دل درد ناشی از زبان ترکی آذری

commentary5

عباس جوادی – کمتر ملتى ميشناسم كه تحصيلكرده هايش كه به تاريخ و جامعه شناسى و سياست كشور خود علاقه دارند، به درجه ما ايرانى ها با گذشته خود مشکل داشته باشند. یکی از این مشکلات جدى، ترکی شدن زبان اکثریت مردم آذربایجان بین 500 تا هزار سال پیش است که باعث «دل درد» بعضی از هموطنان میشود.

این عده که مثل اکثریت مردم عادی،علاقه وافری به ایران و تمامیت ارضی این کشور و گذشته و فرهنگ و زبان فارسی دارند میخواهند حتما همه قبول کنند که در گذشته، یعنی تا 500-600 سال پیش زبان حاکم بر آذربایجان نه مثل امروز ترکی بلکه لهجه ای از زبان های فارسی بود (تاتى، چيزى شبیه تاتى امروز كه در حال زوال است و يا تالشی که نام «آذری باستان” گرفته است) اما همراه با کوچ قبایل ترک زبان از آسیای میانه و بخصوص از دوره سلجوقیان به بعد زبان آذربایجان و بخش هائی از خراسان از فارسی به ترکی تبدیل یافته است.

در این مورد که از نظر علمی شکی نیست.

ولی این دسته با این تشخیص تاریخی بسنده نمیکنند و «از این انشاء نتیجه میگیرند» که ترکی، زبان اصلی وتاریخی و یا «ملی» مردم آذربایجان نیست و باید با توسعه فارسی بعنوان زبان رسمی و مشترک کشور، زبان ترکی عملا عقب نشینی کرده از گردونه استفاده عمومی مردم خارج شود.

از این جهت هر وقت کسی میگوید که زبان ملی و مادری اکثریت آذربایجانیان ترکی است و باید حقوق شهروندان آذربایجان در مورد تحصیل و ترویج زبان مادری شان تامین شود، این هموطنان «دل درد» میگیرند و ترجیح میدهند اصلا نام «ترکی» برده نشود تا نزدیکی بین زبان آذربایجانیان ایران با زبان ترکیه و جمهوری آذربایچان مورد تاکید قرار نگیرد. بنا براین آنها استفاده از تعبیر «آذری» بجای «ترکی» و یا «ترکی آذری» را ترجیح میدهند چونکه از نظر آنها هر چه که مربوط به ترک و ترکی باشد از نظر ایران و ایرانی و وحدت و تمامیت ارضی ایران بالقوه خطرناک است.

بهمین ترتیب این هموطنان وقتی میشنوند که آذربایجانیان ترک زبان خود را «ترک» و هموطنان فارسی زبان خود را «فارس» مینامند ناراحت میشوند چرا که تصور میکنند منظور از «ترک» آنست که هموطنان آذربایجانی خود را از نژاد و قوم و ملتی جز ایران و نزدیک تر به ترکیه میشمارند و مینامند در حالیکه تعابیر «ترک» و «فارس» بین قاطبه مردم آذربایجان رایج است و منظور مردم از این تعابیر نه نژاد و قوم و ملت بلکه صرفا زبان است. «ترک» به معنای «ترک زبان» و «فارس» به معنای «فارسی زبان».

این دسته از هموطنان از اینکه ایران هرارسال تحت حاکمیت تقریبا مستمر ترک زبانان بود در عذاب الیم به سر میبرند، از اینکه احتمالا خون همه آنها با خون ترک و عرب و مغول و ارمنی و غیره مخلوط شده است رنج میبرند و آنها که نام های خانوادگی شان از قبیل «بهارلو» و «افشار» و «شاملو» یاد آور کوچ قبایل ترکمن به ایران است احساس شرم میکنند.

میتوان این را باور کرد؟

میتوان تصور کرد که امروز یک انگلیسی بخواهد از ریشه های قومی ژرمن، آلمان و فرانک خود شرم کرده بخواهد زبان خود را از ریشه ژرمنی و فرانکی آن تصفیه کند؟

در آمریکا هرکس بعنوان موضوعی جالب و دلیلی بر رنگارنگ بودن قومیتش و حتی با کمی احساس غرور میگوید که اجدادش از چین یا ایرلند و یاکنیا به آمریکا آمده اند.

در ایران دعوای بعضی ها بر سر این است که زبان مادری چند ملیون از شهروندان این کشور اصلا خوب است که وجود داشته باشد یا نه!

عرض کردم. اینکه زبان اکثریت آذربایجانیان مثلا هزار سال پیش ترکی نبود بنظرم مورد شک جدی هیچ کسی نیست که واقعیت تاریخی را با تصورات شخصی خود مخلوط نمیکند. فقط «نتیجه گیری» این هموطنان است که مشکل آفرین است.

بر پایه این واقعیت تاریخی به این نتیجه سیاسی و شعاری رسیدن که «پس باید دامنه ترکی محدود شود و فارسی بتدریج تبدیل به زبان اول آذربایجانیان شود» رد واقعیت، هتک حقوق زبان مادری ملیونها نفر از هموطنان آذربایجانی و زورگوئی فرهنگی و زبانی است.

خیالبافی کودکانه هم هست – درست مثل اینکه کسی بخواهد مردم عراق و یا مصر که حالا هزار و خرده ای سال است عرب زبان شده اند برگشته زبان های 1500 سال پیش خود را زبان مادری خود کنند و عربی را ترک نمایند.

خود ترک ها در ترکیه انکار نمیکنند که زبان مردم ترکیه کنونی در دوران بیزانس و قبل از آمدن قبایل ترک زبان (تقریبا همزمان با کوچ ترک ها به ایران) یونانی، ارمنی و یا کُردی قدیمی بود و هر چه بود، بهر حال ترکی نبود. اما هیچ کُرد و یا یونانی جدی شعار نمیدهد که مردم ترکیه باید ترکی را رها کرده به زبان های قدیمی هزار سال پیش برگردند.

این شعار ها که گاه رنگ نژاد پرستی هم میگرفت در پايان مشروطه و زمان رضاشاه داده شد و تا حدی تبدیل به سیاست دولت هم گردید كه اتفاقا متفكرين اصلى اش هم مانند کاظم زاده ایرانشهر و کسروی آذربايجانى بودند. ولى آن جریان بیشتر براى حفظ و تحكيم وحدت ملى در مقابل بیگانگان و دست اندازیهای روس، انگلیس و عثمانی بود و بخاطر همین افراط گرى هائى هم داشت.

مشابه این افراط گریهای پان ایرانیستی، پان تركيسم ترکیه در زمان مبارزه ملى تحت رهبرى آتاترك و بعد از استقرار جمهوری ترکیه بود كه حتی شدید تر از آریاگرائی دوره رضا شاه بود اما بعد ها هر دوی این جریان ها هم در ایران و هم در ترکیه تعديل يافت.

آمیزش و رنگارنگی قومی و زبانی امروزه از آمریکا گرفته تا کانادا و هندوستان و آمریکای لاتین مایه غنای جوامع است و در صورت تامین فرصت های برابر برای شکوفائی همه این زبان ها و فرهنگ ها باعث پیشرفت بیشتر این جوامع در شرایط صلح و رفاه میشود.

چه نیازی هست که از گذشته خود نتایج تبعیض آمیز و دشمنی انگیز بگیریم؟

در بخش دوم این مقاله «دل درد» گروه دومی از هموطنان در رابطه با گذشته زبان آذربایجان ایران را مورد بحث قرار خواهم داد، گروهی که دچار افراط گری کاملا دیگری شده اند و میگویند که زبان آذری قدیم که گونه ای از زبان های فارسی بود افسانه است و در واقع چهار پنچ هزار سال است که زبان آذربایجانیان ترکی است!!

 

زبان هزار سال پیش آذربایجان

Safineye Tabriz Cover

عباس جوادی – هر از گاهی بعضی ها بحثی به راه میاندازند و یک عده را دنبال نخود سیاه میفرستند: هزار سال پیش، قبل از آمدن قبایل ترکمن و اوغوز به آذربایجان کنونی، زبان مردم این منطقه ترکی نبود، «آذری باستان» بود، و یا تاتی که حالا عملا مرده است و فقط در بعضی روستا ها بطور تغییر یافته ای و با نام های گوناگون (مثل لهجه مراقی – مراغی) صحبت میشود و یا در نام روستاهائی مانند انرجان و لیقوان مشهود است. چیزی شبیه تالشی امروز؟ شاید شبیه آن، بهر حال زبانی فارسی – ایرانی و غیر ترکی.

خوب، این که درست است. زبان اکثریت مردم آذربایجان عوض شده. قبلا تاتی بود و یا هرچیز دیگری که اسمش را بگذارید. همانی که در کتاب «سفینه تبریز» مربوط به قرن هشتم هجری نمونه سخت فهمش را میتوان دید و یا در اشعار همام تبریزی از قرن هفتم – هشتم هجری و دیگران میتوان خواند.

زبان خیلی ها و خیلی کشور ها در دنیا عوض شده. زبان ترکیه ترکی نبود ترکی شده، زبان مصر عربی نبود عربی شده، زبان آمریکا انگلیسی نبود انگلیسی شده.این تاریخ است. اما مگر این چیز بدی است؟

اما منظور اصلی دوستانی که هر ازگاهی این «نخود سیاه» را میاندازند و مردم را مشغول بحث و استدلال و جنگ و گریز میکنند کنجکاوی علمی و تاریخی نیست. این هم نیست که دانش همگان از تاریخ و گذشتگان بیشتر شود و در آخر همه بگویند چه گذشته رنگارنگ و جالبی داشتیم. به زبان کنونی اکثریت آذربایجانی ها یعنی ترکی آذری احترام بگذاریم و زبان گذشته شان را با علاقه و کنجکاوی بررسی کنیم. نخیر. این حضرات برای کوبیدن زبان و فرهنگ چندین ملیون ترک زبان آذربایجان است که اینهمه هیجان زده میشوند چونکه در نهایت – اگر چه رویائی بیش نیست – میخواهند زبان ترکی و تمام لهجه های آن از این مرز و بوم رخت بر بندد و همه فارسی گو شوند.

در مقابل یک عده از هموطنان آذری ما هم خونشان میجوشد و برای دفاع از زبان و فرهنگ خود شروع به این داستان ها میکنند که نخیر، زبان این مردم همیشه (و یا حداقل ۲-۳ هزار سال است) ترکی بوده و هیچ وقت ربطی به زبانهای ایرانی نداشته(!) یعنی آنها هم برخلاف همه تواریخ و شواهد و عقل سلیم به آن طرف افراط یعنی تکذیب کامل گذشته میافتند تا از زبان و فرهنگ کنونی خود دفاع نمایند.

حالا انتظار دارید این مردم بیچاره در این گیر و دار امرار معاش و گرانی و یارانه و تحصیل بچه ها از سوئی و فشار های سیاسی و ولایت فقیه و تحریم ها و احتمال جنگ و ظهور ظهوری ها و قدرت یابی رمال ها طرف «نژاد پاک آریا» و یا «اقوام ترک خالص» را بگیرند؟

آقا، این ها تاریخ است. به زندگی امروز من و شما چه ربطی دارد؟

وقتی این بحث ها را نه بخاطر درک بهتر تاریخ و گذشتگانمان، بلکه برای این میکنیم که بگوئیم یکی «خودی» و دیگری «غیر خودی» است، این کار نتیجه ای بجز کدورت و دشمنی بین مردم این مملکت نمی دهد.

مردم ایالات متحده و کانادا و آمریکای جنوبی مگر بیشتر از ۵۰۰ سال است که انگلیسی، فرانسه و یا اسپانیولی حرف میزنند؟ حالا همه آنها برگردند و زبانهای مختلف و مهجور سرخپوستان را حرف بزنند؟ زبان عراق و سوریه و اردن امروزی مگر قبل از اسلام عربی بود؟ حالا آنها چکار کنند؟ تازه زبان تاتى و پهلوی و آذری قدیم که فارسی «تهرونی» امروز نبود. اصلا قبل ازپهلوی که فارسی میانه است و حتی قبل از فارسی باستان و آمدن آریائی ها به جلگه ایران، زبان بقول شاهنامه «دیو» های بومی که بهر حال «ایرانی»، یعنی پهلوی و حتی فارسی کهن هم نبود، چه بود؟ زبان ۳-۴ هزار سال پیش اورارتو ها که آریائی نبودند و آثار دیرین شناسی مربوط به این دوره در نزدیکی های تبریز (قریه حسنلو) یافت شده چه ربطی به فارسی امروزی و پهلوی و پارسی باستان دارد؟شاید برگردیم و زبان اورارتو را در آذربایجان احیاء کنیم؟ حالا ما هم با وجود اینکه اصلا هم تاریخ دان و دیرین شناس نیستیم، دنبال همان «نخود سیاه» افتادیم.

ناراحت نباشید. همه ما از سفید و سیاه گرفته تا ترک و فارس و ارمنی و کُردو آمریکائی و روسی از آفریقا میائیم. اینهمه مردم رنگارنگ هم که در خاورمیانه و قفقاز و آسیای جنوبی و مرکزی و روسیه میبینید همه 15000 سال پیش بعد از پایان دوره یخبندان ازجائی در ترکیه و عراق کنونی که کوچ بزرگ آنها شروع شد به اقصی نقاط این منطقه وسیع پخش شده اند و گرنه حتی زبان همه اینها هم در زمان آن کوچ گویا بسیار مشابه هم بود.

در این دنیا هر قومی در برهه ای از تاریخ از جائی به جائی رفته، مسکون شده، شاید ازبین رفته و شاید مانده، زبان و ترکیب نژادی اش در اختلاط با دیگران کم و یا زیاد تغییر یافته. نتیجه اش آن است که امروز می بینیم و این روند هنوز هم در جریان است.

من شخصا همیشه به تاریخ علاقه داشتم اما از وقتی پا به سن گذاشتم این علاقه ام حتی بیشتر شد. طوریکه در یک مقاله هم عرض کردم ظاهرا اجداد 200-220 سال پیش بنده از مغان (قره داغ و یا ارسباران کنونی) به تبریز آمده اند. ظاهرا آنها از «ایل مغانلو» وابسته به ابلات شاهسون بودند. بعضی منابع میگویند ایل مغانلو از اولین ایلات ترک زبان بود که هزار سال پیش همراه با سلجوقیان از آسیای مرکزی و خراسان به ایران آمدند و در مغان سکنی گزیدند و بعدا نام ایل مغانلو گرفتند. (نیاکان مادری هم گویا از شمال قفقاز بوده اند. اصولاً من نمیفهمم چرا در پیگیری اجداد و نیاکان همه دنبال ریشه پدری خود میروند و از ریشه های مادری خود یا حرفی نمیزنند یا خیلی کمتر از ریشه پدری میدانند.) دانستن این برای بنده بسیار جالب و هیجان انگیز است و من دلم میخواست تفصیلات بیشتری در این مورد داشته باشم. اما همین. من خوشم میاید که گذشته رنگارنگی داشتم. هم از اعقاب و اجدادم خوشم میاید و به آنها احترام میگذارم و هم نسبت به اقوام و فرهنگ ها و زبانهائی که در این هزار سال و 200 سال هم خودم و هم خانواده و بزرگانم و اعقاب و اجدادم با آنها آمیخته اند احترام قائلم و مهمتر از همه: با کسی خصومت و جنگ ندارم ومیخواهم با همه در صلح و صفا زندگی کنم. از این تاریخ هزارساله و شجره نامه دویست ساله و غیره نتایج سیاسی و قومی و ضد این و بنفع آن گرفتن کودکانه و خنده دار و حتی و حتی بسیار خطرناک است.

درک و فهم روند های تاریخی، جابجائی اقوام و تغییرات زبانی و فرهنگی فوق العاده جالب و هیجان انگیز است. اما سوء استفاده سیاسی و ناسیونالیستی از این تاریخ برای زندگی و گفتار و کردار امروز من و شما خطرناک و برای همزیستی و تفاهم ملی و بین المللی زهر آگین است.

اگر نقطه حرکت را احترام و قبول زبان و نژاد و قومیت و رنگ پوست و دین و مذهب همه افراد و آحاد این کشور و تمام دنیا قرار دهیم، از تاریخ هم لذت خواهیم برد.

———————-

در ضمن بخوانید:

«ترکی و فارسی از یک ریشه اند»

در باره اجداد من

افسانه «نژاد پاک» آریائی و ترک