زبان قزاقی در چند تابلو

15375066852_759e817bc8_z
قزاقی نسبت به ترکی آذری ما دور تر از همه زبان های ترکی آسیای مرکزی است. بین ایران (از جمله آذربایجان ایران) و قزاقستان چیزی حدود 2000-3000 کیلومتر فاصله است با دریائی از فرق ها در تاریخ، فرهنگ و تاثیرات و تحولات گوناگون زبانی، ادبی و تاریخی. در این سفر قزاقستان چند عکس از تابلوهای مختلف ساختمان ها و مغازه های مختلف برداشتم تا نزدیکی و دوری ترکی آذری ما با قزاقی و همچنین تاثیر فارسی، عربی و البته روسی را بر این زبان نشان دهم. مشاهده تغییراتی که یک واژه در یک زبان می یابد بسیار جالب است. توضیحات به ترکی آذری، ترکی ترکیه و فارسی زیر عکس ها (به نام ها و تعابیر روسی  و انگلیسی دست نزدم):

Ayaq kiym jöndeu, kilt jasau, Ayak giyimi (ayakkabı) tamiri, kilit (anahtar) yapımı آیاق کییم ژؤندئو، کیلت ژاسائو،  باشماق تعمیری، آچار دوزلتمک تعمیر کفش، ساخت کلید توضیح: کفش=باشماق=آیاق قابی= آیاق گییمی= آیاق کیم کلید=کیلید=کیلیت=کیلت=آناهتار=آچار

Ayaq kiym jöndeu, kilt jasau
Ayak giyimi (ayakkabı) tamiri, kilit (anahtar) yapımı
آیاق کییم ژؤندئو، کیلت ژاسائو،
باشماق تعمیری، آچار دوزلتمک
تعمیر کفش، ساخت کلید
توضیح: کفش=باشماق=آیاق قابی= آیاق گییمی= آیاق کیم
کلید=کیلید=کیلیت=کیلت=آناهتار=آچار

Ükımet Üyi, Hükumet Evi اوكيمت اويى، حكومت ائوی، خانه حکومت

Ükimet Üyi, Hükumet Evi
اوكيمت اويى، حكومت ائوی، خانه حکومت

 

Qoş keldinizder, Hoş geldiniz خوش گلدینیز، خوش آمدید توضیح: خوش، قوش، حوش

Qoş keldinizder, Hoş geldiniz
قوش کلدینیزدر، خوش گلدینیز، خوش آمدید
توضیح: خوش، قوش، حوش

Qazaqstan Respublikasının Parlamenti, Kazakıstan Cumhurıyetinin Parlamentosu قزاقستان جمهوری سینین پارلمانی، پارلمان جمهوری قزاقستان

Qazaqstan Respublikasının Parlamenti, Kazakıstan Cumhurıyetinin Parlamentosu
قازاقستان رسپوبليكاسى نين پارلامنتى، قزاقستان جمهوری سینین پارلمانی، پارلمان جمهوری قزاقستان

Pars kilemder ortalığı, İran halıları merkezi پارس کیلمدر اورتالیغی صنم= مرکز قالی های ایرانی صنم،  توضیح: پارس به معنی ایرانی کیلم=کلیم= قالی، فرش اورتالیق=مرکز: این کلمه جدید و نوساخته ای در قزاقی است. در گفتار مردم به مرکز تعبیر روسی آن «تسنتر» (سانتر) میگویند

Parsı kilemder ortalığı, İran halıları merkezi
پارسی کیلمدر اورتالیغی صنم= مرکز قالی های ایرانی صنم،
توضیح: پارسی به معنی ایرانی
کیلم=کلیم= قالی، فرش
اورتالیق=مرکز: این کلمه جدید و نوساخته ای در قزاقی است. در گفتار مردم به «مرکز» تعبیر روسی آن «تسنتر» (سانتر) میگویند

Altın Orda biznes ortalığı, Altın Orda ticaret merkezi آلتین اوردا تجارت مرکزی، مرکز تجاری آلتین اوردا توضیح: آلتین=آلتون=قیزیل=طلا، طلائی، اوردا=اوردو=ائو=خانه، قصر، کاشانه

Altın Orda biznes ortalığı, Altın Orda ticaret merkezi
آلتین اوردا تجارت مرکزی، مرکز تجاری آلتین اوردا
توضیح: آلتین=آلتون=قیزیل=طلا، طلائی، اوردا=ائو=خانه، قصر، کاشانه

Demxana, Dinlenme evi (yeri) دم خانا=خانه (محل) دم گرفتن و استراحت

Demxana, Dinlenme evi, yeri
دم خانا=خانه (محل) دم گرفتن و استراحت، دم=استراحت

Furmanov köşesi, Furmanov sokağı فورمانوو کؤشه سی=کوچه فورمانوو توضیح: کؤشه=گوشه،کوچه در قزاقستان هم به کوچه و هم به خیابان «کوشه» میگویند. برای خیابان وسیع کلمه روسی «پراسپکت» را استفاده میکنند

Furmanov köşesi, Furmanov sokağı
فورمانوو کؤشه سی=کوچه فورمانوو
توضیح: کؤشه=گوشه،کوچه
در قزاقستان هم به کوچه و هم به خیابان «کوشه» میگویند. برای خیابان وسیع کلمه روسی «پراسپکت» را بکار میبرند

Dostık Ğımaratı, Dostluk Imareti دوستیق غیماراتی=دوستلوق عمارتی=عمارت (ساختمان) دوستی توضیح: دوستیق=دوستلوق=دوستی غمارات=عمارت

Dostık Ğımaratı, Dostluk Imareti
دوستیق غیماراتی=دوستلوق عمارتی=عمارت (ساختمان) دوستی
توضیح: دوستیق=دوستلوق=دوستی
غمارات=عمارت

Deretxanalar, Tahrathaneler, tuvaletler درتخانالار=طهراتخانه ها= توالت ها توضیح: دّرّخّت=طرّخّت=طهرات=طهارت

Deretxanalar, Tahrathaneler, tuvaletler
دَرَتخانالار=طهراتخانه ها= توالت ها
توضیح: دَرَت=طرَت=طهرات=طهارت

Dekor dükeni, Dekor dükkanı دکور دوکنی=دکان (مغازه) دکور

Dekor dükeni, Dekor dükkanı
دکور دوکنی=دکان (مغازه) دکور

Meyramxana, Mehmanxana, Mehmanhane, Bayramhane, Restoran میرام خانا=مهمان خانه=بایرام خانه=رستوران توضیح: بنظر بعضی ها «میرام» در قزاقی و قرقیزی شکل تغییر یافته «مهمان» و بنظر دیگران شکلی تغییر یافته از کلمه «بایرام» یعنی عید و شادی است

Meyramxana, Mehmanxana, Mehmanhane, Bayramhane, Restoran
میرام خانا=مهمان خانه=بایرام خانه=رستوران
توضیح: بنظر بعضی ها «میرام» در قزاقی و قرقیزی شکل تغییر یافته «مهمان» و بنظر دیگران شکلی تغییر یافته از کلمه «بایرام» یعنی عید و شادی است

Zergerlik salonu, Mücevhercilik salonu زرگرلیک سالونو=سالن ،زرگری=مغازه جواهرفروشی زرگر، زرگرلیک

Zergerlik salonu, Mücevhercilik salonu
زرگرلیک سالونو=سالن زرگری=مغازه جواهرفروشی
زرگر، زرگرلیک

Emdeu ortalığı, ِDerxana-Tıp merkezi, Eczane امدئو اورتالیغی، دّرخانا=مرکز طبی، داروخانه توضیح: دّر=دارو، دّرخانه=داروخانه

Emdeu ortalığı, ِDerxana-Tıp merkezi, Eczane
امدئو اورتالیغی، دَرخانا=مرکز طبی، داروخانه
توضیح: دَر=دارو، دَرخانه=داروخانه

Nan-Konditer önimderi, Ekmek-Un mamülleri نان- کندیتور اونیم دری=نان ومحصولات  آردی توضیح: نان=نان=چؤرک=اکمک اونیم=محصول=فرآورده=اورون

Nan-Konditer önimderi, Ekmek-Un mamülleri
نان- کندیتور اونیم دری=نان ومحصولات قنادی
توضیح: نان=نان تنور=چؤرک=اکمک
اونیم=محصول=فرآورده=اورون

Aq qend, Kesme şeker آق قند=قند سفید=قند

Aq qend, Kesme şeker
آق قند=قند سفید=قند

———————————————————

از فیس بوک

MM
در این چند کلمه تفاوت قابل توجهی میان دو گویش نیود

Abbas Djavadi
درست است بخصوص اگر كسى كمى هر سه و يا چهار زبان و روسى را هم بداند و بتواند كلمه به كلمه بخواند مقايسه كند اما بخصوص وقتى صحبت قزاقى را ميشنويد و يا يك متن قزاقى را (به خط روسى سيريليك) ميخواهيد بخوانيد تقريبا چيزى نمي فهميد. اين البته فقط مقايسه اي واقعا كاريكاتىرى از واژگان بود. سهم كلمات و تعابير روسى خيلى بيشتر از اينهاست. يك عده لغات و قواعد. هست كه در زبان هاى تركى غربى و جنوبى (اوغوز) مانند تركى ما فرق ميكنند.بعد هم موضوع تلفظ و ساختار جمله و صرف و نحو ميماند.
شاید تشبیهی زورکی است و در اصل تشبیه هیچ دو زبان با مقایسه هیچ دو زبان دیگر یکی نیست. اما احتمالا دوری و یا نزدیکی ترکی آذری (ویا ترکیه) با قزاقی مانند مناسبت این زبانهاست (البته با احتساب تاثیر مختلف زبان های دیگر و نظام آوائی و دستوری و غیره):
ترکی آذری (و یا ترکیه) — قزاقی (ویا قرغیزی)
روسی —- چکی (و یااسلوواکی) و یا لهستانی، بلاروس و یا اوکرائینی
فارسی (دری، تاجیکی) — کُردی (ویا بلوچی، پشتو)
آلمانی — سوئدی و یا داچ (باصطلاح هلندی)

CZ
استاد گرامي البته اينكه بگويم دوري و نزديكي تركي آذربايجاني(ياتركيه) به تركي قزاقي همانند دوري و نزديكي فارسي و كردي است ( چون آن يكي زبانها را كه آورده ايد ؛ نمي دانم و قابليت مقايسه برايم فراهم نيست) به نظر درست نمي آيد. شاهد زنده ماجرا هم مطلب قبلي خودتان ( زبان قزاقي در چند تابلو) مي باشد كه خوشبختانه خودتان هم توضيحات كامل را داده ايد. البته لهجه تركي آن ها با ما فرق مي كند ولي همانطور كه در مثالهاي شما هم آمده از لحاظ گرامري كاملا يكسان است و كلمات هم مخصوصا كلمات دخيل كمي دگرگوني تلفظ دارد . از مثالهاي خود شما ميآورم با ببينيد قضيه اين دو لهجه چقدر به هم نزديك است :‌
آياق كييم (آياق قابي) / كليت ( كليد و كليت) / اوكيمت اووي (حكومت ائوي) / قوش كلدينيزدر(خوش گلدينيز) / قزاقستان رئسپوبليكاسي نين پارلامنتي ( قزاقستان رئسپوبليكاسي نين پارلامنتي ) / پارسي كيليملر اورتاليغي ( پارسي كيليملر مركزي ) اين كلمه اورتاليق كاملا تركي است و در زمان ما هم كه به كار مي رود / دم خانا (دينلنمه خانا ) / دوستلوق غيمارتي ( دوستلوق عمارتي) / فورمانوو كؤشه سي ( فورمانوو كوچه سي ) زرگرليك سالونو ( زرگرليك سالونو )
با تشكر از شما كه ما را با برادران قزاقمان در تركستان آشنا ميكنيد.

Abbas Djavadi
متشکرم فقط بنده گرامر و دستگاه آوائی را مقایسه نکردم. اصلا این دو زمینه را اصلا بحث نکردم. فقط یکقطره از دریای واژگان یعنی لغت اینها را خالصانه خواستم مقایسه کنم. امیدوارم که جالب بوده باشد

DS
در برهه‌‌هایی‌ از زمان به خاطر اینکه زبان دیوانی و اداری در آن دیار پارسی‌ بوده، قطعا واژه‌هایی‌ به زبان‌شان نفوذ کرده. جالب بود، سپاس

MF
مجموعه بسیار جالب و آموزنده ای گردآوردی کردید. دست شما درد نکند. آیا قزاقستان هم مانند جمهوری آذربایجان در بیست سال اخیر به واردات کلمات از ترکیه پرداخته؟

Abbas Djavadi
سلام آقای …، متشکرم. جالب است چونکه پیش خودم قرار گذاشته بودم موضوع «انشای بعدی» ام همین باشد. بنظرم نه. اصولا قزاق ها خیلی اعتماد بنقس بالاتری از آن دارند که از ترکیه لغت و غیره به عاریت بگیرند. شایدیک علتش بزرگی کشور و بخصوص در آمد هنگفت نفتی شان است و شاید هم دوری از ترکیه و تاثیر بیشتر از روسیه و کشور های همجوار دیگر مثل چین و مغولستان و اوزبکستان و غیره. ولی فکر کنم این موضوع در مورد همه سه کشور ترک زبان دیگر آسیای مرکزی یعنی ترکمنستان، اوزبکستان و قرقیزستان هم صدق میکند. همه آنها در عین حال که زبان خود را در اصل شاخه ای از خانواده زبانهای ترکی میدانند آن را مستقل از ترکی کنونی مثلا ترکیه میدانند و برعکس ترک ها به زبان خود ترکی نمیگویند، قزاقی، قرقیزی، ترکمنی و یا ااوزبکی میگویند. مثل مثلا فرانسوی ها که زبان خودشان را با وجود آنهمه نزدیکی ایتالیائی نمیخوانند و یا هلندی ها و آلمانی ها و یا کرد ها و فارسی زبان ها. عموما کشور و مردمی باندازه جمهوری آذربایجان تحت تاثیر فرهنگی و سیاسی (ناسیونالیستی) ترکیه نیست شاید هم یک علت این امر در آن است که آذربایجان هم کشوری کوچک است، هم تجربه مستقل دولتداری خودش بسیار کوتاه مدت بوده و هم در همسایگی ترکیه قرار دارد و هم از نظر اقتصادی (بغیر از درآمد نفت که اصولا در طبقه بالا صرف میشود) و پیشرفت سیاسی (آزادی های سیاسی و اقتصادی، عدالت اجتماعی، رفاه نسبی مردم، دادگاه ها، تامینات اجتماعی، رسانه ها، تحصیل، فساد و رشوه) از ترکیه بمراتب عقب تر است. شاید. حتما عوامل دیگری هم هستند. امید وارم در این چند روز آینده این مقاله را تمام کنم. مرسی که بمن امکان دادید که آن نوشته را اینجا خلاصه کنم.



دسته‌ها:يادداشت های سرپائی, خودمانی

برچسب‌ها:, , ,

نظری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s