نوروز و «ناوروز» شما مبارک!

عید نوروز شما و همه خانواده تان مبارک

عید نوروز شما و همه خانواده تان مبارک

عباس جوادی – امسال رهبران دین و دولت در ایران چند روز مانده به چهارشنبه سوری دم از «غیر اسلامی» و «مذموم» بودن مراسم چهارشنبه سوری زدند. اما مردم با بی توجهی به این گونه بیانات هشدارگونه، آتش بازی های مرسوم چهارشنبه سوری را بجا آوردند.

چهارشنبه سوری 1394 در تبریز

چهارشنبه سوری 1394 در تبریز

سال گذشته یک هفته مانده به نوروز، از استان «اوش» قرقیزستان که در همسایگی اوزبکستان است خبر آمد که جوانان یک روستای ناحیه «آراوان» که برای برگزاری مراسم نوروز آمادگی میدیدند و از جمله سمنو تهیه میکردند که نامش در این منطقه «سومنک» است، با حمله یک دسته چوب بدست از دهات اطراف روبرو شده اند که میگفتند «این عید که شما میخواهید بگیرید ربطی به اسلام ندارد و بنا براین حق ندارید آن را جشن بگیرید.» طبق گزارش ها، بنظر این عده که ظاهرا عقاید تند روانه مذهبی داشتند، هرگونه جشن گرفتن و یا عزاداری بمناسبت امور دنیوی از قبیل مرگ، تولد، رسیدن فصل بهار و غیره خلاف دین و آئین پیامبر اسلام است.

من اوایل سالهای پس از انقلاب اسلامی در محیط های سیاسی ایران هم از این نغمه ها شنیده بودم ولی این ترانه مثل اینکه عملا نگرفت و با عکس العمل منفی مردم روبرو شد و بنابراین مسکوت گذاشته شد. و اما در شبکه های اجتماعی از این دسته های سینه زنی کم نیست. یک عده سرو صدایشان در باره آن است که نوروز اسلامی نیست و شایسته نیست مسلمانان آن را جشن بگیرند. یک عده هم این را وصل میکنند به مسائل قومی. یکی دو سال پیش بعضی ها مینوشتند که «اصل نوروز ایرانی نیست و کلمه «نوروز» هم اصلش فارسی نیست.» یک عده دیگر هم اصلا نمیخواهند نوروز را با اسمش یعنی «نوروز» یاد کنند و میگویند «عید بهار» و یا «عید سال» و یا فقط «عید»… اینها هم نوعی آلرژی دارند و هر وقت یک کلمه فارسی و چیزی مربوط به فرهنگ ایرانی میشنوند این عده، بقول ما آذربایجانی ها دچار «قوتور» (خارش پوست) میشوند! امسال من پیش خودم میگفتم که مثل اینکه خدا را شکر این بار دسته های سینه زنی فیس بوکی کمتر شده اند. که دیدم یک گوشه یکی سر و صدا راه انداخته که اصلا کلمه نوروز به فارسی و «روز نو» یعنی اول بهار ربطی ندارد بلکه ریشه این کلمه از «دوموز» سومری است!! 🙂

در مقابل یک عده هم شروع کرده بودند که نوروز «خالصا مخلص فارسی و ایرانی است و ترک ها و قسمتی از هندی ها آنرا از ایرانیان به عاریت گرفته اند.» حالا شما خودتان حدس بزنید اولی را چه کسانی ممکن است گفته باشند و دومی را چه کسانی.

این بحث های کودکانه و خنده دار برای ایران و کشور های همسایه جدید است و شاید این ده بیست سال اخیر مُد شده، اگرچه خدا را شکر تعداد بسیار قلیلی (آن هم اکثرا با اسم مستعار !) از این دُرفشانی ها میکنند. در ترکیه ده ها سال بود که حکومت ها و مقامات رسمی و حتی مدارس نمیخواستند اسم «نوروز» را بکار ببرند ولی بعد ها چون مردم کُرد آنجا در جشن گرفتن نوروز اصرار کردند، مقامات رسمی و رسانه ها هم گفتند این در واقع «عید بهار» است که ما همیشه داشتیم و در واقع یک عید ترکی است! خوب باشد، عید ترکی باشد. ولی دشمنی با نام «نوروز» و کشاکش «این اصلش مال شما نیست، مال ماست» دیگر چه معنائی دارد؟ حالا چندین سال است که دیگر اسم «نوروز بایرامی» در ترکیه هم مورد «تائید» و رایج شده اگرچه متاسفانه بعضی گروه های سیاسی کُرد سعی میکنند به آن رنگی سیاسی بدهند.

ما ملت های مشرق زمین که در قرن بيست و يكم چیز عجیب و غریبی برای فخر فروشی نداریم یا به تاریخ قدیممان اشاره میکنیم که تا حد زیادی در هاله ابهام است و یا به طبیعت زیبایمان که نتیجه کار و زحمت ما نیست و خدادادی است. ولی هنوز هم این قبیل فخر فروشی معصومانه در باره تاریخ و ادبیات و زیبائی طبیعت و یا زبانمان مسئله ای نیست بشرط آنکه واقعا معصومانه باشد یعنی همراه با احترام نسبت به اقوام و ملل دیگر و فرهنگ و سنن و زبان آنها باشد. ولی فکر کنم این حرف های توخالی و بی معنی در باره نوروزاز روی جهالت نیست بلکه بیشتر بخاطر دق دل خالى كردن، از روى مردم آزارى نيش زدن و شايد هم عامدانه آشوب براه انداختن است.

عید باستانی نوروز را چندین کشور از جمله ایران، آذربایجان، اوزبکستان، پاکستان و هندوستان بعنوان سنت فرهنگی و ملی خود در یونسکو ثبت کرده اند. در هرکدام از این کشور ها بعلاوه افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قیرغیزستان و همچنین کرُد های عراق و سوریه هم هر کدام نام «نوروز» را طور دیگری تلفظ میکنند و مثلا در قزاقستان این عید را «ناوروز» و در جمهوری آذربایجان «نووروز» میخوانند ولی بهر حال به اشکال و تشریفات و عادات مختلف آنرا جشن میگیرند. حالا نوروز «مال» کیست؟ آیا چون اصل اسم نوروز فارسی است بهتر است غیر ایرانی ها نام «نوروز» را تحریم کنند و نام های جعلی رویش بگذارند؟ و یا آیا ایران در مورد نوروز«انحصار وراثت» دارد و مردم و ملل دیگر نمیتوانند نوروز را جشن بگیرند؟

وقتی اخیرا یونسکو (سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد) با تقاضای ترکیه «کشکک» را جزو غذا های ملی ترکیه به ثبت رسانید، ارمنی ها به این تصمیم اعلان جنگ کردند. «سازمان حفظ و پیشرفت غذاهای سنتی ارمنستان» فورا اعلام کرد که «کشکک» همان «هریسه» ارمنی هاست و همه مواد اولیه و طرز تهیه آن در اصل متعلق به فرهنگ و سنن ملی ارمنستان است – و نه ترکیه!

همین سازمان ارمنی در ضمن گرجی ها را به باد انتقاد گرفته که چرا «خاش» (کله پاچه) را که بگفته این سازمان یک غذای ملی ارمنی است بعنوان غذای گرجی معرفی میکنند.

اما خود این سازمان مورد حمله آذری های باکو قرار گرفته که ارمنی ها را متهم به «نسخه برداری» از طرز تهیه «غذاهای آذربایجانی» کرده است. آذربایجانی ها حتی در چهارچوب وزارت امنیت ملی (!) کشورخود واحدی با نام «مرکز غذاهای ملی» ایجاد کرده اند که بخصوص مواظب است ارمنی ها غذاهائی را که آذری ها «مال» خود میدانند بعنوان غذای ارمنی قلمداد نکنند!

یک موضوع جدی اختلاف هم بر سر دلمه است که رئیس جمهوری آذربایجان سال گذشته اعلام کرد یک «غذای ملی آذربایجان» است. ارمنی ها در مقابل این «تجاوز» آذری ها وارد عملیات دفاعی از «تولما»ی ارمنی شده کار را تا برگزاری یک «فستیوال سالانه تولما» برای معرفی ویژگی های سنتی مواد اولیه و طرز تهیه «تولما» بعنوان یک غذای سنتی ارمنی پیش بردند.

مثل نوروز. دُلمه «مال» کیست؟ آیا چون اصل اسم دلمه ترکی است آذربایجان و یا ترکیه در مورد دُلمه «انحصار وراثت» دارند؟

انگلیسی ها و ایرلندی ها و در عین حال اسکاتلندی ها هنوز به توافق نرسیده اند که کدامیک بهترین «فیش اند چیپس» و یا صبحانه بریتانیائی را تهیه میکنند و یونانی ها اصرار دارند که «قهوه ترکی» حتما باید «قهوه یونانی» خوانده شود.

یونسکو تقاضای هر دولت برای ثبت جهانی غذا ها، شخصیت ها، سنن وآثارملی، تاریخی و فرهنگی را بررسی و معمولا قبول میکند. از نقطه نظر یونسکو فرق نمیکند که مثلا دلمه را حتی ده کشور بعنوان غذای ملی خود به ثبت رسانند. اما این «ثبت بین المللی» مایه رقابت شدید موسسات رسمی بعضی کشور ها شده و چنان مسابقه ای را بوجود آورده است که گویا اگر کسی با مراجعه به یونسکو بعنوان اولین کشور مثلا در «ثبت جهانی» یک غذای ملی خود به دیگران پیش دستی نکند ممکن است دیگرآن غذا بعنوان غذای ملی آن کشور در نظر گرفته نشود!!

البته طبق معمول جنگ اصلی بین موسسات کشور های عقب مانده است. کشور های پیش رفته ترجیح میدهند بجای دعوای «مالکیت ملى» دلمه و یا نوروز، بهترین دلمه ها را صرفنظر از «تعلق» ملی شان پیدا کرده صرف نمایند و در بهترین مراسم جشن نوروز شرکت کنند صرفنظر از آنکه آن جشن مربوط به کدام کشور و ملت است!

اما این جنگ و گریز بر سر تصاحب «ملیت غذا» های منطقه ای ویژه قفقاز و خاورمیانه نیست و حتی طوری که عرض کردم محدود به غذا هم نمیشود. به غیر از نوروز و دلمه و کله پاچه، مثلا سنت شکار با باز (و یا عقاب) را امارات متحده عربی، اتریش، بلژیک، جمهوری چک، فرانسه، مجارستان، کره جنوبی، مغولستان، مراکش، قطر، عربستان سعودی، اسپانیا و سوریه بعنوان «سنت فرهنگی و ورزشی ملی» خود در نزد یونسکو به ثبت رسانیده اند و پارلمان قزاقستان هم در نظر دارد در این مورد به یونسکو مراجعه کند.

بهترین کار را یونسکو میکند که میگوید هر دولتی حق دارد غذائی، شخصیتی، سنتی و یا اثری را که فکر میکند متعلق به تاریخ و فرهنگ آنست با همین عنوان به ثبت رساند و در حفظ آن سنت کوشش کند. از این نقطه نظر، این سنن و آثار و شخصیت ها اتفاقا به نزدیکی ملل و اقوام کمک میکنند و نه به دوری آنها و جنگ بر سر دلمه و یا نوروز.

شاعر و فیلسوف معروف شرق مولانا جلال الدین بلخی (رومی) زاده افغانستان امروزبود که در کونیا (قونیه) درترکیه امروز زندگی کرده و آثارش فقط به فارسی بوده و بهمین جهت افغانستان (و اوزبکستان)، ایران و ترکیه «ادعای مالکیت» بر نام و میراث معنوى او را میکنند.

چه عیبی دارد که همه مولانا را از خود بدانند، از اشعار و اندیشه هایش لذت ببرند و با نام و آثاراو افتخار کنند؟

چه عیبی دارد که نوروز جشن ملی نه فقط ایران بلکه ده کشور دیگر هم باشد؟ آیا برعکس، حتی بهتر نیست که مانند عید نوئل (کریسمس) نوروز هم بین المللی تر شود و هر کس هم بهانه ای برای شادی و جشن داشته باشد و هم فرهنگ ملت های بیشتری به همدیگر نزدیک تر شوند؟

و یا چه عیبی دارد که هر کسی که میخواهد دلمه را طوری که میخواهد بپزد و از آن خود بداند اما آنرا به بهترین وجه بپزد تا هر کس که خواست، صرفنظر از اسم و تعلق ملی دلمه، به لذت آن پی ببرد؟

نوروز سنتی ایرانی است و سنتی بسیار خوب است که ملل دور و بر ایران هم آن را قبول کرده و هر یک به روالی و با نامی آن را جشن میگیرند. مبارک است! چه در قیرقزستان و چه در ترکیه و ایران و کردستان!

دلمه را نمیدانم اصلش از کجاست. اسمش میدانم  ترکی است. این را هم میدانم که خوراک بسیار خوشمزه ای است و هر قوم و ملتی آن را طور دیگری می پزد و همه اش اگر خوب پخته شود بسیار خوشمزه است (البته بهترینش را هم خواهر بنده میپزد!) نوش جان!

فکر کنم کسی که از پی دعوای «انحصار وراثت» نوروز و یا دُلمه است نه ارزش نوروز را میداند و نه لذت دُلمه را، بلکه فقط میخواهد از موضوع نوروز و دُلمه بهانه ای برای دعواهای قومی و یا مذهبی پیدا کند.

مهم نیست چه کسی کدام درافشانی ها را در باره نوروز میکند و شبکه های بی زبان اجتماعی را با «نظریات» و «کشفیات» بدیعی خود لبریز مینماید: خانواده ها و دوستان از کردستان عراق و ایران گرفته تا آذربایجان و افغانستان و تاجیکستان و قرقیزستان نوروز را جشن میگیرند – هر کس و هرملت و قوم و خانواده با نامی دیگر و به سبک خودش…

نوروز شما مبارک! آرزوی سلامتی و خوشی برای همه تان و اعضای محترم خانواده هایتان میکنم…

—————————————–

نشر نخست: 18 مارس 2012 (نوروز 1391، به روز شده: 12 مارس 2015، دو باره به روز شده در 17 مارس 2016)



دسته‌ها:چشم انداز آذربایجان و ایران

برچسب‌ها:,

نظری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s