ترکیه در مهلکه

Ankara Mar 2016در عرض پنج ماه آنکارا برای بار سوم یا یک حمله خونبار تروریستی روبرو شد. هدف حمله نخستین٬ مخالفین حکومت و طرفداران آشتی بین کُرد ها و ترک ها بود. حمله دوم متوجه دولت و ارتش یود و این آخرین بار مردم عادی و بیخبری که یک روز یکشنبه تصادفا  و یا برای گردش و خرید در مرکز شهر بودند، هدف حمله قرار گرفتند. پیشتر در محله باستانی «سلطان احمد» استانبول میخواستند به  توریسم و گردشگری ترکیه ضربه بزنند  و در دیاربکر، هدف ترور، افزایش تشنج بین ترک ها و کرد ها بود.

ظاهرا حملات تروریستی فقط از یک منبع سرچشمه نمیگیرند و تنها یک هدف ندارند. اما ظاهرا یکی نه، احتمالا ده ها شخص و گروه و دولت، دانسته و ندانسته، به این یا آن طریق، بخاطر منافعی کلان تر و یا کوچکتر، خُرد کردن رقیب و یا برتخت نشاندن خواست خود، یا بخاطر ایدیولوژی و یا مذهب و قومیت، یکی برای حفط موقعیت خود و دیگری برای اجرای نقشه خود، عملا ترکیه را به سوریه و یا عراق دیگری تبدیل میکنند – گام به گام، هر کس به بهانه ای که شاید به تنهایی قابل درک و توجیه هم هست.

ترکیه و ایران آخرین دولت های قدرتمند شرق مسلمانند و سنت امپراتوری دارند. متزلزل کردن و متلاشی نمودن این دو کشوربه آسانی سوریه و عراق نیست. اما آنچه ده بیست سال پیش بر سر عراق و سوریه آمد، میتواند امروز بر سر ترکیه و فردا بر سر ایران هم بیاید، آن هم  نه لزوما  (طوری که شایع است) بدست دول وگروه های خارجی، بلکه از داخل، بدست خود انسان های همین کشور ها، همانطوری که در عراق و سوریه هم شد و هنوز ادامه دارد.

بی خیالی و خوداندیشی نسبت به هرکدام از این فاجعه ها نشان از حماقت و جنون ناشی از تعصب، خرافات و آلوده شدن به هوای «جنگ هفتاد و دو ملت» خاورمیانه است – حال به هر بهانه ای و تحت هر پرچمی که باشد.

در سنت شرقی ما اگر پدر ریش سفید و یا مادر دلسوزی میبود که همه به حرفش گوش کنند، لابد میگفت: بزرگتر ها مواظب باشند که جوانتر ها دعوا نکنند. جوان ها مواظب کودکان باشند. کودکان و جوانان احترام بزرگان را حفظ کنند و بزرگان سلام و علیک با همدیگر را قطع نکنند. فعلا شلوغ نکنید. در و پنجره را ببندید تا  دعوای محله تمام شود.

اما متاسفانه  امروزه  اغلب پدران ریش سفید و حتی مادران دلسوز خاورمیانه خود در جبهه های مخاصم موضع گرفته اند.… ادامه خواندن

مربّعی با بوی خون و باروت

 عباس جوادی –  مربّع ایران، ترکیه، سوریه و عراق بوی خون و باروت میدهد:

1. سوریه در یک جنگ داخلی فرو رفته. سقوط بشار اسد به آن سادگی که تصور میشد نبود اما ظاهرا از عمر رژیم کنونی دمشق چیزی نمانده.

2. برنده سقوط رژیم اسد کشور های عربی – سنی منطقه خواهند بود (یعنی سعودی، امارات، حتی مصر ولی نه عراق مالکی و ظاهرا طرفدار ایران.) اگر کشور در یک جنگ داخلی فرو نرود – که هیچ قدرت منطقه ای و جهانی ظاهرا این را نمیخواهد – سوریه جدید دست بازیگران عرب منطقه، ترکیه و غرب را تقویت خواهد کرد.

3. چه رژیم جدید سوریه نسبتا به سرعت ثبات را احیا کند و چه شرایط جنگ داخلی ادامه یابد، منطقه کوچک کُردی کشور در حالت کنونی خودمختار و عملا مستقل باقی خواهد ماند.

4. این وضع دست دولت عملا مستقل کردستان عراق و در عین حال حزب کارگران کردستان ترکیه را تقویت خواهد کرد. این وضعیت میتواند بر کردستان ایران که تا کنون نسبتا آرام بوده تاثیر مستقیم داشته باشد یعنی ثبات کنونی ترکیه و ایران را بهم بزند.

5.  در عراق بین اکثریت شیعه عرب (حامل حکومت مرکزی بغداد) و کُرد ها که تا کنون اساسا متحدا عمل میکردند اختلافات جدی پیش آمده و مرکز ثقل اختلافات در تقسیم درآمد نفت است (نگاه کنید به مقاله اکونومیست). این اختلاف خطر جنگ بین حکومت بغداد و حکومت منطقه ای کردستان عراق را به مسئله روز تبدیل کرده. اگر چنین جنگی شعله ور شود و نتوان جلوی آن را گرفت، حدس غالب بر آن است که عراق به سه بخش تقسیم شود (شیعه عرب، کردستان و سنی عرب).

6. بعضی تحلیل گران غرب، ترک و عرب میگویند در آن صورت احتمال اینکه کُرد های سوریه، ترکیه و ایران بخواهند همراه با کردستان عراق یک کردستان واحد و بزرگتر را تشکیل دهند بیشتر خواهد شد (آیا این تصور و گمانه زنی درست است؟).

7. اگر این گمانه زنی درست باشد و در واقع چنین تحولاتی رخ دهد، بنظر همین تحلیل گران تمام نقشه و مرز های چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه عوض خواهد شد. همراه با عراق، ترکیه و ایران هم احتمال دارد به چند قسمت تبدیل شود. احتمالا بخاطر همین است که صدای برخی قومگرایان افراطی منطقه بلند تر شده است. آیا این تخمین درست است؟ اگر درست باشد احتمال قوی در آنست که دولت های قوی منطقه (ترکیه و ایران) این وضع را تحمل نکنند و کار به جنگ های داخلی و منطقه ای بکشد.

8. در این بین وضعیت واقعی روز پیچیده تر از این تصویر احتمالات خطرناک است: رژیم اسد هنوز پا بر جاست. کشاکش بین بغداد و کردستان عراق ادامه دارد و افزایش یافته است. روابط ترکیه و بغداد متشنج شده است. در مقابل آنکارا که قبلا بخاطر نگرانی از «کُرد های خودی» علاقه ای به روابط حسنه با حکومت کردستان عراق نشان نمیداد تبدیل به یکی از مهم ترین شریکان تجاری کُرد های عراق شده است ولی در مقابل میخواهد حکومت اقلیم کردستان عراق حزب کارگران کردستان ترکیه را مهار کند.و بالاخره در ایران وضع اقتصادی تحت تاثیر تحریم های بین المللی به سراشیبی افتاده که میتواند وضع دولت جمهوری اسلامی را با مخاطره ای جدی روبرو کند. در آنصورت اگر در رابطه با کردستان ایران هم اتفاقی در ارتباط با کُرد های سه کشور دیگر بیافتد، وضع داخلی ایران چه خواهد شد؟

این، مانند معادله ای چند مجهولی است. فعلا داده های معینی در دست است. یکی دو عامل که نسبتا روشن است اینست که ظاهرا رژیم اسد رفتنی است. احتمال تغییرات جدی در عراق شدید است. ترکیه از این تغییرات «بی نصیب» نخواهد ماند اما آنکارا کوشش خواهد کرد در مجموع در طرف «برندگان» باشد و یا حد اقل در رابطه با مسئله کُرد های خود ترکیه زیاد «نبازد». ایران بخاطر روابط منفی اش با کشور های عربی منطقه، ترکیه و غرب و اتحاد با کشور هائی نظیر سوریه و روسیه در پایان این «بازی» احتمالا جزو بازندگان اصلی خواهد بود. و بالاخره اینکه مسئله کُرد های چهار کشور، حد اقل در مراحل نخست تحولات جدید، در حل و یا حتی بحرانی تر شدن اوضاع این چهار کشور نقش کلیدی بازی خواهد کرد.

————————————-

 این گزارش «اکونومیست» را بخوانید. از نظر شرح اوضاع کنونی جالب و مهم است.

Iraq, Kurds, Turks and oil: A tortuous triangle | The Economist.

این گزارش ترکی مرات یتکین در «رادیکال» چاپ استانبول هم جالب است:

Irak’ta Petrol Savaşı Önlenebilir mi?ادامه خواندن