پوتین و اردوغان: دو روی یک سکه

PutinErdoganSQ

شما این یادداشت بنده را نه بعنوان یک مقاله و یا بررسی با منابع و ارقام و آمار بلکه یک یادداشت «سرپائی» قبول کنید که فقط منعکس کننده حس بنده در باره این آقایان پوتین و اردوغان  و مشابهات و اختلافات  آنهاست که به سیاست خارجی روسیه و ترکیه هم تاثیر میکند و به همان درجه نمونه ای از مشابهات و اختلافات روسیه و ترکیه هم هست.

بنظر من این دوشخصیت بسیار به همدیگر شبیه هستند. در هردو خود رائی مشاهده میشود. زود و به سرعت تصمیم میگیرند و با قاطعیت و به سرعت تصمیمشان را عملی میکنند. اردوغان «آتشی» هم هست. شاید بیشتر سر و صدا میکند و حتی کار را گاه به رفتار و گفتاری دور از نزاکت سیاسی و حتی عرفی میکشاند. هم در مورد رهبران خارجی (اروپائی، اسرائیلی) و هم مخالفین داخلی ترکیه روش اردوغان بیشتر همین بوده است در حالیکه پوتین ظاهری آرام دارد که ابدا به معنی خصلت و شخصیت متفاوت او از اردوغان نیست.

هيچكدام آنها از كرده خود پشيمان نميشود، برگشته به پشت سرش نگاه نميكند و حتى وقتى تنها هم هست  در دل خود به شك و سوالى  راه نميدهد.

هر دوی آنها خود و امکانات و قدرت، ثروت، توانائی و برتری کشور و ملت خود را به مراتب بیشتر از آنچه در واقع هست تصور میکنند و مردم خود را که به این تصور نیاز دارند، قانع کرده اند که این، تصوری بیجا نیست.

هر دو لیدر خود را ادامه دهنده «سنت امپراتوری» کشور ها و ملل خود یعنی امپراتوری روسیه و امپراتوری عثمانی میشمارند. پوتین هنوز از حسرت وسعت امپراتوری تزار ها خلاصی نیافته و اقلا شوروی سابق را حیطه «خارجه نزدیک» روسیه می پندارد – چیزی که در نمونه حمایت از حرکات جدائی خواهانه در گرجستان و سپس الحاق کریمه و تحریک شورش های شرق اوکرائین هم دیدیم. اردوغان هم به نوبه خود وقتی از «سنت ترکی» حکمرانی صحبت میکند نمونه هائی نظیر شام، عراق، حجاز، بالکان و حبشه میدهد و خود را نوعی مسئول این سرزمین ها هم میشمارد.

این احساس غرور آمیز و تا حد زیادی «خود ویژه بینی ملی» طبیعتا محدود به این رهبران نیست. بنظر بنده بسیاری از روس ها و ترک ها هم همین احساس را دارند. اصولا احساس تعلق به یک ملت، تاریخ و نماد های آن ملت و تاریخ مانند پرچم و فتوحات و در مورد روس ها در ضمن موسیقی و ادبیات چیزی است که هم در روسیه و هم در ترکیه به وضوح و بین افراد عادی دیده میشود. شاید همین هم دلیل موفقیت و محبوبیت نسبتا مستمر و از نظر بعضی ها حیرت انگیز پوتین در روسیه و اردوغان در ترکیه است.آنها از این جهت و همچنین از این نظر شبیه هم هستند که طرز رفتار، واکنش ها، و فکر و حتی حرف زدنشان مانند مردم عادی و متوسط رو به پائین خودشان است.

میگویند کسانی که از نظر اخلاق و رفتار به همدیگر بسیار شبیه هستند نمیتوانند با همدیگر کنار بیایند. در مورد دو دوست هم گویا کسانی که رفتار و گفتار و عاداتشان عین همدیگر نیست و همدیگر را از این جهت «تکمیل» میکنند معمولا دوستی طولانی مدت تری با همدیگر تجربه میکنند در حالیکه مثلا اگر دو نفر به همان درجه «غُد»، خودرای، اهل مناقشه و دعوا و خودستائی باشند دارای احتمال بیشتری از نزاع و اختلاف با همدیگرند. حتی بعضی بررسی ها نشان میدهد که زن و شوهر هائی که یک طرز رفتار و خصلت های نزدیک بهمدیگر دارند دارای درصد بالاتر طلاق هستند تا کسانی که با همدیگر فرق دارند اما مکمل همدیگر هستند و فرهنگ کنار آمدن با همدیگر را دارند.

گفتم. این ها یادداشت های پراکنده، «سرپائی»  و احساسی بنده هستند و لازم هم نیست درست باشند. اما اگر درست باشند میتوان بهتر فهمید که چرا خیلی از غربی ها و یا چینی ها که فرهنگ و «سلیقه ملی» و تاریخی شان از شرقی های مسلمان مانند ترک ها و یا باصطلاح «غربی» های شرق مانند روس ها فرق میکند و چرا آنها رفتار و حرکات، سیاست ها و اقدامات مثلا ترک ها، ایرانیان، اعراب و یا روس ها و اوکرائینی ها را اصلا درک نمیکنند.

در ایران ما این فرهنگ «خود ویژه بینی» بخاطر تاریخ امپراتوری و بخصوص فرهنگ و زبان ایرانی غنی است. اما در زمینه سیاست ما در تاریخ 50-60 سال اخیربجز تا حدی احمدی نژاد چیزی نتوانسته ایم شبیه اردوغان و پوتین تولید کنیم. سبک ایرانی در زمینه دیگری، در زمینه مذاکره و دیپلماسی و انشالله و ماشالله پیشرفت کرده است که خدا را شکر باز به هرحال کم خطر تر از سبک داش مشدی مابانه در سیاست است.

سلسله فکری، استدلال، احساس و نتیجه گیری که در این فرهنگ ها منتج به این یا آن طرز رفتار و سیاست میشود با همدیگر تفاوت بنیادین دارد.

در مورد نزاع اخیر روسیه و ترکیه هم شاهد چیز مشابهی هستیم. در ایران به انسان هائی مانند اردوغان و یا پوتین بخاطر رفتار و حرکات و طرز واکنش و طرز گفتارشان «داش مشدی»، در روسیه «کروتوی» و در ترکیه «قابا دائی» (دائی خشن) میگویند.

حتی اینها هم محصول تاریخ، عادات و سنن و فرهنگ ترکی، روسی و یا ایرانی هستند. طبیعتا در سوئد و یا آمریکا و چین قابادائی  و کروتوی یافت نمی شود. غربی ها و یا چینی ها و ژاپنی ها حتی نمی فهمند اردوغان و یا پوتین چرا طوری رفتار میکنند که امروزه شاهدش هستند و همراه با نیشخند های پنهانی خود آن را نکوهش میکنند…

 … ادامه خواندن

آموزش عثمانی: کار اردوغان درست است

رئیس جمهوری ترکیه رجب طیب اردوغان میخواهد آموزش عثمانی یعنی نوع ترکی  پیش از جمهوری را که زیاد تحت تاثیر عربی و فارسی بود و از سال های 1000 تا تاسیس جمهوری ترکیه در سال 1923 و لغو الفبای عثمانی اعتبار داشت و از شعر و ادبیات و علوم و سیاحتنامه ها و مکتوبات رسمی و دولتی همه چیز به آن «زبان» و الفبا و املا بود، در مدارس ترکیه اجباری کند.

امروز بیش از 98 در صد ترک ها آثار عثمانی را نمیتوانند بخوانند. اکثریت آنها حتی اگر آثار شعرائی مثل توفیق فکرت (100 سال پیش) و یا حتی سخنرانی های آتاترک را بخوانند زیاد متوجه معنای آن نمیشوند.

تغییر اجباری الفبا و املا در سال های 1930، قبول الفبا و املاى لاتين و باصطلاح “پاكسازى” تركى عثمانى از واژگان و اصطلاحات “غير تركى” و طرد و ترک باصطلاح «زبان»، املا و خط عثمانی (یعنی ترکی قدیم) بنظر بنده دلیل اصلی این بیسوادی است.

عثمانی چیزی جز ترکی نیست اما متاثر از عربی و فارسی است. اینهمه مخالفت با عثمانی چیست؟ بسیاری ها که با این پیشنهاد مخالفت میکنند تا کنون یک متن عثمانی ندیده اند. بسیاری ها اصلا از برنامه دولت ترکیه در مورد تدریس متون عثمانی اطلاع کافی ندارند و صرفا چون مخالف آقای اردوغان هستند، با این طرح هم مخالفت میکنند.

خیلی ها در مخالفت و بعضی ها در مخالفت دربست و بی شک و شبهه با این برنامه دولت آقای اردوغان نظر نوشته اند. اما مهم نیست. بنظر شخصی من در این کار برنامه آقای ارد.غان اشتباه نیست – بر عکس، درست است.

اولا باید واقعا دید دولت ترکیه چه میخواهد بکند؟ کسی نمیخواهد الفبای لاتین را لغو کند. فقط میخواهند الفبا و املای عثمانی (یعنی عربی-فارسی) را به دانش آموزان یاد بدهند چونکه هر چه ادبیات ترکیه در این هزار سال (قبل از جمهوری) تولید کرده و ارتباط آنها با ادبیات دو زبان اصلی که به ترکی تاثیر کرده اند یعنی عربی و فارسی، به این خط است و نه به لاتین که الفبا و املای امروزی ترکیه است. این مثل آن است که فردا در ایران کسی، رژیمی الفبای مارا لاتین کند و بعد از مدتی کسی بیاید و بگوید باشد، اما دانش آموزان ایرانی باید بتوانند حافظ و خیام و نظامی را در اصلش یعنی با همان الفبای فارسی بخوانند. این، نه تنها چیز بدی نیست بلکه چیزی لازم است. مثل این است که در دانشگاه های آلمان و حتی بعضی مدارس آن لاتین میخوانند. بنده خودم شش سال در دانشگاه های آلمان لاتین خواندم. چرا، چونکه با لاتین (و یونانی) شما زبان های اروپائی را بهتر میفهمید.

این حمله ها به اردوغان طوری که من حس میکنم بیش از آنکه از نظر علمی، زبانشناسی و یا آموزشی مستدل باشند، سیاسی هستند. ممکن است اشکالاتی که از نظر سیاسی به اردوغان میگیرند درست باشد. بنظر شخصی بنده خیلی از این انتقادات هم بیجا نیستند. مخصوصا سبك گفتار و رفتار متكبرانه او در مقابل منتقدانش اغلب باعث شرمندگى دولتش ميشود. اما موضوعات مختلف را نباید مخلوط کرد و تر را هم با خشک سوزانید.

یک علت بیسوادی ترک ها و آذربایجانی های قفقاز از نظر ادبیات و زبان گذشته شان هم بنظر بنده همین بی اطلاعی از زبان و ادبیات گذشته شان و نداشتن سواد فارسی و عربی است.

—————————-

از فیس بوک:

SA
البته نحوه بیان و نوع حمله تحقیر آمیز اردوغان به مخالفان این طرح، بسیار زننده هست که البته این روش برخورد معمول اردوغان در همه چیز هست که مخالفین رو تحقیر میکنه. اما حرفتون درسته آموزش حروف عربی در مدارس در ترکیه کار مثبت و درستی هست. باعث میشه نسل جدید با کتیبه ها و متون روی دیوار مساجد و یا نسخ خطی ارتباط برقرار کنه. فقط من یک قسمت حرفتون رو متوجه نشدم. اینکه گفتین نسل امروز ترکیه قادر به خواندن متون 100 سال پیش نیست. مگه نسل امروز ترکیه قراره متون 100 سال پیش رو از روی چاپ 100 سال پیش بخونه؟ تمام اون متون با حروف و الفبای جدید، تجدید چاپ شدند و در دسترس عموم هستند و مشکلی در خواندنشون نباید باشه. می مونه اینکه بعضی کلمات یا بعضی ترکیبات دیگه منسوخ شده و استفاده نمیشه که این هم در مورد همه زبانها صادق هست. مثلا خود ما همین الان متنهای نوشته شده در دوره قاجار رو که پر از لغات و ترکیبات سنگین و پرتکلف عمدتا عربی هستند رو بسختی می خونیم

Abbas Djavadi
نه، لغات و اصطلاحات را باصطلاح “اوزتوركجه” كرده اند يعنى پاكسازى تركى كرده اند. ٧٠-٨٠ در صد واژگان و اصطلاحات را عوض كردند. بجاى ملت اولوس، بجاى مكتب اوكول. يك داستان رجائى زاده و يا سخنرانى آتاترك را بخط امروز لانتين بنويسيد و به ادم هاى زير ٦٠ سال بدهيد بدون فرهنگ لغات نميفهمند

SA
متوچهم . خب همین اتفاق برای ما هم افتاده بجای طلبه میگیم دانشجو، بجای فکولته می گیم دانشکده، یا از ترکیباتی مانند ضیق النفس، کان ما کان، کان لم یکن و … استفاده نمی کنیم. اصلا تمام کار فرهنگستان زبان فارسی در این 70، 80 سال کلمه سازی بوده که بعضی هاشون مثل هواپیما بجای طیاره، جا افتاده و بعضی جا نیوفتاده. نامه های عصر قجری رو دانشگاه خونده های ما هم نمیتونند بخونند چه رسد یه مردم عادی.

Abbas Djavadi
كار فرهنگستان ما خيلى سطحى تر و جزئى تر بوده و بخصوص به الفبا هم دست نزده اند. ما امروزه هنوز نه فقط شعر ملك الشعراء بهار و آثار دهخدا بلكه حافظ و فردوسى را هم ميفهميم
البته بحث بر سر اختراعات جديد مثل هواپيما و تلفن نيست

Abbas Djavadi
اگر دوست ترك داريد يك غزل فضولى و يا نفعى به او بدهيد (حتى با حروف لاتين – كه البته مسخره است) و بگذاريد با صداى بلند بخواند و بگويد چقدرش را فهميد و اصلا فهميد ليلى بالاخره مرد بود يا زن؟ اين فاجعه است!… ادامه خواندن

پوتین و اردوغان

مصاحبه با «رادیوی آزادی» (برنامه تاجیکی رادیو اروپای آزاد – رادیو آزادی) در باره روابط روسیه و ترکیه در رابطه با سفر رئیس جمهوری روسیه ولادیمیر پوتین به ترکیه و عامل نزدیکی منش و طرز حکومتداری رهبران این دوکشور : ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان.

هر دو رهبر در وضع مشابهی قرار دارند و به همدیگر نیازمندند. ترکیه در سیاست خارجی خود در منطقه نسبت به قبل منزوی تر شده و روسیه هم بخاط اشغال کریمه و ادامه بحران اوکرائین از سوی غرب به انزوا افتاده و از سوی دیگر هم بخاطر همین بحران و هم پائین رفتن قیمت نفت در بازارهای جهانی دچار سقوط ارزش روبل و بیکاری روز افزون گشته است. بعلاوه: هم پوتین و هم اردوغان هر چه  با مشکلات بیشتر داخلی و سیاست خارجی روبرو میشوند لفاظی ضد غربی و شکستن همه کاسه – کوزه ها بر سر آمریکا و اروپا را تشدید میدهند. سبک حکومتداری آن ها هم به همدیگر مشابه است. هر دو افرادی هستند که خود را صاحب کشور هایشان حس میکنند و میخواهند در مورد هر موضوع هر گوشه کشورشان تصمیم گیرنده نهائی باشند. این در واقع نزدیکی دو رهبر یکه تاز، قدرتمند اما تنهاست.… ادامه خواندن

حقوق زنان، آنچه که اردوغان نگفت

مطبوعات وابسته به مخالفین حکومت آقای اردوغان رئیس جمهوری تررکیه و هم چنین بسیاری از رسانه های غربی و حتی ایرانی (!) با حرارت تمام این سخنان اخیر آقای اردوعان را با لحنی تنقیدی و تمسخر آمیز نقل میکنند که «زنان و مردان مساوی نیستند.»

میدانم آقای اردوغان بعضا بعضی حرف ها میزند که آدم هاج و واج میماند. بسیاری از حرف هایشان مباحثه آمیز است و اکثرا یک عده موافق و یک عده مخالف دارد. آن حرف بیموردشان در مورد کشف آمریکا 300 سال قبل از کریستف کلمب توسط یک مسلمان هم از آن قبیل حرف های بی اساس که به وجهه و وزن سیاسی رئیس جمهوری ترکیه ضرر زد و مایه استهزاء گشت. ولی باید حق را به حق دار سپرد. در مورد حقوق زن و مرد حرف (ویا حد اقل منظور) ایشان این نبود و نیست که زن ها حقوق کمتری از مردان دارند. کسانی که در باره این سخنان ایشان مینویسند اول بروند بخوانند. چنین چیزی نگفته است. میگوید زن و مرد از نظر فیزیولوژیک و جثه و بدن یکی نیستند. مرد ها از نظر قدرت بدن و جثه قوی ترند. زنان هر کاری را که مردان میکنند نمیتوانند از نظر قدرت و توان جسمی انجام دهند. زنان باردار میشوند و بچه میزایند و باید مدتی از فرزندان خانواده مراقبت کنند ولی مردان بار دار نمیشوند، بچه هم نمیزایند. اینجا صحبت از برابری مرد و زن مطرح نیست. این حرف های اردوغان را بنظرم باید منصفانه و در این چارچوب دید. این حرف ها یک عکس العمل به چیزی است که بنظر نه فقط اردوغان بلکه بسیاری ها افراط کاری و افراط اندیشی فمینیستی است که فکر میکنند مرد ها حتی باید درد زایمان را هم حس کنند تا برابری کامل حاصل شود. موضوع بر سر برابری حقوق در قانون و یا احترام به زنان و مردان در یک سطح نیست، بلکه در باره برابری باصطلاح کامل زن و مرد است که اصلا قبل از همه چیز از نظر فیزیولوژیک وجود ندارد و درست نیست. خود آقای اردوغان هم که روشن است که چقدر به همسرش امینه خانم دلبسته و طوری که میگویند وابسته است. حالا ایشان مثل اغلب اوقات رعایت اوضاع را نکرده و هرچه بفکرش رسیده را بدون آنکه به عواقب اش فکر کند و بدون آنکه سبک و سنگین کند که چطور بگوید و نظرش را بیان کند بزبان آورده و نتیجه اش هم همین شده و گرنه بنظر بنده انصافا منظورشان این نبوده که زنان باید از حقوق و یا احترام کمتری برخوردار باشند.

رجب طیب اردوغان: زنان و مردان مساوی نیستند – BBC Persian.… ادامه خواندن

دلبستگی به سرزمین، دلبستگی به قوم

anadoludailkgunler
این بار که در ترکیه بودم چندین کتاب ترکی «تاریخ برای کودکان» از چند انتشارات گرفتم. برایم جالب بود ببینم تاریخ را چطور به کودکان تعریف می کنند. بنظرم اکثرشان یک نگرش «قوم بنیاد» دارند که روی «ترک ها بعنوان یک قوم و گروه نژادی» متمرکز شده  است. «ما» اول در آسیای مرکزی بودیم. «ما» که آن وقت اوغوزها بودیم، از کناره های دریای آرال به سمرقند و بعد به نیشابور مهاجرت کردیم و بعد بعنوان سلجوقیان «ما» به ایران و آناطولی آمدیم و دولت ترکیه را تشکیل دادیم… یعنی «ما» یک گروه قومی و نژادی بودیم و هنوز هم همان هستیم. این چند هزار کیلومتر را در عرض هزار سال آمدیم. ما با اقوام یونانی و آرامی و ارمنی و ایرانی بیزانس مخلوط نشدیم. ما همان هستیم که قبلا یعنی هزار سال پیش بودیم. سرزمین و وطن ما قبلا آسیای میانه بود، بعد خراسان و ایران و حالا ترکیه…

يعنى اينجا وطن اصلى ما نيست. يعنى هست، اما فقط هزار سال است كه وطن ماست. ما هزار سال پيش همان هائى بوديم كه در آسياى ميانه بوديم و حالا در تركيه هستيم. تركيه قبلا وطن ما نبود و نامش آناتولى بود. بعد ما آمديم و اينجا وطن ما شد. ما تغيير نكرديم. مكان زندگى ما تغيير كرد. قبل از ما ترك ها و اسلام، اينجا وطن ما نبود. و از اين جهت قبل از دوره ترك ها و اسلام، اين سرزمين براى ما اهميتى ندارد

معلوم نیست، پس آن مردم بومی اینجا چه شد؟

یعنی تا هزار سال پیش اینجا وطن شما نبود؟

«وطن» که می گویند کجاست؟

در آمریکا وقتی «ما» می گویند، منظورشان همه شهروندان آمریکاست – صرفنظر از اصلیت ها، چه آنگلوساکسون باشد، چه «هیسپانیک»، چه چینی، چه ایتالیائی و ویتنامی… وقتی شهروند آمریکا شدید، آمریکائی هستید… متعلق به «ما» هستید.

وقتی شهروند آمریکا هستید، همه جای آمریکا موطن شماست. هم مینسوتا و هم تکزاس، هم نیویورک و هم کالیفرنیا. نمی گویند آنجا کاتولیک ها هستند و بما مربوط نیست و اینجا ایتالیائی تبار ها هستند و نزدیک به «خودمان»…

آیا تاریخ آمریکا با آمدن آنگلوساکسون ها از بریتانیا به آمریکا شروع می شود؟ کسانی که از فرانسه، اسپانیا، پرتغال، هلند، آفریقا، چین و غیره آمدند «ما» نیستند؟ قبل از همه اینها، تاریخ بشری آمریکائیان هزاران سال قبل از همه اینها با بومیان باصطلاح «سرخپوست» آمریکا شروع نشده؟

وقتی نمونه ایالات متحده آورده می شود، بعضی ها این را «طبیعی» جلوه داده می گویند علتش آن است که آمریکا کشور مهاجر ها بوده و هنوز است. البته این در احساس مردم موثر است. در واقع یا حالا و یا در گذشته هر کشوری زمانی و به نوعی صحنه مهاجرت اقوام مختلف شده – جزایر و اعماق جنگل ها و مناطق قطبی و کوهستان های بلند کمتر و بقیه بیشتر.

ملت فرانسه ترکیبی از اقوام فرانک ژرمن، گل، کلت، لاتین، اتروسک و حتی یونان و در زمان های بعد تر اقوام شمال آفریقاست.

یک دوست فرانسوی می گوید در فرانسه «وطن» سرزمین جمهوری فرانسه است و «ما» همه کسانی هستند که شهروند فرانسه هستند و فرانسه حرف مي زنند – صرفنظر از اصلیت و رنگ پوست ومذهب، صرفنظر از کوچ ها و حوادث تاریخی  که امروز میتوانند برای ما خوش آیند باشند یا نباشند.

در فرانسه فرانسوی ها می گویند «ما» یعنی فرانسوی ها جدا و شهروندان باسک و یا کورسی و نرماندیایی فرانسه جدا؟

عجیب است. در ترکیه، سرزمین تاریخی بیزانس سابق و پادشاهی های مختلف اقوام رنگارنگ،هیچ دانشگاهی رشته پژوهش های بیزانس ندارد، کمتر دانشمند تاریخ ترکیه بخود زحمت میدهد که یونانی، ارمنی، آسوری و یا کُردی یاد بگیرد.

البته در بسیاری کشور ها  طبقه عوام گروه اکثریت (قومی، زبانی و یا مذهبی) خودش را «مالک» واقعی و اصلی و بقیه را «مهمان» تصور میکند.  اما تمدن هر کشور و ملت هم ضمنا به آن مربوط می شود که تا چه حد در رفتار، فرهنگ، منش، مقام قانونی و عملی  در زندگی اجتماعی ، بین گروه های مختلف جامعه فرق و تبعیض قائل می شوند و چقدر عالم بر این تبعیض ها هستند و می خواهند آن را بر طرف کنند  و یا اینکه حتی بدست حکومت آن را اجرا می کنند.

بیزانس یعنی «روم شرقی»، طوری که ترکیه تا دوره اسلام خوانده می شد به شما «مربوط» نیست؟ «وطن» شما نیست؟ تاریخ و زبانش، مردمش برای شما اهمیتی ندارد؟ به درد آموختنش نمی خورد؟ اکثریت ترک ها فکر می کنند از آسیای میانه آمده اند. نمی دانند که یک گروه بزرگ از آنجا آمده با مردم بومی اینجا آمیخته و این شده که امروز آنها هستند و همه می بینند – چیزی غیر از آنچه در آسیای میانه می بینید، اما با زبانی نزدیک به آنها… یونانی ها و ارامنه و آسوری ها و کرد ها هم نمی دانند خود آنها در «کُد ژنتیک» خود به اصطلاح «اصلیت ترکی» هم دارند و چند بار «هویت عوض کرده اند»…
رئیس جمهوری (سابق نخست وزیر) ترکیه آقای اردوغان در يكى از همين نشست هاى داوس سوئیس برای جلب نظر ارامنه دنیا با چنان لحنی در باره تعمیر اخیر کلیسای مخروبه ارمنی در جزیره آختامار در دریاچه وان ترکیه صحبت کرد که مثل اینکه با این کار منتی بر ارامنه ترکیه و دنیا !! گذاشته است. «من آنجا را دادم برای هموطنان ارمنی خودم تعمیر کردند (!) و در ضمن ارامنه دیگر هم بیایند و از آن دیدن کنند»!!
یعنی اگر یک مسجد در خاک ترکیه باشد «مال» ترک ها و مسلمان هاست و اگر موضوع بر سر یک کلیسای ارمنی باشد آنجا «مال» ارمنی ها؟ آنجا دیگر «مربوط» به شما و مسلمانان ترکیه نیست؟ منطق شهروندی که آقای اردوغان می گوید به دنبال آن است و بهمین خاطر خواهان عضویت در اتحادیه اروپاست، در کجای این طرز فکر است؟ حتی در دوران عثمانی نگرش ترک های ترکیه یعنی دولت عثمانی به موضوع میهن و وطن تا این درجه محدود به یک دین و قوم نبود.

نه اینکه ما در ایران از این طرز تفکر ها نداشتیم و نداریم. در ایران هم بعضی ها در گذشته چنان رفتار می کردند که همه چیزاین کشور و ملت «مال» مسلمانان، آنهم مسلمانان شیعه است و بقیه مهمانانی هستند که باید منت دار باشند که کسی به آنها چیزی نمی گوید. بعد جای مسلمانان شیعه را «نژاد پاک آریا» گرفت، بعد هم باز دوباره «اسلام ناب محمدی»… ولی بنظرم ایرانیان از این نقطه نظر تا این درجه پسرفت نداشته اند. این موضوع هم بماند برای یک صحبت دیگر.… ادامه خواندن

Turkish presidential elections: FC Barcelona Wins انتخابات ترکیه – شکی نیست

TRCandidates

تصادفا و براى امور شخصى در آنكارا هستم. هيچ نيت گزارشگرى نداشتم. اما چيزى نوشتم به انگليسى كه منتشر ميكنم. سه حرف براى من جالب بود.

يك بقال: كى ميبره؟ “آقا اين مثل بازى (فوتبال) بارسلونا و يوزقات اسپوره (يوزقات شهر نسبتا كوچكى در آناطولى است)… بخواهند پنج تا ميزنند، بخواهند شش تا ميزنند…اينها (تيم اردوغان) همه امكاناتو دارن و كار كشته اند… اكمل الدين (كانديداى مخالفين اكمل الدين احسان اوغلو) را مردم عادی نميشناسند. حتى اسمش را هم نميدانند.”

يك دندانپزشك جوان و تحصيلكرده آمريكا: “فاجعه اردوغان دو دليل دارد: يكى اينكه اردوغان و تيم اش شديدا كار ميكنند و بازده نشان ميدهند و در مقابل، مخالفت فقط غر ميزند، برنامه ندارد و تنبل هم هست. دوم اينكه ملت آنهمه اتهامات رشوه خورى و فساد مالى عين خيالش نيست.”

يك خانم ميانسال: «اردوغان آدم ملت است، آدم ماست، كسى مثل من و شما. تركيه با او موفق شده. اردوغان اعتبار بين المللى تركيه را بالا برده و با وجود اتهامات دروغ مخالفت؛ باز بعد از ١٢ سال با اكثريت بزرگ انتخابات را خواهد برد.”

اين آخرى ظاهرا (طبق بررسى افكار عمومى از سوى موسسات مختلف) حدود ٤٥-٥٥ در صد آرا را بدست خواهد اورد. احساس من هم اين است. مخالفان خودشان هم اميد پيروزى ندارند. نماينده كرد ها هم يك كانديداى قومى است و فقط بخشى از كرد ها به او راى خواهند داد.

نتيجه اينكه به تخمين من در اين دور اول انتخابات آقاى اردوغان احتمالا چيزى در حول و حوش چهل در صد آرا را از آن خود خواهد كرد تا در آن صورت در دور دوم كه بين دو رقيب اصلى انتخاب خواهد شد، كار را تمام كند – شايد هم همه را يك بار ديگر دچار حيرت كرده در همين دور اول بيش از پنجاه در صد آرا را از آن خود كند. ولى چه خوشمان بیاید چه نه، در اينكه نام رئيس جمهورى آينده تركيه رجب طيب
اردوغان خواهد بود بنظرم جاى شكى نيست.

با اين انتخابات راه براى تغيير نظام سياسى تركيه از حكومت پارلمانى از نوع آلمان و ايتاليا به نظام رياست جمهورى از نوع ايالات متحده و فرانسه هم باز ميشود. اگر قبل و يا بعد از انتخابات پارلمانى سال بعد قانون اساسى در آن جهت تغيير كند، رئيس جمهورى برخلاف گذشته كه مقامى وراى قوه اجرائيه، ملى و تشريفاتى بود رئيس كل قوه اجرائيه ميشود. اينكه تركيه ديكتاتورى ميشود يا نه بحث ديگرى است كه مربوط ب اجراى نظام جديد در عمل است، يعنى قدرت و اختيارات قوه مقننه، بيطرفى محاكم، رسانه هاى آزاد و غيره.

Ankara, 8 August 2014 – Most of people I have talked to here in the Turkish capital city believe that it is almost a clear case that Prime Minister Recep Tayyip Erdogan will win in Sunday’s presidential election. It’s about him, the person, the leader Erdogan and his 12 years of service as PM. He is the front-runner candidate.

A female student from the Faculty of Law says “it seems people don’t care much about past allegations of corruption, authoritarian style and exclusion and intimidation of the opposition.” Indeed, nationalist and secular (pro army, pro Ataturk) opposition’s candidate Ekmeleddin Ihsanoglu does not seem to have much chances. Some don’t even know his complete name. The third contender, the main Kurdish party’s candidate is mainly popular among Kurdish population.

On Sunday, more than 50 million Turks will elect the country’s president – Turkey’s first direct presidential election since its founding in 1923. With this election, Turkey will switch to a presidential system as opposed to a formal presidency and a government led by a prime minister elected by parliamentary election. Turkey’s conservative Islamic leaning party of AKP led by Prime Minister Erdogan has been ruling Turkey without need for coalition partners for the last 12 years, winning consequent national and local elections, with simple majority.

In Ankara, Erdogan’s posters and ads are overwhelming. A middle class shop keeper told me “this is a match between FC Barcelona and (the little football club of) Yozgat Spor (Yozgat is a small Anatolian city). They will shoot as many goals as they wish.” A US-educated young dentist who strongly opposes Erdogan and his political party, admits: “The tragedy here has two legs,” he says. “One is that the opposition is not offering any options for doing things better than Erdogan – they just grouch while Erdogan and his team are producing results and reforms although they also enrich themselves.” And he adds: “the second issue is that people seem not to care about all those corruption allegations against the prime minister and his arrogant behavior.”

So, apparently no surprises on Sunday in Turkey’s presidential election. FC Barcelona will clearly win against Yozgat Spor. After 12 years, Turkey’s citizens are expected to honor once again performance over corruption allegations and a Putin-style authoritarianism for seven more years. Says an enthusiastic Erdogan supporter, a young businesswoman from eastern Anatolia: “He is the nation’s man, a man like me and others, and caring abot us – regardless of all those fake accusations.” This very much sounds like the trend of the majority of voters in Turkey, according to many opinion researchers around, if not more than 50% of the total voters.

My personal estimate is that on Sunday, Aug 10, Mr. Erdogan will receive around 40% of the votes – highest but still not enough. A week later, though, in the run-off between two finalists, he will definitely make it, receiving at least 50%+1 votes of the Turkish electorate. So, like it or hate it: the name of the Turkish president at least for the next seven years is: Recep Tayyip Erdogan.… ادامه خواندن

آخرین تجربه «اردوغانیسم»

بعد از دوازده سال حکومت، نامزد های حزب حاکم عدالت و ترقی ترکیه با 43 درصد کل آرا این بار هم اکثریت انتخابات شهرداری های این کشور را بردند.

برای من انتخابات 30 مارس ترکیه چند درس جالب داشت. این انتخابات اولا محلی بود، یعنی شوراهای شهر و شهردار ها انتخاب میشدند و نه نمایندگان مجلس. معمولا در ترکیه (و اکثر کشور های دمکراتیک) انتخابات محلی، نوعی «هواسنج» اوضاع و احوال سیاسی در کشور است که معلوم میکند مردم هنوز چقدر به حزب حاکم اعتماد دارند ویا در این میان چقدر به سوی احزاب مخالف میل کرده اند.

انتخابات محلی ترکیه مدت کوتاهی بعد از «افشاگری» های فوق العاده جنجالی در باره بعضی از وزیران و نزدیکان نخست وزیر اردوغان و حتی خانواده او از جمله پسرش بلال انجام گرفت. در این مورد حتی ضبط های صدا و ویدئو گویا نشان از رشوه خوریهای کلان میداد که در یکی دو تا از آنها – گویا، یعنی ادعا میشد که – بلال به پدرش آقای اردوغان گزارش میداد که از فلان مقدار میلیون دلار و یورو چقدرش را«آب کرده» و چقدرش هنوز در «دستش باد کرده» است. البته این ادعاها هیچکدام در دادگاهی باز و منصف مورد محاکمه قرار نگرفت. فعلا آنچه که شده این است که خود  بازجو ها و مسئولین امنیتی را که دنبال این ادعا ها بودند برکنار نموده اند.

بعد از اینکه معلوم شد اردوغان و حزب حاکم  با وجود بزرگترین جنجال های سیاسی و مالی تاریخ این کشوراکثریت شهرداری های کشور را باز هم از آن خود کرده است، منظره خانواده اردوغان در بالکن این حزب که مورد استقبال طرفداران خود قرار میگرفتند بسیار دیدنی بود. قیافه مبهوت بلال بخصوص جالب بود. حتما این جوان، تازه تازه درس های عملی سیاست را میاموزد که یکی از آنها طبق این آخرین «تجربه اردوغانیستی» ترکیه این است: «مهم نیست چقدر مورد اتهام هستی، اگر حکومت در دست تو باشد، بهترین دفاع هجوم است. میتوانی همه چیز را به گردن توطئه های داخلی و خارجی بیاندازی و از مهلکه جان به در ببری.» در واقع آقاى اردوغان اين را بصورت استاندارد “مبارزه سياسى” در آورده است، نوعى فرهنگ سياسى : زمان سخنرانى وقتى در باره رقيبانت صحبت ميكنى، در واقع صحبت نميكنى، داد ميزنى، همه را “تو” خطاب ميكنى و شخصيتشان را خورد ميكنى، هر كس طرفدار حزب و دولت حاکم نیست، هر کس با ما نيست دشمن ملت و اسلام است، اصلا مسلمان نيست و حتما جزو عوامل خارجيان و گماشته هاى آنان است، حتی تروریست و اقلا خائن است… مجموع آنها هم درست به اندازه طرفداران حکومت اردوغان و حزب حاکم است، اما همه آنها یا خائنند و یا گمراه و مرتد. نه اينكه قبل از آقاى اردوغان چنين فرهنگى در بين سياسيون تركيه نبود – بود. فقط ايشان اين را بصورت معيار در آوردند، طوريكه حالا موافق و مخالف، همه از اين سبك و رفتار و گفتار پيروى ميكنند. اگر خواستيد اسمش را بگذاريد “اردوغانيسم”…

اما در واقع “اردوغانيسم” كه يك تعبير من در آوردى اينجانب است محدود به اين قبيل تبليغات و هياهو نیست .. وضع اقتصادی باید رو به بهبود باشد. قیمت مواد مصرفی نباید رشد غیر متعارفی داشته باشند. ارزش دلار و یورو نباید بیش از حد و مدام بالا برود. خرج مسکن و تحصیل باید قابل قبول باشد. و در ضمن خدمات طبی و دیگر خدمات اجتماعی مانند ترافیک، راهسازی و غیره باید مردم را قانع کند که دولت نسبت به دولت های گذشته خوب کار میکند. از این جهت حزب حاکم عدالت و توسعه در 12 سال گذشته بسیار فعال و پر ثمر بوده، ترکیه را بطور چشمگیری به جلو برده  و یا اقلا اکثریت مردم ترکیه همین نظر را دارند. یک روزنامه ترکی این تیتر را زده بود که من شخصا از خیلی ها در ترکیه شنیده ام: «اینها نمیخورند؟ البته میخورند. خوب هم میخورند. اما کار هم میکنند. دیگران میخوردند اما کار هم نمیکردند.» شراکت در جرم همین را میگویند، اگر چه اساس این حرف ها چندان دور از واقعیت هم نیست.

انتظار معمولی و کلاسیک این میبود که دولت حزب حاکم بعد از 12 سال حکومت حتی صرفا بخاطر خسته شدن مردم رای کمتر بیاورد. نه. چنین نشد. اعتراضات هم شد. زدو خورد در اینجا و آنجا با پلیس، بستن یوتیوب و تویتر و غیره نظر قاطبه مردم را عوض نکرد. آنها به وضع خودشان و جیب خودشان نگاه میکنند. یوتیوب و تویتر و حجاب زنان و منع مشروبات الکلی در تعداد روزافزون رستوران ها دلیلی برای تغییر حکومت نبود. حد اقل در سطح اداره شهرداری ها این موضوعات دلیلی برای شکست حزب حاکم نشد. آنهمه جنجال های پر سر و صدای رشوه خوری هم باعث تزلزل در رای مردم نشد. اگر دو سال بعد در انتخابات جدید پارلمانی همین حزب برای بار پنجم پیروز شد و آقای اردوغان هم با تغییر قانون اساسی برای شش یا هفت سال به مسند تام الاختیار ریاست جمهوری نشست، هر کسی ازاد است تاسف بخورد، ولی اگر اوضاع و احوال  همین طور پیش برود، احتمالا آنوقت هم جای تعجب زیادی نخواهد بود.… ادامه خواندن