یک زبان سامی نیست اما جزو زبان های عراق است. بهمین ترتیب در هندوستان بیش از صد زبان خرد و کلان هستند که همه شان جزو زبانها ی هندوستان هستند. در ایران هم: ترکی و یا عربی از نظر ساختار زبان و خانواده زبانها جزو زبان های ایرانی (دری، کردی، بلوچی، و غیره) نیستند اما جزو زبانهای ایران هستند. دو هزار سال پیش ترکی گسترشی در ایران نداشت. هزار سال است که جزو زبانهای اصلی و بومی ایران شده است. اویغوری در چین هم همینطور. مگر برای همه زبان های یک کشور باید لزوما از یک ریشه و خانواده باشند؟

مگرشش صد سال پیش زبان سرزمین کنونی ایالات متحده انگلیسی بود؟ مگر زبان تركيه هزار سال پيش تركى بود؟ يا زبان مصر و عراق مگر قبل از اسلام عربی بود؟

حالا انگلیسی زبان خودی آمریکا نیست؟ یا اینکه تركى براى تركيه و يا عربی برای مصر و عراق «غیر خودی» است؟

اول ببینیم صرفنظر از اینکه از چیزی خوشمان میاید یانه، اصل داستان، کاملا از دید واقعی و عینی و علمی چه بوده. بعد میتوانیم «نظر» بدهیم. مردم در درجه اول میخواهند بدانند اصل موضوع از چه قرار است و در تاریخ چگونه بوده.  مطمئنا کمتر کسی میخواهد «نظر» من و شما را بداند، میخواهد بداند که خود واقعیت چیست. این هم موضوع نظر نیست. موضوع علم است و علم را باید یاد گرفت. پرسید. تحقیق کرد و دانسته ها را مرتبا نو کرد.

نه فقط در باره زبان و تاریخ. در باره هر علمی همین طور است. سیاست و جانورشناسی و فیزیک و نجوم هم همینطور است.

به سوی خان نشین های قومی و مذهبی؟

 

نقشه فرضی منطقه، نشریه پیوند
نقشه فرضی منطقه، نشریه پیوند

با تجزیه عملی و تدریجی عراق و سوریه، تصفیه قومی، فرقه ای و مذهبی هم شکل روشن تری بخود میگیرد. سنی های مناطق شیعه نشین به مناطقی پناه میبرند که اساسا سنی نشین هستند. کُرد های مناطق غیر کُرد، اعراب و دیگرهمسایه های خود را ترک کرده به «اقلیم» عملا مستقل کردستان میروند. شیعه های عراق در مرکز و بخصوص جنوب عراق جمع میشوند.

حرص قدرت و ثروت کشور ها و گروه های بزرگ و کوچک همراه با اجحاف و تبعیض متقابل، گروه های مردم را به  «یکرنگ شوی» قومی، مذهبی و زبانی سوق میدهد. بهانه اش هم مَثَل «کبوتر با کبوتر، باز با باز…» است.

بعد از جنگ اول جهانی و بدنبال فروپاشی امپراتوری عثمانی هم این روند را شاهد بودیم. با قرار داد های متقابل، تُرک ها ناچار شدند از بالکان و جزایر امروزه یونانی به ترکیه نوین بیایند. ارامنه در سودای استقلال از عثمانی و سپس کوچ اجباری خود در سال 1915 با فاجعه ای عمیق روبرو شدند. یونانی ها، بلغار ها، مقدونی ها، ارامنه و دیگر مسیحیان از «ترکیه جدید» رخت بر بستند. ترکیه ترک تر و مسلمان تر، یونان یونانی تر و مسیحی تر شد. هر کدام از این اقوام در جریان کوچ و «یکرنگ شوی» خود، شاهد داستان های دراماتیک و غم انگیز انسان های خود شده اند. صد ها هزار کتاب و خاطره در این مورد نوشته شده است. باقیمانده های جنوبی عثمانی که جمعیت بزرگشان عرب زبان بود بطوری مصنوعی کشور های جدید التاسیس عربی را تشکیل دادند: عراق، سوریه، اردن، لبنان…

عثمانی دولتی مختلط و از نظر قومی، مذهبی و زبانی کاملا رنگارنگ بود. جنگ اول جنگی خونین و بیرحمانه بود. مرزهای جدید تا حد زیادی مصنوعی بود. یعنی چه «عراق» و یا «سوریه»؟ این مفاهیم از نظر دولت داری، صاحب تاریخ، سنت و گذشته ای نبودند. تجربه آنها بیشتر محدود به زندگی بعنوان یک خان نشین کوچک در یک امپراتوری بزرگتر بود. از این جهت سرنوشت عثمانی وقتی امروزه به خود عراق و یا سوریه شامل میشود، نتایج خونبارتری میدهد. عراق جدید عرب بود یا کُرد؟ شیعه بود یا سنی؟

در مقابل و در همسایگی دو کشور بزرگ و امپراتوری سابق شرق مسلمان: ایران و عثمانی که از نظر قومی و دینی رنگارنگ بودند، کشور های جدیدی تاسیس شد که از نظر قومی، دینی، مذهبی، زبانی و طایفه ای یکرنگ تر اما کوچک، ضعیف و نسبت به همدیگر دشمن بودند.

اما، بخصوص در عصر ارتباطات و کوچ های مستمر، چرا حتما باید کُرد ها یکجا، سنی ها یکجا و شیعه ها یکجا جمع شوند؟  مگر شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی، کُرد و ترک و فارس و عرب نمیتوانند یکجا، در یک دولت، در یک کشور، بدون احساس تفرقه و جدائی، بدون تبعیض و اجحاف زندگی کنند؟ حتما باید مجزا و ضعیف، کوچک و نسبت به همسایگان دشمن بود؟

اثری از احسان گنجی، نشریه شهروند
اثری از احسان گنجی، نشریه شهروند

متلاشی شدن عثمانی 600 ساله هم خونین بود. اما اکثرا کشور هائی که سنت و تاریخ قدیمی در زمینه دولت داری نداشتند یعنی کشور های نوتاسیس مشرق زمین از قبیل افغانستان، آذربایجان و یا عراق و سوریه بعد از اخذ استقلال دچار مشکلات بزرگتر و بیشتر و حوادث خونین تر و تلخ تری بوده اند. در این میان، دو کشوری که در منطقه تجربه طولانی تر دولتداری داشتند، یعنی ایران و ترکیه، ثبات بیشتری در مقابل موج نو تفرقه و تجزیه نشان داده اند اگرچه آینده ثبات سیاسی و وحدت همین باقیمانده های دو امپراتوری سابق منطقه نیز چندان روشن نیست.

این نا روشنی دو دلیل عمده دارد. اگر هر کدام از این دو کشور ایران و ترکیه در داخل خود حتی چیزی در حد کشور های درجه دوم و سوم اروپائی  رفاه و آزادی میداشتند و در عمل تبعیضی بین شیعه و سنی، مسلمان و مسیحی و یهودی و یا تُرک و کُرد و فارس و عرب نمیبود و ثانیا اگر ایران و ترکیه در مجاورت مللی مجرب تر، آرام تر و مرفه تر زندگی میکردند این احتمال بمراتب بیشتر و قوی تر میبود که هر دو با خاطر جمع تری از این «شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل» به ساحل سلامت برسند.

سوریه و عراق تاریخ میشود

خاورمیانه: یک نقشه فرضی آینده، اطلاعات بیشتر در منبع پایان مقاله
خاورمیانه: یک نقشه فرضی آینده

دیگر نه بشار اسد در دمشق کنترل کامل کشور خود را در دست دارد و و نه نوری المالکی در بغداد. در سوریه بعد از پیشروی های نخستین و عقب نشینی های بعدی گروه های مسلح مخالف، هنوز بخش های قابل توجهی از کشور در دست مخالفین و تروریست ها و در ضمن گروه های مسلح کُرد است. در عراق، مالکی هیچوقت کنترلی بر کردستان عراق نداشته و ندارد. در این چند ماه اخیر هم بخش اعظم مناطق سنی نشین در مرکز و غرب کشور بدست تروریست های داعش و دیگر گروه های مسلح سنی مذهب عرب افتاده است.

عراق و سوریه هر دو عملا تجزیه شده  اند. مرز هائی که در نتیجه شکست دولت عثمانی بعد از جنگ جهانی اول طبق قرارداد سایکس پیکو (1916) بین بریتانیا و فرانسه و با موافقت روسیه معین شد و برای اولین بار موجودیت کشور هائی مانند سوریه و عراق را رسمیت بخشید،عملا از بین میروند.

جغرافیای سیاسی خاور میانه زیر و رو میشود. این زیر و روئی بصورتی فجیع و خونبار با سرنگونی صدام شروع شد و با شیوع هرج و مرج به سوریه، بازگشت مضاعف آن به عراق و تهدید سرایت آتش به تمام منطقه، هنوز هم ادامه دارد.

تا زمانی که این روند تمام نشده اثرات خونبار آن هم تمام نخواهد شد.

برخلاف گذشته زمینه ایدئولوژیکی که در این دور جنگ  های منطقه، بهانه ای برای تهییج و بسیج مردم میشود و آنها را به این جنگ و خونریزی مهیب بر سر قدرت و حاکمیت میکشاند، مذهب و قومیت است – (1) مذهب مانند جنگ شیعه و سنی در عراق، سنی و علوی در سوریه و (2) قومیت مانند جنگ سی و چند ساله بین ترکیه و حزب کارگران کردستان این کشور. در شرایط کنونی دنیا، ظاهرا محمل و بهانه بهتری برای این جنگ ها که در واقع در راه قدرت و حاکمیت این یا آن گروه انجام میگیرند وجود ندارد.

از قرارداد سایکس-پیکو تقریبا صد سال میگذرد. آیا در این مدت عقل مردم کمی به سرشان آمده است؟

به اقدامات تروریستی شیعه و سنی در پاکستان  و یا رویاروئی های در باطن پشتو و دری زبان افغانستان بنگرید. به مداخله عربستان، ایران و ترکیه در سوریه و عراق نگاه کنید. به مناسبات و حقوق و موضوع برابری مذاهب درهرکدام از کشور های منطقه توجه کنید.

ایران در عراق چه کار دارد؟ چرا نام شاخه منطقه ای سپاه پاسداران «قدس» است؟ چرا ترکیه به شورشیان تروریست سوریه کمک اسلحه میکند و زخمی های داعش و النصره سوریه را در بیمارستان های خود بطور مجانی معالجه میکند؟ چرا عربستان و قدس مخالفان داعش  را بر ضد حکومت عراق میشوراند؟ چرا مالکی غیر سنی ها و حتی شیعه های گروه های رقیب را در حکومت بازی نمیدهد؟ چرا حکومت کردستان عراق در کردستان ایران و سوریه مداخله میکند؟ چرا پژاک در ترکیب پ. ک. ک. ترکیه عمل میکند؟

عراق، ايران، تركيه، عرب، ترك، كرد، شيعه، سنى… گر نيك بنگرى همه تزوير… ميكنند؟

تزویر ميكنيم! گر نيك بنگرى همه تزوير ميكنيم! و از هر كس هم بپرسى براى خودش بهانه خوبى دارد كه فقط خودش به آن باور ميكند و توقعش هم اين است كه همه با او هم عقيده شوند!

صد سال بعد آيندگان قضاوت خواهند كرد که آیا نسل های امروزی ما، در تک تک این کشور های فلاکت زده  صاحب بصیرت و عقل سلیم بوده اند یا نه.

 

خودکشی عراق

ISIS2

 

یک خانواده سه نفری را تجسم کنید: پدر، مادر و فرزند. مگر ممکن است در یک خانواده اختلاف و دعوا نباشد؟ اما تصور کنید هر سه عضو این خانواده با کارد و قمه و تبر بجان همدیگر بیافتند. این را دیگر نمیتوان «اختلاف خانوادگی» نامید. این، خودکشی خانوادگی است.

عراق در حال یک چنین خودکشی است – نه یک شبه، بلکه آرام ولی فزاینده، از فروپاشی رژیم صدام تا کنون،  با حمایت شدید و تا حد زیادی آشکار از بیرون. نه اینکه «بیچاره عراقی ها» خودشان گناهی ندارند و همه چیز زیر سر خارجی هاست. نه، مسبب اصلی خودشانند. مسبب خوشبختی و بدبختی هر ملتی در درجه اول خود همان ملت است. اینجا هم همین طور. گناهکار اصلی این خودکشی ملی هم عرب شیعه و سنی عراق است  و هم کُردش. وقتی اعضای خانواده شما خودشان همدیگر را  تکه پاره میکنند، هیچ عجیب نیست که دشمنان دور و نزدیک هم به این یا آن دلیل اصلی و با این یا آن بهانه ظاهری و یا حقیقی به شما در این خودکشی دسته جمعی کمک کنند.

مگر اینکه بگوئید اصلا شما اگرچه تاریخا یک خانواده بودید، حالا دیگر نه فقط چشم دیدن همدیگر را ندارید و نه فقط میخواهید جدا زندگی کنید بلکه درصدد هستید با دست خود گردن دیگر اعضای خانواده تان را بزنید.

کسانی که دور گود نشسته اند میگویند این، یک جنون خشونت و قتل، یک خود کشی ملی و یک غفلت تاریخی است. ولی کلا در تاریخ و بخصوص درتاریخ پنجاه سال اخیر این منطقه خدازده از این دیوانگی ها زیاد داشته ایم و هنوز هم داریم – و نه فقط در سوریه و عراق. کافی است نیم نگاهی به افغانستان و پاکستان، به آسیای مرکزی و قفقاز، به ترکیه و کشور های عربی خلیج فارس، حتی به ایران خودمان بکنید.

همه چیز با سقوط صدام شروع شد. بخاطر همین هم بسیاری ها انگشت اتهام نخست را به سوی رئیس جمهور سابق آمریکا جورج بوش نشانه میروند که جنگ عراق را شروع کرد و صدام را سرنگون نمود. حتی بعضی از همین ها میگویند بهتر بود همان صدام مستبد، قاتل و فاسد سر کار ميماند. و همین طور نتیجه میگیرند که شاید بهتر است امروزه هم رژیم های فاسد و مستبد منطقه بر سر کار بمانند تا اینکه آشوب و جنگ داخلی شود. طبق این نظریه، خوب یا بد، داشتن یک نظام بهتر از بی نظامی، آشوب و جنگ داخلی است.

 

ISIS3

سازمان تروریستی داعش (دولت اسلامی عراق و شام) در مناطق سنی عراق در حال پیشروی است. ارتش مرکزی عراق در حال مقاومتی ظاهرا نافرجام در مناطق سنی نشین است. حتی میگویند در خود بغداد جنگ شیعه و سنی شروع شده. کُرد های شمال عراق هم یک فرصت طلائی بدست آورده اند که بدون مداخله در زد و خورد ها مواضع خودشان را مستحکم کنند و حتی گسترش دهند.

نقشه عراق و سوریه در حال تغییر است. این روند هنوز تمام نشده. اما اگر بهمین منوال ادامه یابد از سوریه و عراق سنتی که میشناختیم در عمل سه و شاید چهار کشور بوجود بیاید: (الف) جنوب عراق یعنی یک دولت شیعه، (ب) غرب عراق کنونی با بخش قابل توجهی از سوریه کنونی یعنی یک دولت سنی، (ج) شمال عراق یعنی کردستان که عملا مستقل بوده و هست و فعلا تا اعلام رسمی استقلال  «اقلیم کردستان عراق» نامیده میشود و عملا با بخش های کردنشین سوریه متحد شده است و  (ه) شاید احتمالا پارچه ای باقیمانده از سوریه عبارت از مناطق علوی نشین این کشور.

 

خاورمیانه: یک نقشه فرضی آینده، اطلاعات بیشتر در منبع پایان مقاله
خاورمیانه: یک نقشه فرضی آینده، اطلاعات بیشتر در منبع پایان مقاله

بخودی خود؟ با اراده آزاد مردم این منطقه و انتخاب آزادانه آنان در محیطی آرام و دمکراتیک؟ نه. در شرایط ترور و خشونت، بالاگرفتن نزاع و کشتار های قومی و بخصوص مذهبی. با برجسته کردن اختلافات گروهى، با ترویج تفرقه و نفرت بخاطر مذهب و قومیت بین افراد – از سوئی، و از سوی دیگر با تشدید تبعیض های قومی و مذهبی و رد اصلاحات قانونی و عملی در بهبود برابری همه در مقابل قانونی که بین شهروندان بخاطر قومیت و مذهبشان فرقی قائل نشود.

و اگر چه مثل همیشه مجرم اصلی خود این کشور ها، ملت ها، اقوام و گروه ها هستند، نیرو ها و دولت های خارجی هم مستقیما و یا بطور غیر مستقیم، هرکدام متناسب با حال و امکانات خود، به نسبت پول و افراد ، منافع، تجارب و توانائی هائی که دارند، با پیش کشیدن مذهب، قومیت، ملیت، زبان، سیاست و تاریخ، در این کشاکش برای خود بدنبال متحد هستند – و آن را هم یافته اند اگرچه این اتحاد ها همچنانکه در تاریخ دیده ایم نه ثابت و همیشگی خواهند بود و نه لزوما در دراز مدت موفق.

و طرف هائی مانند عربستان سعودی، ایران و ترکیه که تاکنون خود هنوز مستقیما و آشکارا ضربه چندانی از این مهلکه روزافزون ندیده اند در این خواب و امید فرورفته اند که این بلا هم به خیر خواهد گذشت. شاید هم واقعا طوری که بعضی ها پیش بینی میکنند کُردهای ایران و ترکیه با استقلال رسمی تر کردستان عراق شروع به جریانات تجزیه طلبانه نخواهند کرد. شاید حتی یک دولت جدید شیعه در جنوب عراق ایجاد خواهد شد که برای ایران متحدی نزدیک تر از عراق کنونی خواهد بود. شاید، اگر چه همه چیز در جدول احتمالات فرضى است.

اما حتی در آن صورت هم نتیجه عملی، صرفنظر از فاجعه ای که بر سر مردم عراق و سوریه آمده و ادامه دارد، این خواهد بود که این کشور های «کنار گود»  هم بطور غیر مستقیم، از نظر اقتصادی و سیاسی، انسانی و اجتماعی، فرهنگی و علمی تبعات این فاجعه ها را براى پنجاه شصت سال آينده در زندگی روزمره خود خواهند چشید تا عقل همه دوباره کمی به سرشان بیاید.

در این میان هیچ کدام از بازیگران صحنه نگویند که معصوم و بیگناه اند. هیچ کس فقط دیگران را با انگشت اتهام نشانه نرود.

هر کس  در این خود کشی منطقه ای به نقش خودش فکر کند چرا که هرکس دستی بر آتش دارد و هر کس در زیر خطر «مورد خودکشی قرار گرفتن» است.

—————————————-

در ضمن بخوانید:

عراق و سوريه: گذشته، حال و نقشه‌های فرضی آينده (رادیو فردا)

مصطفی جمیلوف: «هیچ چیز نمیتواند تجزيه اوکرائین را توجیه کند»

ژوئن 2014 در پراگ، با مصطفی جمیلوف، رهبر تاتار های کریمه
ژوئن 2014 در پراگ، با مصطفی جمیلوف، رهبر تاتار های کریمه

عباس جوادی – شخصا برای من امروز دیدار با مصطفی جمیلوف از خاطره های ماندنی بود، چیزی که به این سادگی ها از خاطر انسان پاک نمیشود. با آن لحن متین، آرام و همراه با احترام به همه، و در عین حال قاطعیت در افکار و احساسات او در دفاع از منافع مردم تاتار کریمه، امکان ندارد کسی به او احترام نگذارد حتی اگر با افکارش موافق نباشد. آنچه میخوانید گوشه هائی از سوال و جواب 11 ژوئن 2014  با مصطفی جمیلوف در رادیو اروپای آزاد – رادیو آزادی است. سوال ها را همکاران بخش های مختلف رادیو کردند. در این باره گزارش مفصلی به انگلیسی و تاتاری کریمه (که به ترکی ترکیه بسیار نزدیک است) منتشر خواهیم کرد. سوال و جواب به روسی بود.

(نقل قول معنائی): «روسیه کریمه را اشغال کرده و جامعه جهانی باید به روسیه فشار بیاورد تا به این اشغال پایان دهد و تمامیت ارضی اوکرائین را برسمیت بشناسد. هیچ چیز نمیتواند ضربه ای را که به تمامیت اوکرائین وارد شده توجیه کند. تاتار های کریمه در کریمه اقلیت نیستند، بلکه یکی از خلق های بومی این منطقه هستند. . کریمه و اوکرائین (همزمان با دیگر اقوام) وطن تاتار ها هم هست. ما هیچوقت به این اشغال رضایت نخواهیم داد. تهجیر و کوچاندن اجباری تاتار های کریمه 70 سال قبل توسط رژیم شوروی و استالین یک نسل کُشی بود.» در باره ترکیه: «روابط با ترکیه برای ما بسیار مهم است. تعداد تاتار هائی که در ترکیه زندگی میکنند ده برابر تاتار های کریمه است. نخست وزیر رجب طیب اردوغان به رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین گفته چرا ورود مصطفی جمیلوف را به کریمه (برای پنج سال) ممنوع اعلام کردید؟ و از او خواست این ممنوعیت را لغو کند. اما پوتین جواب دقیقی نداد. من برای مقابله با اشغال کریمه به نخست وزیر اردوغان پیشنهاد کردم اجازه ندهند کشتی های روسیه از تنگه بوسفور عبور کنند. اما آنها گفتند طبق معاهده مونترو نمیتوانند به کشتیرانی در بوسفور مداخله کنند. گفتم کشتی های ترکیه بارکشی به سواحل کریمه را (در زمان اشغال) قطع کنند. ولی این کار مشکل است. حجم سالانه تجارت روسیه و ترکیه تقریبا 60 میلیارد دلار است و 50 درصد گاز طبیعی ترکیه از روسیه وارد میشود. از این جهت در زمینه تغییر در روابط ترکیه و روسیه نمیتوان توقع داست که دگرگونی های جدی انجام بگیرد.»

آقای جمیلوف عضو پارلمان اوکرائین است و نشان پرچم اوکرائین را به یقه اش زده بود. او رئیس «مجلس» تاتار های کریمه است. آقای جمیلوف با لحن آرام و صبورانه اما قاطع و مشخصی که دارد احترام همگان را جلب کرده است. او حتی هنگام صحبت در باره رهبران روسیه و دولت و پارلمان این کشور نزاکت همیشگی خود را از دست نمیداد. او در سال 2009 به اخذ جایزه صلح نوبل پیشنهاد شده بود.

فرهنگ ترکی – فارسی نصیری منتشر شد

Nasiriعباس جوادی – فرهنگ ترکی جغتائی، رومی، قزلباشی، روسی و قلماقی «نصیری» تالیف محمد رضا و عبدالجلیل نصیری (دوره صفویه) در تهران و توسط کتابخانه مجلس شورای اسلامی در 354 صفحه به چاپ رسید و به کتابفروشی ها فرستاده شد. حجت الاسلام رسول جعفریان رئیس سابق کتابخانه مجلس در این مورد به سایت «خبر آنلاین» گفت: «فرهنگ نصیری که یک فرهنگ ترکی (انواع ترکی شامل: ترکی جغتایی، رومی، قزلباشی، روسی و قلماقی) به فارسی است و یکی از بهترین متونی است که در این زمینه برجای مانده است. این اثر از تولیدات علمی بسیار عالی دوره شاه سلیمان صفوی و توسط برخی از منشیان دربار اوست که برای نخستین بار به چاپ می رسد. چند سال قبل جناب آقای حسن جوادی برای چاپ آن در کتابخانه مجلس تماس گرفتند و بنده با چاپ آن ضمن منشورات کتابخانه موافقت کردم. اکنون این اثر که به همراهی آقای فلور چاپ شده و نام آقای مصطفی کاچالین هم روی آن دیده می شود، خوشبختانه به چاپ رسیده است. مصححان مقدمه مفصلی در چند قسمت بر این کتاب نوشته اند.»

حسن جوادی و ویلم فلور که در گذشته نیز کار های بسیار مفید و علمی تاریخی به چاپ رسانیده اند، تهیه و تنظیم  این لغتنامه را انجام داده اند که حدودا   350 سال پیش بقلم محمد رضا نصیری و پسرش عبدالجمیل نصیری تالیف شده است. این پدرو پسر هر دو اصلا اهل اردوباد بودند که به اصفهان آمده برای دربار صفوی کار میکردند. اما پدر، محمد رضا، از زمان اقامت در اردوباد شروع به جمع آوری لغات این فرهنگ نموده و پسر، عبدالجمیل، آنرا تکمیل کرده است. حسن جوادی و ویلم فلور این لغتنامه را از تنها نسخه خطی آن که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است آماده نموده اند. آنچه که در زیر میخوانید، طرح مقدمه این لغتنامه است. در این فرهنگ برای هر کلمه ترکی «قزلباشی» (آذری امروزه) و یا ترکی رومی (ترکیه کنونی) و جغتائی (اوزبکی قدیم)  معنا و کلمات مترادف فارسی داده میشود که از نظرمقایسه و بررسی تحول این زبان ها بنظر من جالب و آموزنده است.

من خودم بالشخصه از خواندن فقط همین مقدمه فوق العاده هیجان زده شدم. امیدوارم خوانندگان «چشم انداز» هم استفاده کنند،  زیرا غرض از انتشار این اثر فقط آنست که بیشتر بدانیم و حدس بزنیم که وضع زبان و فرهنگ جامعه ایران و آذربایجان و قفقاز و عثمانی و خراسان قدیم و آسیای مرکزی آن زمان چگونه بود و چگونه دچار کدام تحولات و تاثیرات متقابل شد که بالاخره منتج به اوضاع و احوال کنونی شد. 

حسن جوادی و ویلم فلور

تاریخچۀ فرهنگ نویسی
در ایران و کشورهای همسایه مردم به زبانهای مختلف ترکی تکلم کرده اند و میکنند. چون دولت صفوی روابط زیادی با کشورهای همسایه داشت از این لحاظ دانستن زبانهای این کشورها ضرورت داشت. بدین جهت دولت صفوی مامورینی را که این زبانها را می دانستند استخدام می کرد. با این همه، به تالیف فرهنگ های مختلف برای این زبانها احتیاج حس می شد. از این روست که فرهنگ های متعددی در زمان صفویه و پیش از آن نوشته شده است.
اولین فرهنگ ترکی دیوان لغات الترک تالیف(464-466 ق) اثر محمود بن حسین کاشغری است که فرهنگی است بزرگ شامل اشعار و ضرب المثل ها و معانی لغات به عربی از ترکی قراخانیان و اوغوز، که مشهور است. دومین اثر مهم از این لحاظ کودکس کومانیکوس

(Codex Cumanicus)

نام دارد و فرهنگی است به لاتین، فارسی و یکی از لهجه های قدیم ترکی(قیپچاق یا قومانی ) و نشان می دهد که ترکی و فارسی مورد نیاز مبلغین و تاجرانی بوده است که به قلمرومغولان سفر میکرده اند. قسمت دوم آن مجموعه ایست از عبارات زبان قپچاق، که قومانی نیز خوانده می شود، و از لحاظ موضوعی تقسیم شده است. پس از این دو فرهنگ ترکی که می توان گفت قدیم ترین فرهنگ ها از نوع خود هستند تعداد دیگری فرهنگ های ترکی به فارسی نوشته شده اند که عنوان آنها به اختصار چنین است:

1 – «زفان (زبان؟) گویا و جهان پویا» که از قرن چهاردهم میلادی می باشد، که در هند تالیف شده و برای بار اول سیستم الفبا را در تنظیم آن بکار برده است. کتاب به هفت قسمت تقسیم شده است و هر قسمت فرهنگی جداگانه برای زبانهای مختلف است از قبیل فارسی، عربی، رومی (یونانی/لاتین/سریانی) و ترکی.
2 – بخش دوم شرفنامه مَنیری یا فرهنگ ابراهیمی (تالیف 878 ق) اثر ابراهیم قوام فاروقی است که باز در هند تالیف شده و از زفان گویا استفاده کرده است. این فرهنگ اساساً فرهنگی است به فارسی که بخشی از آن مربوط به زبان ترکی می شود.
3 – بدایع اللغه (قرن نهم) از ایمانی متخلص به طالع هروی است که به فرمان سلطان حسین بایقراء نوشته شده و قدیم ترین نسخۀ آن در کتابخانۀ سن پیترزبورگ تاریخ 1117 /1705-6 دارد . بنظر میرسد که این فرهنگ جهت استفاده از آثار علیشیر نوایی نوشته شده و بسیاری از کلمات اشعار او را ایضاح می نماید.

4. لغات ترکی تالیف فضل الله خان هندی از قرن دهم هجری که چون نسخۀ آن توسط منشی ای از کلکته در 1825 میلادی استنساخ شده و نسخۀ آن در موزه بریتانیا (بریتیش میوزیوم) است به “لغات کلکته” مشهور است. این اثر به سه بخش تقسیم می شود، و مقدمۀ آن دربارۀ صرف زبان جغتایی است. بخش اول بصورت الفبایی افعال، و در بخش دوم اسم ها داده شده اند. در بخش سوم بصورت گروهی حیوانات، روییدنی ها، و معدنیات داده شد ه اند. علاوه بر اینها این فرهنگ حاوی اسامی قبایل ترک و اصطلاحات نظامی نیز می باشد.

5.نصاب ترکی در لغت است که فرهنگی است منظوم به فارسی و در سال 1627 تالیف شده است.

6.کتابی دیگر بنام کلورنامه ، که به معنی چیزیست که زیاد مورد استفاده قرار می گیرد، و لغتی است از جغتایی به فارسی تاجیکی تالیف محمد یعقوب چنگی.

7. کتاب اختری که تالیف مصلح الدین مصطفی (متوفی 968/1568) می باشد و حد اقل سه بار چاپ شده است. اولین بار توسط چاپخانۀ امیره در استانبول در سال1202/1884 ، و لغت نامه ایست عربی به ترکی عثمانی.

8. .ﺗﺤﻔﺔ ﺣﺴﺎم ﻳﺎ ﻟﻐﺖ ﺣﺴﺎم، ﺳﺮودة ﺣﺴﺎم اﻟﺪﻳﻦ ﺣﺴﻦ ﺑـﻦ ﻋﺒﺪاﻟﻤﺆﻣﻦ ﺧﻮﻳﻲ ّ ﻣﻠﻘﺐ ﺑﻪ ّ ﻣﻈﻔﺮي و ﱢ ﻣﺘﺨﻠﺺ ﺑﻪ ﺣﺴﺎم (ﺳﺪة ﻫﻔﺘﻢ ﻫﺠﺮي

9.نصاب ترکی نورمحمد بیک قاجار نوایی خان.

10. فرهنگ ابوشقا که در قرن شانزدهم از جغتایی به عثمانی تالیف شده است و مولف آن معلوم نیست یکی از مهم ترین فرهنگ ها در نوع خود می باشد. گفتنی است که چون عنوان ونام مولف آن افتاده است اولین کلمه جغتایی که در کتاب داده شده کلمۀ “ابوشقا” ( به معنی پدر) است و از این جهت نام کتاب را “ابوشقا” یا “لغت ابوشقا ” گذاشته اند. قدیم ترین نسخه موجود از سال 959 هجری، تقریباً پنجاه سال بعد از مرگ نوایی و بیست سال پس از فوت بابر نوشته شده است که هنوز جغتایی زبانی زنده بود. در مقدمه کوتاهی که کتاب دارد فرق های املا یی بین زبان جغتایی و ترکی عثمانی داده شده اند.
11. تحفۀ شاهدی تالیف ابراهیم شاهدی (875-957/ 1471-1550) می باشد و لغت نامه ایست منظوم از فارسی به ترکی عثمانی که سال تالیفش احتمالاً 920/1514 است. این لغت نمونه ای برای مولفین دیگر شده و تقلید های زیادی از آن موجود است. اسم او بصورت “ابراهیم خدای دده” نیز داده شده است.

بطور سنتی نوشتن فرهنگ به صورت منظوم نیز مرسوم بوده است و این هنر شعری را نصاب می گفتند. نو آموز اغلب با حفظ شعر و به کمک حلاوت و موزونی شعر می توانست زبان مورد نظر را یاد بگیرد. قدیم ترین این نوع اثر نصاب الصبیان اثر ابونصر فراهی است (متوفی 740 ق) که کلمات فارسی و اطلاعات عمومی را جهت نوآموزان به شعر سروده است، و یکی از جدید ترین نصابها “نصاب انگلیسی” از فرهاد میرزای قاجار است که به شعر فارسی تدریس انگلیسی می کند. یکی از قدیم ترین نصابها از فارسی به ترکی تحفۀ حسام یا لغت حسام نام دارد از حسام الدین حسن بن عبدامومن خویی ملقب به مظفری و متخلص به حسام از قرن هفتم است. اولین نصاب دو زبانه از ترکی به فارسی احتمالاً از جانی بیک ابن ملک شاه خراسانی، است که از قلندران شاه بندری بوده و آنرا در حدود سالهای 965- 970 ق تالیف کرده است.

ادامه خواندن “فرهنگ ترکی – فارسی نصیری منتشر شد”