داستان من

هسته سلول حاوی کروموزوم ها که دی ان ای را حمل میکنند، به نقل از ویکی مدیا

هسته سلول حاوی کروموزوم ها که دی ان ای را حمل می کنند، به نقل از ویکی مدیا

عباس جوادی

 اگر به علم باور کنیم (و ظاهرا چاره دیگری نداریم)، واقعیت این است که اجداد کورش و اسکندر و چنگیز همه یکی بودند و از یکجا آمدند – از آفریقا. مهم این است که چند سال در تاریخ به عقب می رویم .

من کی هستم؟

اجداد من کی بودند و از کجا آمده اند؟ اصل و نسب دور و دراز من چیست؟ مثل بیش از 1.6 میلیون نفر در دنیا  من هم می خواستم ببینم بقول دکتر اسپنسر ولز از «پروژه جنوگرافیک» موسسه «نشنل جئوگرافیک» «چند در صد من عبارت از انسان نئاندرتال است؟!» دکتر اسپنسر مدیر این موسسه است که اين تست ها را در سرتاسر دنیا انجام می دهد. نتیجه های تست ها برای بررسی علمی و بین المللی بکار می رود.

تا 200-250 سال قبل اجدادم را می شناسم: ما یک شجره خانوادگی داریم. هم این شجره و هم چند کتاب تاریخ نشان می دهند که جد بزرگ پدر من حاج میرزا احمد مجتهد که نام کاملش «میرزا احمد بن لطفعلی‌بن محمد صادق مغانی تبریزی» بود، اوایل قرن سیزدهم هجری قمری (حدودا سال های 1790 میلادی) از مغان به تبریز مهاجرت کرده است. یکی از فرزندان ایشان بنام حاج میرزا جواد مجتهد که نام خانوادگی ما از ایشان است، یکی از اولاد ذکور همین میرزا احمد مجتهد بود. تا پدر بزرگ من حاج میرزا غفار اقا، اجداد پدری و مادری من که با هم قوم و خویش بودند در تبریز مقام مجتهد و یا امام جماعت را داشتند.

این اجداد را به نام می شناسم. حتی در باره آنها بعضی چیز ها خوانده ام. اما گذشته دور تر من چه؟ هزار سال ، دو هزار سال، ده هزار سال قبل؟

مدتی پیش با پرداخت حدود 160  دلار به همین موسسه غیر انتفاعی «جنو گرافیک»، آن ها یک بسته به من فرستادند. دو نمونه آب دهانم را از جدار داخلی دهانم گرفته به مرکز این پروژه در تکزاس فرستادم. برای من عجیب و جالب بود که از من نه آدرسم را پرسیدند، نه کشور، منطقه و شهر تولدم را، نه دین و زبانم را، نه رنگ پوستم را و نه هیچ چیز دیگر را. فقط آب دهان. برای 6-7 هفته آنها مرتب در سایت گزارش می دادند که تست دی ان ای آب دهان من چطور پیش می رود و من با هیجان منتظر نتیجه نهائی بودم. نتیجه نهائی را حتی دو هفته کنترل علمی کردند تا مطمئن شوند و بمن بگویند.

حالا نتیجه را گرفته ام و همانطور كه به خویشاوندان، دوستان و خوانندگان «چشم انداز» وعده داده بودم منتشر می کنم (این مربوط به چهار سال پیش میشود. نتیجه ها را اوایل سال 2014 گرفتم.)

برای اطلاعات بیشتر (به انگلیسی) در باره «پروژه ژنو گرافیک» موسسه نشنل جئو گرافیک روی عکس دکتر اسپنسر ولز کلیک کنید

برای اطلاعات بیشتر (به انگلیسی) در باره «پروژه ژنو گرافیک» موسسه نشنل جئو گرافیک روی عکس دکتر اسپنسر ولز کلیک کنید

اولا در باره تست های دی ان ای

تست دی ان ای وابستگی قوميت، نژاد، زبان مادرى، شهروندی و هویتی شما را معین نمی کند – مثلا تشخیص نمی دهد و نمی تواند تشخیص بدهد که شما ترك و يا عرب هستيد و یا خود را بیشتر وابسته به کدام ملت، قوم، دین و زبان حس می کنید. اینها موضوعات سیاسی و هویتی – فرهنگی هستند و قابل تغییرند. با تست دى ان اى شما مي توانيد معين كنيد كه شخص شما با فلان فرد مشخص كه مشخصات دى ان اى او هم بايد معلوم باشد، خويشاوندى داريد يا نه، اما با اين تست نمي توان معين كرد كه شخص تست شده ایرانی است یا آمریکائی، زبان مادری اش انگلیسی است یا روسی و یا مسیحی ارتدکس است یا مسلمان شیعه. شما صرفنظراز تحلیل دی ان ای خود می توانید خود را صد در صد آمریکائی یا فرانسوی بدانید اگر چه تبارتان مثلا چینی باشد، می توانید خود را اصالتا ایرانی بدانید، در حالیکه آمیزه ژنتیک شما فقط مخلوطی از هاپلوگروه هائی است که در مردم چهار-پنج منطقه جغرافیائی دنیا به چشم میخورد.

واحد سنجش در اين تست دی ان ای شما، مشخصاتى است كه با نام «هاپلو گروه» تعیین، تعريف و دسته بندى مي شوند. دى ان اى هر شخص عبارت از هاپلو گروه هاى مختلف است.  در هر شخص، بودن و نبودن اين و يا آن هاپلو گروه و درصد آن هاپلو گروه در دى ان اى آن شخص فرق مي كند. كار اين تست آن است كه به شما بگويد دى ان اى شما چند در صد از هاپلو گروه الف، ب، ج و غيره دارد. اين نام ها قراردادى هستند و در اين مورد مقالات و حتى كتاب هاى زيادى نوشته شده است.

درک و به خاطر سپردن نام های گوناگون این هاپلوگروه ها کار ساده ای نیست. مشکل حتی فقط آموزش پنجاه شصت نام هاپلوگروه هم نیست. این هاپلوگروه ها بعضا در محیط های مختلف دچار جهش (موتاسیون) میشوند. در آن صورت متخصصین شیمی و ژنتیک تکاملی به این هاپلوگروه های نو و تغییر یافته نام های جديد می دهند، اما علاوه می کنند که اصل این هاپلوگروه فلان هاپلوگروه بوده است. تشخيص اين موتاسيون ها در دى ان اى هرشخص به پيگيرى تكامل ژنتيك آن شخص كمك مي كند. موتاسیون یک تغییر شیمیایی-ژنتیکی است که صفات زیستی و ژنتیک شما را از قبیل رنگ چشم و غیره تغییر می دهد.

تا اینجایش کاری نسبتا مستقیم و بی شک و شبهه است. یک شخص تست دی ان ای میدهد. نام و درصد هاپلوگروه هایش معلوم می شود. اگر کسی هست که می خواهید بدانید واقعا پدر شما هست یا نه، باید از یک سلول او، حتی اگر فوت کرده باشد، یک نمونه برداری کرده، آن را هم به تست بدهید. در مقایسه نتایج دو تست، اگر هاپلوگروه ها و سهم آنها در دی ان ای شما و آن شخص دوم  مشابه باشند، معلوم می شود که آن شخص احتمالا، شاید هم (نسبت به درجه تشابه) به احتمال قوی پدر شماست. حالا آن شخص می تواند برود و مطالعه کند که هاپلوگروه های او در کدام اشخاص، کدام گروه قومی و ملی و زبانی در کدام کشورها و مناطق جهان کم و بیش به همان نسبت دیده می شود. این کار بمراتب مشکل تر است و اغلب از عهده یکی دو شخص خارج است. این کار را معمولا موسسه های پزشکی وعلمی انجام می دهند.

از همین جاست که ریسک اشتباه و یا حتی شاید تحریف افزایش می یابد، مخصوصا اگر موسسه ای بخواهد برپایه تست صد یا هزار و یا دو هزار نفر مثلا از شهر پکن معین کند که تبار آنها از کجاست. ریسک و خطر حتی در این نیست که بگویند بر پایه فلان تست با فلان هزار گویشور زبان چینی در پکن در فلان سال معلوم شد که هاپلوگروه های 60 در صد آنها با دی ان ای  ژاپنی ها مشابه است. نه. مشکل وقتی شروع می شود که کسانی که این معلومات را می خوانند و حتی اغلب خود همان موسسه ها بدون شک و تامل چندانی نتیجه گیری می کنند و این نتیجه صد یا هزار نفر از جمعیت پکن را به همه جمعیت 13 میلیونی پکن و کل مردم ژاپن تعمیم می دهند.  نتیجه این می شود که اصلیت ژاپنی ها از چین است.

آیا اقلا از 70-80 در صد همه چینی ها و همه ژاپنی ها تست گرفتید که به چنین نتیجه ای رسیدید؟ نه. تا چه حد نتیجه تست هزار نفر در پکن می تواند برای همه جمعیت حتی خود پکن و یا تمام چین نمونه و به اصطلاح «مشتی از خروار» باشد؟

مشکل و علت اصلی نسبی بودن تشخیص تست های دی ان ای و تعمیم آن به تمامی یک گروه از مردم، از همین جاست که شروع می شود.

20-30 سال بیش نیست که تست های دی ان ای نه تنها از سوی بیمارستان ها و دستگاه های قضائی و امنیتی کشور ها بلکه از طرف افراد خصوصی و نه فقط با مقاصد درمانی پزشکی، بلکه از روی کنجکاوی شخصی و خانوادگی و یا دولتی و ملی انجام می گیرد.

یک مشکل دیگر برای افراد جداگانه که تخصصی در ژنتیک تکاملی ندارند، خواندن هاپلوگروه ها و درک و تشخیص نقش و مقام آنها در رشته های تباری بین انسان هاست. من از کجا بدانم این جمله که «مارکر اصلی خط تباری پدری من
M168 > M89 > M9 > M175
است» یعنی چه؟

«پروژه جنوگرافيك» كه وابسته به موسسه «نشنل جئوگرافيك» است به غير از دادن نام هاپلوگروه هاى شما و درصد آنها در دى ان اى شما، براى درك ساده تر افراد غير متخصص، اين هاپلوگروه ها را به «منطقه های» «بیوجغرافيائى» هم تقسيم مي كند، به معنى اين كه مثلا مي گويد در شمال آفريقا هاپلوگروه الف بيشتر ديده ميشود و یا هاپلو گروه ب بين آفروآمريكائى ها زياد است.

باز هم همان سوال: آیا اگر در دی ان ای من 40 درصد از هاپلوگروه ب باشد، معنایش این است که تقریبا نصف تبار من از شمال آفریقاست؟ احتمالا نه، چراکه اگر 70-80 درصد همه مردم جهان در همه مناطق و کشور ها تست می شدند، شاید می شد حکم دقیق تری داد. اما با وجود اینهمه پیشرفت علم و افزایش تست های شخصی در سطح بین المللی در این ده بیست سال اخیر، هنوز به مرحله ای نرسیده ایم که بتوانیم چنین احکام عمومی صادر کنیم. حتی «پروژه جنوگرافیک» با وجود آنهمه شهرت و اتکائی که به موسسه بین المللی «نشنل جئوگرافیک» دارد، در تمام دنیا تا ژانویه سال  2017 تنها از یک میلیون و820 هزار نفر تست گرفته بود.

من مثلا نمی دانم از این رقم  چند نفرشان از ایران و این منطقه بزرگتر ما بودند. به هر صورت احتمالا مردم سرتاسرمنطقه ما اکثریت حتی همین یک میلیون و 820 هزار نفر را هم تشکیل نمی دهند.

با این ترتیب بعید است که حتی این موسسه و یا هر موسسه دیگر بتواند به یقین بگوید اگر ترکیب هاپلو گروه های شما فلان طور بود، شما به احتمال قوی 50 درصد از خاورمیانه و 30 در صد از شبه جزیره عربستان و 20 درصد هم از فلان جا هستید.

وقتی موسسه های بزرگ و جدی در چنین تشخیص هائی نمی توانند به یقین قضاوت کنند، طبیعی است که افراد و گروه ها که معمولا اطلاع چندانی از چند و جون علمی این تست ها ندارند، بخصوص اگر نیت و غرضی داشته باشند، قضاوت های درستی نخواهند توانست بکنند.

اگر شما شخصا تست دى ان داده ايد، بخصوص اگر موسسه اى كه اين تست را كرده معتبر و علمى است، به احتمال بسيار قوى نتيجه اى كه از تست خود در باره شخص و ريشه هاى تبارى خودتان گرفته ايد صحت دارد. اما زمانی که از تست صد يا هزار نفر و يا بيشتر به نتايجى در باره ويژگى هاى اين يا آن گروه مردم در فلان منطقه جهان مي رسند، بايد فوق العاده احتياط كرد.

اين تا حدى شبيه پرسش افكار عمومى است كه مدتى است در جوامع پيشرفته تر رايج شده است. موسسه اى به شما زنگ مي زند و بعد از گرفتن مشخصات شما، نظراتتان را در مورد فلان حزب و يا شخصيت سياسى و بهمان موضوع اجتماعى مى پرسد. بعد از اينكه اين كار را با صد و يا هزار نفر و يا بيشتر از همان شهر و كشور و يا گروه اجتماعى شما پرسيد، مي رود و به همه اعلام مي كند كه مثلا عقيده مردم فلان كشور در مورد فلان موضوع اين و آن است. حتى بر پايه تعداد افرادى كه از آنها سوال كرده اند، عقايد گوناگون را به در صد هاى گوناگون تقسيم مي كنند و چنين وانمود مي نمایند كه اين درصد ها در مورد جمعيت كل فلان جامعه هم صدق مي كند.

به احتمال بزرگ عقيده يك فرد و شخص واقعى در آن نظر پرسى درست منعكس شده است. (البته دستكارى در نظر ها هم ممكن است بسته به محيط سياسى و تجارى در بعضى نظر خواهى ها پيش بيايد.) اما حتى اگر آن موسسه صادقانه و علمى هم عمل كند، از يك نظرخواهى بين صد يا هزار نفر براى يك جمعيت ده بيست ميليون نفرى نتيجه بزرگ و سرتاسرى گرفتن چه اعتبارى دارد؟

هم در این مورد و هم در مورد تست های دی ان ای یک واقعیت هست: نتایج تست شخص شما حتما درست است، اما این که شما از کدام گروه دی ان ای کدام منطقه دنیا هستید، در این مورد با ید احتیاط کرد.

به نظر من تست هاى دى ان اى هم اگر مورد سوء استفاده قرار گيرند مي توانند گمراه كننده باشند. اخیرا حتی دیدم که یک نفر با استناد به همین موسسه ادعا کرده است که «پروژه چنوگرافیک» نوشته است که بسیاری از اعراب اصلا «ژن عربی» ندارند و برعکس «بیش از نصف دی ان ای ایرانیان عبارت از ژن عربی» است. من هم هرچه گشتم چنین چیزی در آمار و ارقام و مطالعات این موسسه نیافتم. منطقی هم نیست. در هيچ جائى از «ژن عربى»  و ايرانى و تركى صحبت نميكند. ژن كه قوميت و پاسپورت و مذهب و دين و رنگ ندارد،

اما فرق اين موسسه با ديگران اين است كه براى ساده فهم تر كردن نتيجه ها نه تنها نام هاى شيميائى هاپلوگروه ها، بلكه نام ان مناطق جغرافيائى را نیز می دهد (مانند آسياى جنوب غربى، آفريقاى شمالى، آسياى شمال شرقى) كه اين هاپلو گروه ها انجا زياد تشخيص داده شده اند – كه البته اين طرز سنجش درك نتيجه را آسانتر مي كند، اما زمينه را براى اشتباه و سوء تفاهم هم تقويت مي نماید.

با اینهمه آیا نباید این تست ها را داد و یا به آنها اطمینان کرد؟

به هر تقدیر تست دی ان ای درست ترین و دقیق ترین چیزی است که می توانیم در مورد تبار و اجداد شخص خودمان انجام دهیم. تنها راه منطقی و علمی این بررسی تباری هم همین است. آن هم بنظر من طبیعتا بهتر است همراه با بررسی شجره های خانوادگی و در صورت امکان آثار مکتوب و مستند خانوادگی باشد.

به آن جنبه نتیجه گیری های همراه با تعمیم به یک گروه بزرگ مردم می توانید (و باید) با شک و احتیاط نگاه کنید. اما تست شخصی دی ان ای شما موضوع «نظر» و تفسیر و تعمیم من و شما نیست. علم است و رقم. اطلاعاتی که نه تنها به کتب و ادعا های تاریخی و فرهنگیو خانوادگی بلکه بر داده های قابل سنجش و قابل کنترل ژنتیکی استوار است.

من هم با در نظر گرفتن این همه اطلاعات که بعدا هم بیشتر شد، در سال 2014 تصمیم گرفتم این تست را بدهم و با احساس مثبتی که در مورد موسسه «نشنل جئوگرافیک» داشتم به سراغ «پروژه جنوگرافیک» رفتم.

شما نمونه ای از آب دهانتان را به این مرکزو یا هر موسسه دیگر میفرستید. دادن اسم، تاریخ و محل تولد و یا تابعيت و قومیت لازم نیست و اگر هم بدهید آنها آنرا نگهداری نمیکنند. ولی آنها با تست های مفصل و پیچیده ای هزاران «مارکر» ژنتیک در دی ان ای «میتوکندرال» شما را که نسل به نسل از مادر به کودک گذشته است آزمایش میکنند. در مورد مردان، به غیر از آزمایش فوق، «مارکر» های ژنتیک در دی ان ای های کروموزوم «وای» (ایگرگ) هم که طی نسل ها از پدر به پسر میگذرند مورد تحلیل قرار میگیرد تا سلسله اجداد مستقیم پدری شما هم معلوم شود. علاوه بر این، حدود 130 هزار «مارکر» دیگر ژنتیک شما هم که مربوط به اجداد مستقیم شما نیستند تحلیل میشوند تا «محیط ژنتیک» اجداد شما که در خط مستقیم اجدادی تان نیستند هم معین شوند. نتیجه هائی که همین موسسه به تنهائی در سرتاسر دنیا از تست بیش از یک میلیون و 820 هزار نفر گرفته در گروه های ژنتیک جداگانه تقسیم بندی شده اند که هر گروه («هاپلو گروه») یک کُد و اسمی منطقه ای برای خود دارد مانند هاپلوگروه
R1A
و یا
J2
و غیره و گروه های منطقه ای «مدیترانه»، «آسیای جنوبی» و یا «آسیای شمال شرقی»… هر انسان  کره زمین مخلوطی از هاپلوگروه های مختلف است، کمی از این و کمی از آن، شاید از فلان بیشتر و از بهمان هیچ!

سیر احتمالی مهاجرت های نوع کنونی بشر از آفریقا به دیگر نقاط دنیا حدود 60از -70 هزار سال پیش به بعد - نقشه نشنل جئوگرافیک

سیر احتمالی مهاجرت های نوع کنونی بشر از آفریقا به دیگر نقاط دنیا ازحدود 60-70 هزار سال پیش به بعد – نقشه نشنل جئوگرافیک

و اما نتیجه تست من بطور خلاصه

درصد خصوصیات ژنتیک من: 51% حوزه ساحلی مدیترانه - لوانت، 30% آسیای جنوب غربی، 11% اروپای شمالی، 4% آسیای شمال شرقی، 2% آسیای جنوب شرقی، 0.9% انسان نئاندرتال و 1.5% انسان دنیسووان

درصد خصوصیات ژنتیک من:حوزه مدیترانه – لوانت (51%)، آسیای جنوب غربی (30%)، اروپای شمالی (11%)، آسیای شمال شرقی و یا آسیای مرکزی (4%)، آسیای جنوب شرقی (2%)، انسان دنیسوان (1.5%) وانسان نئاندرتال (0.9%)

من تصوراتم را مبتنى بر اين نوشته ها كرده بودم كه اصل هزار سال پيش ما از آسياى ميانه (حوزه ژنتيك «آسياى شمال شرقى») است، اما بر خلاف تصورات خودم (و بعضی نوشته های تاریخی) 51 در صد ترکیب ژنتیک من «مربوط به دریای مدیترانه» و لوانت (جنوب شرق ترکیه، سوریه، لبنان، فلسطین، اسرائیل کنونی)، 30 درصد مربوط به آسیای جنوب غربی (ایران، تاجیکستان)، 11 در صد مربوط به اروپای شمالی (احتمالا بخاطر کوچ بعضی از اجداد مادری ام از اروپا حدود 10 هزار سال پیش)، 4 درصد آسیای شمال شرقی (آسیای مرکزی، چین، مغولستان) و 2 در صد آسیای جنوب شرقی (هندوستان، ویتنام و غیره) است. در ضمن 0.9 درصد ترکیب ژنتیک من انسان نئاندرتال و 1.5 در ضد ترکیب ژنتییک من از انسان «دنیسووان» است! در مجموع ترکیب ژنتیک من، به نوشته همین موسسه، از همه بیشتر در درجه اول به مردمی نزدیک تر است که امروزه در گرجستان (گرجی ها) و  قفقاز شمالی زندگی می کنند (اوستین ها، آوار ها، چچن ها، چرکز ها). تصویر نزدیکی ترکیب ژنتیک من و گرجی ها از یک طرف و قفقازی های شمالی از سوی دیگر:

GEORGIANS

و اما اگر ترکیب ژنتیک من و ترکیب ژنتیک اکثریت ایرانیانی را مقایسه کنیم که موسسه «پروژه ژنوگرافیک» جمع آوری کرده این تصویر بدست می آید: اول ترکیب ژنتیک من: Abbas

حالا ترکیب ژنتیک اکثریت ایرانیان طبق برآورد پروژه  ژنوگرافیک: populations_Iranian_575

که شاید نه به اندازه من و قفقازی ها ولی بهر حال خیلی شبیه و نزدیک به همدیگر هستند. البته این ترکیب «ایرانیان» هم که می گوئیم نمودار مشخصات اکثریت آنان است که مورد تحلیل قرار گرفته اند، نه تک تک آنان. با این ترتیب طوری که در بالا هم به تفصیل گفتیم، همه این مقایسه ها و نتیجه گیری ها را که گویا بنده «به گرجی ها نزدیک تر هستم و از فلانی ها دور تر هستم» را باید با احتیاط و شک و سوال بررسی کرد. در کل اگر نگاه کنید، یافته های اکثر موسسه ها در مورد اکثر ایرانیان و یا ترک های ترکیه که تست شده اند هم کم و بیش نتیجه های مشابه داده اند. یعنی هر دو ملت، طبق این سنجش ها و تا جائی که می توان به آنها اعتماد کرد، بخش بزرگ ترکیب ژنتیکشان «مدیترانه ای» و «آسیای جنوب غربی» است. سهم ژنتيك آسياى ميانه در اكثريت بزرگ مردم ايران و تركيه بسيار ناچيز است: حدود چهار در صد.

و اما گروه ژنتیک من از خط اجداد مادری
T1a1
و از خط اجداد پدری
CTS7822
است. (جدول و شرح تبار باستانی من از 10 هزار تا 60 هزار سال پیش در این لینک). طبق نتایج این تست، اجداد مادری من حدود 30 هزار سال پیش از منطقه «هلال حاصلخیز» (ماوراء النهر و سواحل مدیترانه) به اروپا مهاجرت کرده در آنجا اصول جدیدتر کشاورزی را رواج داده و به مسکون شدن مردم اروپا کمک کرده اند. اجداد پدری من اما از طریق قفقاز و ایران راه آسیای میانه و آسیای دور (چین) را در پیش گرفتند و در استپ های وسیع آنجا با حیوانات عظیم الجثه ای مانند ماموت ها به پیکار پرداختند. اگرچه نسل های آنها و همچنین ماموت ها دیگر از بین رفته، اما بعضی از بازماندگان اجداد پدری من در این منطقه هنوز زندگی قبیله ای دارند.

آیا این نتیجه ها درست هستند؟ تشخیص هاپلوگروه ها بنظرم به احتمال بسیار قوی درست است. اما اینکه این ها دلیل نزدیکی به این یا آن گروه مردم در این یا آن منطقه و کشور است، نمی دانم و مطمئن نیستم. واقعا چندان اهمیت بزرگی هم ندارد. فقط دانستنش جالب است. شاید هم نوعی «ترند» و یا روند تکاملی اجداد مرا نشان می دهد. همین هم برای من جالب و کافی است.

بهر حال تصور می کنم هرچه مردم بیشتری از کشور ها و مناطق و گروه های قومی و ملی و زبانی منطقه بزرگتر ما یعنی خاورمیانه و آسیای جنوب غربی، آسیای کوچک و قفقاز و آسیای میانه این تست ها را بدهند و همه این نتایج در یکجا و از طرف یک موسسه (و نه صد ها موسسه گوناگون) جمع آوری و ارزیابی شوند، به حقیقت نزدیک تر خواهیم شد.

حالا کمی تفصیلات بیشتر از تاریخ و غیره – و نه تست دی ان ای

مهدی کیوان تاریخ و جغرافیای دارالسطنه تبریز

مهدی کیوان: تاریخ و جغرافیای دارالسطنه تبریز، مجله رشد آموزش تاریخ، پائیز 1378

این ها سه برگ از کتاب «تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز» اثر شاهزاده نادر میرزا است که در تاریخ 1323 هجری قمری (1910) به چاپ رسیده و در سال 1360 هجری شمسی (1981) در تهران تجدید چاپ شده است. این سه صفحه حاوی اطلاعاتی در باره جد بزرگ پدر بنده حاج میرزا احمد مجتهد و فرزند ایشان حاج میرزاجواد آقا مجتهد است که نام خانوادگی ما از ایشان است. نام کامل حاج میرزا احمد مجتهد «میرزا احمد بن لطفعلی‌بن محمد صادق مغانی تبریزی» بود که اثر معروف به «منهج الرشاد فی شرح الارشاد» به او منسوب است. گویا جد ایشان محمد صادق مغانی تبریزی که از طایفه «موغانلو(مغانلو)»ی ایل شاهسون «قره داغ» (ارسباران کنونی) بوده در اوایل قرن سیزدهم هجری (سال های 1790 میلادی) از مغان (قره داغ) به تبریز مهاجرت کرده است.

به نوشته آقای رمضان آذرتاش مغانلو در وبلاگ مغان و مغانلوها، طایفه مغانلو از اولین طوایف اوغوز(غز) – ترکمن بود که اواخر قرن سوم هجری از آسیای میانه به ایران مهاجرت کرده، از سلطان محمود غزنوی اجازه استقرار در دشت مغان را دریافت کرده ساکن آن منطقه شدند. ظاهرا نام اجداد این طایفه معلوم نیست، چونکه «مغانلو» به عنوان نامی که مربوط به «مُغ» ها در دین زرتشتی می شود، حتما نامی است که بعدا گرفته اند. این طایفه که مانند دیگر طوایف ترک زبان مغان اساسا با گله داری مشغول بود، در زمان صفویان همراه با طوایف ترک زبان دیگر آذربایجان شرقی و اردبیل در نوعی «اتحادیه» ایلی شاهسون متحد شد تا در صورت لزوم کشور را در مقابل دست اندازی های خارجی بخصوص از طرف عثمانی (و بعد ها روسیه) محافظت کند.

حاج میرزا احمد چهار پسر به نام های میرزا لطفعلی، میرزا جعفر، میرزا باقر و میرزا جواد داشته که میرزا جواد جد پدر بنده است. روایت بر این است که حاج میرزا جواد مجتهد در زمان ناصرالدین شاه با نفوذ ترین مجتهد آذربایجان بوده و در حمایت از جنبش تحریم تنباکودر آذربایجان پیشقدم شده است. معروف است که ایشان وقتی به تهران می روند، ناصرالدین شاه شخصا بطور پیاده به خانه مسکونی ایشان می رود و با او دیدار و گفتگو می کند.

مرحوم صمد سرداری نیا مینویسد: «سال ها بود که زعامت روحانیّت آذربایجان را خاندان میرزا احمد مجتهد به عهده داشت که آنان را آل احمد تبریز می نامیدند. در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، این وظیفه را ابتدا حاج میرزا باقر مجتهد و سپس برادرش حاج میرزا جواد مجتهد به عهده داشتند.» وقتی میرزا جواد آقا مجتهد در سال 1313هجری فوت می کند، برادرزاده اش میرزا حسن آقا مجتهد (فرزند میرزا باقر آقا) به جای او می نشیند که در جریان مشروطه طرف مستبدین را می گیرد. اما اجداد مادری من هم که ریشه آنها هم به مرحوم حاج میرزا احمد مجتهد می رسید، از روحانیون و علمای تبریز بودند. طوری که مهدی مجتهدی در کتاب «رجال آذربایجان در عصر مشروطیت» (ص 23) نوشته: «منصب امامت و حکومت شرعیه تبریز پس از میرزا احمد به میرزا لطفعلی مجتهد پسر میرزا احمد می رسد، پس از او به فرزندش میرزا اسماعیل، و بعد از او به عموزاده اش میرزا عبدالرحیم، و پس از وی به میرزا عبدالکریم و بعد از او به برادرش میرزا علی آقا امام جمعه می رسد.»

حاج میرزا عبدالکریم مجتهد امام جمعه تبریز، وفات در زمان انقلاب مشروطه

حاج میرزا عبدالکریم مجتهد امام جمعه تبریز، وفات در زمان انقلاب مشروطه

حاج میرزا عبدالکریم مجتهد امام جمعه تبریز (نفر نشسته در جلو)، جد مادری من در1336 ق همراه با یکی از پسرانش جلوی در خانه اش در تبریز با شلیک گلوله به قتل رسید. «دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران» در باره او می نویسد:

«تبریزی، حاج میرزا عبدالکریم، از علمای بزرگ و برجسته مبارز ایران در قرن چهاردهم هجری. از دوران نخست زندگی و تحصیلات او اطلاعی در دست نیست. وی از خاندان معروف به علم و فقاهت بود. عموی او حاج میرزا حسن مجتهد، عالم اول آذربایجان بود و شهرت و نفوذ بسیار داشت. او همانند پدرش میرزا عبدالرحیم، «امام جمعه» تبریز بود. این منصب از زمان جد اعلای او، میرزا لطفعلی در خاندانش موروثی شده بود. احمد کسروی، مشروطه خواهی او را از سر ناچاری دانسته و بر این باور است که وی معنی مشروطه را نمی دانست و به نتایج آن آگاه نبود. و پس از اطلاع،‌به مخالفت با آن برخاست. انجمن نیز که کانون مشروطه خواهان تندرو شده بود، اتهامات ناروایی به وی نسبت داد و او و جمعی دیگر از علما را از تبریز اخراج کرد. از اینرو حاج میرزا عبدالکریم در مخالفت خود با آنان جدی تر شد. انجمن ایالتی نیز متقابلاً، برادر و یکی از دوستان میرزا را به نشانه انتقام، دستگیر و به فجیع ترین وضعی به شهادت رساند. پس از پیروزی انقلاب روسیه در ۱۳۳۶ ق/ ۱۹۱۷ و بروز قحطی در آن کشور که به آذربایجان نیز سرایت کرد، اعضای حزب دموکرات آذربایجان که سخت تحت تأثیر انقلاب روسیه و مشی تندروانه آن قرار داشتند به غصب زمین و اموال مردم پرداختند، از جمله حاج میرزا عبدالکریم را به احتکار و انبارداری متهم کردند و او را در روز پنجشنبه ۸ جمادی الثانی ۱۳۳۶ ق، چند ساعت قبل از تحویل سال به همراه پسرش ترور کردند و به شهادت رساندند. پس از انتشار خبر شهادت وی، علما، آن روز را روز ماتم اعلام کردندو به عزاداری پرداختند و دموکرات ها را به اتهام دست داشتن در ترور محکوم کردند.»

داماد حاج میرزا عبدالکریم مجتهد،  ضیاء العلما که مشروطه طلب و از همراهان روحانی انقلابی مشروطه میرزا علی آقا تبریزی معروف به ثقه الاسلام بود، در سال 1239 خورشیدی همراه با مرحوم ثقه الاسلام بدست روس ها به دار آویخته شد.

و اما حصّه شخصی بنده از این قصّه:

اگر هم نه هرکس، ولی بسیاری ها می خواهند بدانند که اصل و نسبشان از کجاست. برای من هم این، موضوعی هیجان انگیز است. البته و صد البته نه برای اثبات برتری و یا نشان دادن ارزش انسانی و ملی و سیاسی و نژادی و غیره. اینها برای من افسانه اند. ولی من که خودم را «خالصا مخلص» تبریزی، آذربایجانی و ایرانی و «ترک» یعنی ترک زبان  میدانم و نسلم 40-50 سال است با ترک ترکیه و اروپائی و آمریکائی هم آمیخته و خودم هم بیش از پنجاه سال است که در اروپا زندگی می کنم و در عین حال خودم را  اروپائی و آمریکائی هم می دانم و حس می کنم، می خواستم اصل و نسبم را بدانم و بشناسم. علت این تست دی ان ای این بود – و راستش ته دلم در ضمن می خواستم در مورد خودم شاهد مسخره بودن همه «تئوری» های نژادی و نژادپرستانه هم باشم که متوجه نمی شوند که منشاء همه انسانها یکی و از یک جاست و بخاطر همین همه انسانها از نظر ژنتیک مخلوط اند، منتهی یکی با یکی دو «مثقال» بیشتر از این ترکیب و یا یکی دو «مثقال» کمتر از آن ترکیب!

بيشك همه انسان ها اصلا از آفریقا هستند. قدمت نوع بشر کنونی یعنی «هومو ساپینس» که قدیمی ترین بقایایش در اتیوپی کنونی یافت شده، حدود 200 هزار سال است. با این ترتیب مدت بمراتب طولانی تر عمر نوع بشر در آفریقا سپری شده است. گروه هائی ازآنها حدود 60-70 هزارسال پیش از آفریقا به اقصی نقاط جهان پخش شده اند، ابتدا به تعداد بسیار کم، بعد بیشتر و بیشتر، تا اینکه  بتدریج تعدادمان در کره زمین هم بیشتر و بیشترو رنگ و رو و قد و قواره مان هم متناسب با آمیزش ها و شرایط اقلیمی زندگی مان رنگارنگ تر شده است. ظاهرا عده ای از آنها بعد از دوران یخبندان از طریق شبه جزیره عربستان آمده و از آنجا به شرق و غرب و شمال پراکنده شده اند. عده ای در جائی بین ترکیه و عراق امروزی جمع شده  اند. حدودا 30-35 هزار سال پیش هر دسته از آنجا  به جائی کوچ کرده است (و البته بعضی ها هم در همانجا مانده اند)… حتی طبق یک نظریه در آن دوره زبان همه آنها بسیار نزدیک به همدیگر بوده است. تا اینکه یک عده از آنها به طرف ایران و خاورمیانه، قفقاز، روسیه، سیبری، آسیای میانه، آسیای جنوبی  و خاور دور..رفته اند.  بعد همه این مهاجرت ها و کوچ ها، زد و خورد ها و اسکان ها ادامه داشته است…

30-35 هزار سال کم نیست و ما از این دوره تقریبا بی خبریم. ما تاريخ 2500-3000 سال اخیر را تا حدی میدانیم، اگرچه هر چه عقب تر میرویم ناچار می شویم در تاریکی بیشتری جستجو کنیم. در این سه چهار سال گذشته باور من در یک مورد محکم تر و محکم تر شده است: از وقتی که تجزیه و تحلیل دی ان ای که قادر به پیگیری گذشته شما حتی تا ده ها هزار سال پیش است وارد عرصه شد، امکان و شانس همه لاف و گزاف ها، تخمین ها و احتمالات بی اساس و غیر علمی از بین رفت. امروزه چیزی دقیق تر و قابل اطمینان تر از این روش علمی برای کشف گذشته انسان وجود ندارد.

یکی از دوستان به شوخی گفت: با این ترتیب معلوم شد شما ایرانی ایرانی هم نیستید، ترک ترک هم نیستید. گفتم هم ایرانی هستم هم ترک. ایرانی به معنای فرهنگ، جائی که بزرگ شده ام و مهُرش را در حساس ترین دوره بر من زده و وطن اصلی ام هست، و ترک به معنای زبان مادری و پدری و محیط زبانی، فرهنگی و اجتماعی تبریز و آذربایجان که 18 سال مرا پرورش داده  – ولی هیچکدام نه بمعنای نژاد و تبار و خون. این تعاریف، سیاسی و هویتی-فرهنگی و در صورت غلو افسانه هائی هستند خیالی و نه علمی و قابل اثبات و اندازه گیری…

اگر در مورد اصل و نسب دورترتان اطلاعاتى فارغ از حدس و گمان و داستان ميخواهيد، بايد دنبال چيزى علمى برويد، مثلا همين تست دی ان ای. البته واقعیتش این است که من از نظر تبار و باصطلاح «نژاد» مثل همه مخلوطم ولى حتى از نظر زبان و فرهنگ هم تنها ترك زبان و يا فقط ايرانى هم نيستم. 50 سال است كه در خارجم. گذرنامه ایرانی ام 40 سال است که اعتبار ندارد و شهروند ترکیه هم که نیستم و نبودم، اگرچه در خانه ترکی استانبولی، انگلیسی و آلمانی، کمی هم فارسی و یا آذری صحبت می کنیم. فرانسوی هم جزو زبانهای خانواده است. حالا بفرمائید پیدا کنید پرتقال فروش را!

بی شک این را هم می دانم که اگر تمام دانشمندان جهان هم جمع شوند و صد تا آزمایش دی ان ای و غیر از آن هم انجام دهند، باز هم بعضی ها از ظن خود، خودشان را همان خواهند پنداشت که دلشان می خواهد. ولى خوب، چه عيبى دارد؟ خيلى ها همينطورى دلشان خوش است که خودشان را «کبوتر حرَم» می شمارند…

خلاصه نتیجه تست من به انگلیسی

infographic ———————————-

در ضمن بخوانید:
امید نیایش: میرزا جواد مجتهد و مجتهدی عائله‌سی‌نین تاریخی روللارینا اؤتری باخیش
تاریخ دارالسلطنه تبریز

صمد سرداری نیا: حاج میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی رهبر نهضت تنباکو در آذربایجان

فرهنگنامه علمای مجاهد
مهدی مجتهدی: رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، زرین، 1379

 



دسته‌ها:خودمانی, زبان، هویت و ملیت

برچسب‌ها:, , ,

نظری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: