فرق های ترکی آذری و ترکیه

بیشک در دوره سلجوقیان تا حتی اواخر صفوی فرق چندانی بین این دو گونه ترکی نبود. اما حالا هست. حالا حتی بنظر من بین ترکی جمهوری آذربایجان و آذربایجان ما هم فرق هست. البته نه به درجه فرقی که با ترکی ترکیه هست و طبیعتا نه مانند فرق بین ترکی آذربایجان ایران و مثلا قزاقی و قرقیزی که فهمیدنش برای یک تبریزی و اردبیلی و حتی باکوئی بسیار مشکل است.

آیا این چیز عجیبی است؟ نه. چونکه ما تحول تاریخی، اجتماعی و زبانشناختی در این هزار سال اخیر را در نظر نمیگیریم و فکر میکنیم همان شباهت و قرابتی که زمان طغرل و تیمور بین این ترکی ها بود، حالا هم هست.

وقتی گویشوران یک زبان بصورت قبیله و ایل زندگی کنند، زبان نمیتواند قوام پیدا کتد و منسجم شود. ترک ها هم که در رابطه با فتوحات خود به همه جا پخش میشدند، خودشات حکمرانی میکردند و دولت را حفظ مینمودند، اما امور اداری و اجتماعی و فرهنگی این دولت را به ایرانیان بومی میسپردند، چونکه خودشان چندان تجربه ای در این مورد نداشتند. با این ترتیب از نگاه زبان خواهی نخواهی دوچیز اتفاق افتاد: اولا گوناگونی ها و شباهت ها بین لهجه های آنها متناسب با روندهای اجتماعی و سیاسی نبود. می دیدید که هم در فلان گوشه خراسان یک عده «ترکی افشاری» صحبت میکنند و هم در فلان جای آناتولی، یعنی ترکیه امروز. یعنی در ابتدا انسجام جغرافیائی و سیاسی در این تحول زبانشناختی موجود نبود. ثانیا از آنجا که کوچ ها ۵۰۰-۶۰۰ سال ادامه داشت، می دیدید که مثلا لهجه افشار با ذوالقدر فرق میکرد. حتی بین افشار های ایران و روم و یا ذوالقدر های آناتولی و شیراز فرق هائی بود، یا اینکه یکی مانند صادقی افشار (۱۵۳۳-۱۶۱۰) در تبریز متولد میشود، شعر میگوید، آن هم با لهجه ای که بیشتر شبیه فضولی و ترکی آذری است، لقبش هم افشار است، اما زبان مادری اش جغتائی است، یعنی لهجه شرقی ترکی، چیزی نزدیک به اویغوری کاشغر و اوزبکی امروزی.

اتفاقا فرق مهمی که میگویند بین ترکی ترکیه و آذربایجان هست آن است که در ترکی آذربایجان و بخصوص لهجه های تبریز، اردبیل و باکو عنصر قپچاقی که یک شاخه شرقی زبان های ترکی است، بسیار نمایان است. واژه هائی مانند «هاچان» (کی؟ چه وقت؟) باقیمانده آن تاثیر است، در حالیکه این را نمیتوان در باره ترکی ترکیه ادعا نمود. طبق بعضی نظریات، علت اینکه مثلا در ترکی آذری ایران و بخصوص تبریز قانون «هماهنگی مصوت ها» زیاد رعایت نمیشود و مثلا ما در تبریز به جای «گئده جک» (خواهد رفت) «گئده جاخ» میگوئیم، احتمالا همین تاثیر عنصر قپچاقی است. برخی از نویسندگان آن را مربوط به حضور قوی تر اوزبک ها و اویغور ها در آذربایجان می بینند که در زمان ایلخانان و تیموریان به آذربایجان آمده بودند، برخی دیگر هم به تاثیر بیشتر فارسی به اوزبکی اشاره میکنند. جواد هیئت در باره پیدایش دو لهجه ترکی آذری و عثمانی به سه دلیل اشاره میکند: «یکم: در تشکیل ترکی آذربایجانی غیر از لهجه اوغوز، لهجه های قبچاق و اویغور و تا حدی مغولی، و لهجه های بومی (آذری) بمراتب بیشتر از آناطولی دخالت داشته است. دوم: نفوذ زبان و ادبیات ایران و تاثیر آن در ترکی آذری، مخصوصا در زبان ادبی. و سوم: اختلاف مذهب شیعه و سنی» (۱).

اگر اینها را ندانیم، آغاز و روند تشکل و انسجام ترکی امروزی ترکیه و ترکی آذری ایران، ترکی خراسان و یا ترکی شمال عراق و شمال سوریه را درک نخواهیم کرد. حتی نخواهیم فهمید که فرق مثلا بین لهجه های شمال رود ارس و جنوب آن در کجا است.

در عرض این هزار سال ده ها تغییر در ساختار، واژگان، و حتی نظام آوائی زبان های ترکی اوغوزی شده است. معمولا گفته میشود خانواده ترکی اوغوزی عبارت از سه زبان اصلی ترکی ترکیه، ترکی آذری و ترکمنی است. بنظر دورفر (۲) امروزه میتوان روی این تقسیم بندی زبانی و یا لهجه ای «زبان های اوغوزی» توافق کرد: (یکم) ترکی ترکیه (شامل عثمانی کریمه و لهجه های بالکان از جمله قاقائوز)، (دوم) (ترکی) آذری، (سوم) «لهجه های افشاری» در شرق و غرب استان های آذربایجان، (چهارم) لهجه های میانی بین آذری و افشاری در خط قزوین و «خلجستان» و جنوب خط همدان-قم شامل قشقائی و افشاری ایناللو و همچنین افشاری کابل، (پنجم) ترکی خراسانی (در شمال شرق ایران، ترکمنستان و افغانستان شمال غربی) و (ششم) ترکمنی (در ترکمنستان، شمال افغانستان و سواحل جنوب شرقی خزر). تورخان گنجه ای (۳) و دورفر کوشش کرده اند از نگاه ساختار، صرف و واژگان، فرق های این گونه های مختلف زبان های اوغوزی را تا حدی تعریف و معین کنند.

روشن است که حتی امروز در ترکی آذری ما تاثیر فارسی و عربی (درست مانند ترکی عثمانی صد سال پیش) به مراتب بیشتر از ترکی کنونی ترکیه است. به همین ترتیب میدانیم که از نگاه آوائی ترکی ترکیه هشت فونم مصوت (باصدا) دارد (a, e, i, ı, o, ö, u, ü) در حالیکه ترکی آذری علاوه بر این هشت مصوت، مصوتی برای آوای فتحه نیز دارد (e وارونه) که در ترکی ترکیه عموما (e) یعنی بصورت کسره نوشته و خوانده میشود، مانند «ار» (به فتح الف بمعنی شوهر) که در ترکی آذری با فتحه و در ترکی ترکیه با کسره تلفظ میشود. از نگاه واج های بیصدا (همخوان) و یا صامت ها حرف و آواهای «غ» و «خ» در لهجه استاندارد (استانبولی) ترکیه موجود نیست. «غ» بصورت نرم (شبیه «ی») و «خ» بصورت «ه» و یا «ک» تلفظ میشود، مانند یوخ/یوک (به معنی «نه») که تا همین چند سال پیش با قاف (یوق) می نوشتند. یکی دیگر از فرق های بارز بین ترکی آذری و ترکیه این است که تصریف نام در ترکی آذری و ترکیه کم و بیش مشابه است، اما فرق های اصلی در تصریف فعل است (۴). بطور کلی باید گفت در زمینه تحلیل دستوری و دقیق نزدیکی و دوری این دو گونه ترکی، کار علمی زیادی انجام نشده است.

بگذارید به دو فرق دیگر بین ترکی آذری و ترکی ترکیه هم اشاره کنم. هر دوی این موارد مخصوصا از قرن بیستم به بعد، درست ترش از زمان تاسیس جمهوری ترکیه و به اصطلاح آغاز تمایلات «پاکسازی» زبان ترکی از «عناصر غیر ترکی» شروع و تشدید شد. یکم: در سطح دولتی ترکیه، از سال های ۱۹۳۰ سعی شده است که واژگان فارسی و عربی با واژگان اغلب نوساخته و یا نویافته ترکی «سره» جایگزین شود. طبیعتا این اقدام، زبان ترکی را بیشتر «ترکی» کرده اما باعث شده است ما آذربایجانی ها در آموزش و کاربرد ترکی مدرن مشکل بیشتری داشته باشیم. نکته دوم یک تمایل سیاسی علیه جملات مرکبی هست که مثلا با حرف ربط «که» و یا «و» درست میشوند و در فارسی و یا ترکی آذری بسیار رایج هستند. این نوع ترکیب جملات فهم منظور و یا باصطلاح گزاره اصلی جمله را آسان میکنند، در حالیکه امروزه در ترکی معاصر صرفا برای پرهیز از این نوع جملات مرکب که میگویند ترکیبات «ناب ترکی» نیست، بخصوص در نوشتار، جمله هائی فوق العاده طولانی میسازند که فهم گزاره اصلی را مشکل میکند. مثلا این دو جمله را مقایسه کنید: (یکم) بیلیرسن کی، حسن هاردا ایشلیر؟ (میدانی حسن کجا کار میکند؟) و (دوم) حسنین نره ده چالیشتیغینی بیلیور موسون؟ (همان معنا). و یا جمله ای طونی تر: (یکم) هئچ ذات دئمه دی، چونکی بیلیردی کی هئچ کس اونا اینانمایاجاق (چیزی نگفت، چونکه میدانست کسی به او باور نخواهد کرد.) (دوم) هیچ کیمسه نین اونا اینانمایاجاغینی بیلدیگی ایچین هیچ بیر شئی دئمه دی.

در هر کدام از این دو نمونه دو نوع جمله داده شده که نوع یکم ترکی آذری و گونه دوم ترکی ترکیه است. هر دو گزینه به یک معناست. هر کدام از گزینه ها یک جمله مرکب است، یعنی جمله ای که خود در گزینه نخست عبارت از دو و یا چند جمله است. در گزینه دوم هم از نظر معنا دو و یا چند جمله وجود دارد. اما میان این گزینه ها یک فرق اساسی هست: در گزینه اول ما چند جمله داریم که توسط حرف ها و ادات ربطی (و، که، اما، چونکه و غیره) بهم وصل شده اند. در گزینه دوم از آن حرف ها و ادات ربطی استفاده نشده، اما ترکیب جملات پایه با اسم فعل و تغییرات متناسب در فعل (مثلا کاربرد وجه التزامی فعل) بیان میشود. نمونه دیگر: چوخ آرزو ائلیرم کی بو فیلمی گؤره سن (بسیار آرزو میکنم این فیلم را ببینی.) در اینجا جمله پایه «چوخ آرزو ائلیرم» و جمله پیرو «بو فیلمی گؤره سن» است. طبیعی است که معنای جمله دوم مربوط و وابسته به جمله و فعل پایه است. این دو جمله با ادات «کی» (که) بهمدیگر وصل شده اند. این جمله نوعی ویژه در کاربرد ترکی آذری است که در ترکی استاندارد ترکیه با آن روبرو نمیشویم. طوریکه در بالا هم گفتیم، در ترکیه این جمله را تغییر داده میگویند: بو فیلمی گؤرمنی چوک آرزو ائدیوروم.

البته در لهجه های مختلف آذربایجان ایران، جمهوری آذربایجان و همچنین ترکیه میتوانیم با اشکال مختلف و دیگری هم روبرو شویم. بهمین ترتیب زبان مردم تحصیلکرده نسبت به مردم عادی (بخصوص مردم روستا ها و شهر های کوچک) فرق میکند، چرا که جمله سازی معمولا همزمان با تحصیل از نظر واژگان غنی تر و از نظر جمله سازی مرکب تر میشود و همزمان، تاثیر قارسی بر ترکی ایرانیان تحصیلکرده بیشتر از ایرانیان ترک زبان کمتر تحصیلکرده است.

بعضی از زبانشناسان بر آنند که ترکیب جملات مرکب از طریق ادات ربط در اصل متعلق به زبان باستان ترکی نیست و این نوع ترکیب ها که در زبانهای هند و اروپائی رایج اند، از فارسی به ترکی آذری نفوذ کرده اند. در ترکیه بعد از آنکه حدود۷۰-۸۰ سال پیش موج باصطلاح «پاکسازی» زبان از نفوذ زبانهای غیر ترکی شروع شد، در کنار جایگزین کردن واژگان فارسی و عربی با واژگان نویافت ترکی، سعی کردند ساختار های باصطلاح «غیر ترکی اصیل» و مثلا جملات مرکبی را که با حرف ربط «کی» و «و» و یا وجه التزامی فعل (آلاسان، گله سن، گؤره سن) ساخته میشود (گزینه یکم) مورد استفاده قرار ندهند و بیشتر از راه تغییر ساختار جمله، آن را بصورت جمله مرکب (گزینه دوم) در آورند. این اقدام بیشتر از زبان، به ملاحظات سیاسی مبتنی است و حتی از نگاه ترکی «سره» و ساده هم چندان قابل فهم نیست، چرا که مردم عادی و نه چندان تحصیلکرده ترکی زبان از این قبیل ترکیبات پیچیده جمله سازی اصولا استفاده نمی کنند.

زبان اوزبکی هم که در کنار ترکی آذری بیشتر از دیگر زبان های ترکی تحت تاثیر فارسی بوده، از این نوع جملات مرکب استفاده میکند. عثمانی هم که امروزه نزدیک به صد سال است که دیگر عملا بکار برده نمیشود، پر از اینگونه ترکیبات بوده و بخصوص شعر و ادبیات عثمانی و جغتائی (اوزبکی قدیم) و همچنین ترکی کتبی دیگر حوزه ها مانند تاریخ، علم، دین و فلسفه نیز نشان دهنده این نوع جملات است، در حالیکه ادبیات فولکلور که منعکس کننده زبان ساده شفاهی و روستائی است، اساسا جمله سازی کوتاهی دارد و چندان جملات مرکب بکار نمی برد.

منابع

(۱) هیئت، ج.: سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی، تهران ۱۳۸۰، ص ۱۷۱-۱۷۲

(2) Doerfer, G.: Azerbaijan, viii. Azeri Turkish, in: Encyclopaedia Iranica Online, as viewed in February ۲۰۱۷

(3) Gandjei, T.: «Turcica Agemica», in: Wiener Zeitschrift fuer die Kunde des Morgenlandes, Wien 1986

(4) Doerfer, ibid



دسته‌ها:زبان آذربایجان در گذر زمان