ایلبر اورتایلی: تحصیلکرده های آذربایجان ایران

پروفسور ایلبر اورتایلی
پروفسور ایلبر اورتایلی

پروفسور ایلبر اورتایلی با گذشته ای بیش از چهل سال در تدریس و تالیف در دانشگاه های برجسته ترکیه، آلمان، آمریکا و دیگر مدارس عالی غربی و روسیه، بیشک در کنار استادش پروفسور خلیل اینالجیق یکی از مشهور ترین شخصیت های علم تاریخ در ترکیه و ترکیه شناسی در جهان است. او بعد از بازنشستگی یک سال پیش، اکنون بیشتر از تدریس، مشغول تحقیق، سخنرانی و گهگاه نوشتن مقاله در روزنامه های ترکیه است و بطور منظم و هفتگی در روزنامه «ملیت» چاپ استانبول مینویسد. «چشم انداز» در گذشته هم چندین مقاله و سخنرانی استاد اورتایلی و استاد اینالجیق را در رابطه با ایران منتشر کرده بود. این بار یک مقاله  استاد را که بعد از سفراخیرش به تبریز در روزنامه «ملیت» بچاپ رسانیده، به شما تقدیم میکنیم که در 19 اکتبر 2014 منتشر شده است. (اصل ترکی مقاله در این لینک)

ایلبر اورتایلی – دوشنبه پیش در تبریز مراسم معرفی کتاب «تبریز» نوشته علی پولاد برگزار گردید که یکی از روشنفکران آذری استانبول است و قلم و صحبتی شیرین دارد. این کتاب که به کمک شهر تبریز و تجار تبریزی ترکیه به چهار زبان  منتشر شده است،  فروشی نیست  بلکه  در ازای تقاضا ارسال میشود. علی پولاد بچه تبریز است و از سال های دانشگاهی اش به این سو جزو تجار ارزشمند ترکیه هم بشمار میرود. در این کتاب آثار معماری تبریز، شخصیت های تاریخی آن، و تاریخ سیاسی این شهر و در عین حال محیط و دور و بر شهر معرفی میشود. کتاب «تبریز» اثری است خواندنی.

منطقه چهار فصل ایران

تحصیل کرده های آذربایجان ایران آدم های جالبی هستند. اولا اینکه خوب ترکی میدانند. فارسی شان هم به همان درجه خوب است. خواندنشان بیشتر به فارسی است. بخاطر همین تسلط بر دو زبان، انگلیسی را هم بصورت رنگارنگ و بجا بکار میبرند. در میان نسل های سالمندترِاین جامعه تحصیلکرده، کسانی که به فرانسه، روسی و عربی تسلط دارند هم کم نیستند. کاربرد زبان های مختلف، منابعی که استفاده میکنند و کلا اطلاعات عمومی آنهائی که من در محیط دانشگاهی و یا نویسندگی دیده ام، همیشه مرا تحت تاثیر قرار داده است.

تحصیلکرده های جمهوری آذربایجان یعنی جمهوری شوروی سابق آذربایجان هم معلومات زیادی دارند اما بنظر میرسد نوشته های علمی تحصیلکرده های آذربایجان ایران از بسیاری جهات وسیع تر و فراگیر تر است. از این جهت آذربایجانیان مقیم ترکیه، در مقیاس منطقه، جامعه ای شایان توجه ویژه هستند. حتی بین آنها کسانی هستند که در کنار فارسی، متون پهلوی دوره ساسانی را هم میتوانند بخوانند.

کارشناسان ترک و ایرانی که در دوره جوانی ما در محیط پربار استانبول مشغول پژوهش بودند، این زبان و ادبیات را بخوبی آموخته و در این زمینه بررسی های علمی کرده اند. آذربایجانیان استانبول هم چه در آثار و نوشته ها و چه در صحبت ها یشان نشان میدهند که براستی انسان های بامعلوماتی هستند که بُعد دید انسان را فراختر میکنند. یافتن چنین جماعت فرهیخته ای در هر جامعه آسان نیست.

تبریز یکی از مناطق ایران است که هر چهار فصل سال را میتوان در آن مشاهده کرد. زمستان هایش تقریبا مانند ارضروم سرد و تابستان هایش به درجه آنکارا گرم است. از نظر محیط فرهنگی، تبریز در جوار دریاچه ارومیه در شرق ترکیه و در مجاورت گیلان و مازندران در حوزه دریای خزر قرار دارد. تاریخ زندگی انسانی در حوزه تبریز بسیار قدیمی است. یافته های باستانشناسی حسنلو در موزه های تهران و تبریز نگهداری میشوند. در تاریخ ترکیه، تبریز از قرن یازدهم به بعد مقام بارزی داشته است.

دو انقلاب از تبریز بر خاست

بعد از سلجوقیان، تبریز پایتخت مغول های ایلخانی شد. در صدر آثار معماری شهر میتوان از بازار تبریز و مساجد، مدارس و آرامگاه های بسیاری نام برد. موزه مشروطیت نمونه برجسته معماری تبریز است. تاثیر تبریز بر خان نشین ها و یا بیگلیک های آناطولی و سپس دوره عثمانی قابل توجه است و سیاح معروف عثمانی اولیاء چلبی در باره تبریز مشاهدات ستایش آمیزی بقلم آورده است. آن دسته ازساختمان های تبریز که اولیاء چلبی دیده و گزارش کرده است دیگر وجود ندارند. اما حتی بقایای این آثار نیز آدمی را تحت تاثیر خود قرار میدهد.

منطقه تبریز دانشمندان، معماران و دولتمردان بسیاری به آناطولی فرستاده است. اما این نقش محدود به آناطولی نیست. تاثیر تبریز بر هرات و آسیای میانه در دوره تیموریان هم بر همگان معلوم است. تا قرن چهاردهم نام تبریز پیوسته در آثار دنیای آسیای میانه، ایران  و آناطولی ذکر میشود و در آینده هم ذکر خواهد شد.

تصادفی نیست که تبریز در سال های اخیر موضوع بررسی های گوناگون علمی شده است. جمعیت تبریز کنونی نزدیک به دو میلیون نفر است. این که تبریز بعنوان بخشی از ایران در گذشته برای مدت کوتاهی تحت نظارت عثمانی قرار گرفته، نتایج قابل توجهی داشته و از جمله رویاروئی ایران و عثمانی تشدید شده است. آق قویونلو ها، صفویان و قاجار ها در واقع دودمان های ترک زبان بودند. اما ایرانیت آنها برایشان بمراتب مهم تر بود. اگر هم نگوئیم که در این سرزمین ها مفهوم ایران و هویت ایرانی محصول کار همین ترک زبانها بود، اقلا به راحتی میتوان ادعا کرد که آنان بودند که مفهوم ایران و هویت ایرانی را رواجی گسترده دادند.

در هیچ کشوردیگری مانند ایران نمیتوان مشاهده کرد که متکلمین دو زبانِ اینقدر متفاوت، تا این درجه خوب همدیگر را درک کنند. طبیعتا ترک های ایران به فرهنگ فارسی ایران دلبسته ترند و فارسی را  بهتر از آن ترکی میدانند که فارسی زبان ها بلدند.

هر دو انقلاب که چهره و هویت ایران معاصر را تعیین کرده و بظاهر کاملا ضد همدیگرند، از تبریز آغاز شدند. این شهر یکی از نخستین مراکز انقلاب مشروطه سال 1905 و  بعد ها انقلاب 1979 بود که رژیم کنونی را بر سر کار آورد. احمد کسروی، یکی از روشنفکران برجسته اى که آذربایجان به بار آورده، در کتاب خود «تاریخ مشروطیت ایران»  اطلاعات و دیدگاه های بسیاری در تائید این مدعا (در مورد نقش تبریز در انقلاب مشروطه)  آورده است.

تبریز امروزی متفاوت است

تبریز کنونی با جمعیت روزافزون و ساختمان هائی که پیوسته مرتفع تر میشوند، غیر از تبریز گذشته است. به نسبت جمعیت شهر، کتابفروشی ها و مغازه های زیادی وجود دارند که محصولات موسیقی میفروشند و طبیعتا تعداد زیادی هم در حوزه هنر آواز و صحنه مشغول به کارند. تبریز که از نظر جمعیت چهارمین شهر ایران است، از نظر صنایع بعد از تهران مهمترین شهر کشور است. تبریزیان هر جا که بروند اهل ابتکار و فعالیت در زمینه  تجارت بودنشان را نشان داده اند. در اینجا زندگی نسبت به دیگر شهر های ایران رنگین تراست و طبیعتا غذاهای تبریزی ورای شک و بحث اند.

من شاهد روند رشد مناسبات فرهنگی بین آذربایجان ایران و ترکیه هستم. این روند در ترکیه برای ما این فرصت را فراهم خواهد آورد که از نظر تاریخ و زبان بیشتر به منابع خودی مان رو بیاوریم و دیدگاه هایمان را معقول تر کنیم.

 

خلیل اینالجیق: تاثیر فرهنگ ایران بر امپراتوری عثمانی

پروفسور خلیل اینالجیک
پروفسور خلیل اینالجیک

پروفسور ایلبر اورتایلی، یکی از استادان مسلم تاریخ در ترکیه در باره استاد خود پروفسور خلیل اینالجیق (اینالجیک) میگوید: «استاد اینالجیق معتبر ترین شخصیت تاریخ نگاری در مورد دوره عثمانی در ترکیه و تمام دنیاست. اگر استاد اینالجیق در این مورد چیزی میگوید، درست میگوید زیرا حتما همه جوانب و اسناد مربوط به آن را دقیقا خوانده و میداند که چه میگوید.» استاد اینالجیق بعد از سالیان طولانی تدریس در ترکیه، هاروارد، کلمبیا و دیگر دانشگاه های دنیا اکنون بطور افتخاری رئیس رشته تاریخ در دانشگاه «بیلکنت» آنکارا است. آنچه که میخوانید ترجمه یکی از صحبت های استاد اینالجیق با تلویزیون دولتی ترکیه (ت ر ت) در مورد ایران و عثمانی و اهمیت تاثیر فرهنگ و سنن ایرانی بر امپراتوری عثمانی و کلا عالم اسلام است (ترجمه از عباس جوادی – توضیحات مختصر در داخل پرانتز متعلق به مترجم است).

پروفسور خلیل اینالجیق – تاریخ ایران گذشته ای چند هزار ساله دارد. عثمانی از نظر فرهنگی و حتی از جهت سازمان حکومتی ادامه این سنت ایرانی است. نظر من در باره (اين موضوع) تاريخ این است. از این سبب من در اینجا ابتدا از تاریخ تشکیل دولت و فرهنگ و امپراتوری ایران صحبت خواهم کرد، نه به تفصیل اما بطور خلاصه.

پیش از اسلام

بعد از فرهنگ بین النهرین، بابل و آسور، قبایل هند و آریائی که به جلگه ایران آمده بودند این فرهنگ بین النهرین را از طریق عیلام (ایلام) گرفتند و آن را از نظر سیاسی صاحب یک اهمیت بین المللی کردند. در تاریخ جهانی احتمالا بعد از چینی ها، ایرانی ها هستند که یک امپراتوری جهانشمول بنیاد کرده اند و این سنت تا عثمانی ها ادامه یافته است.

فرهنگ ایران با فتوحات اسکندر کبیر وارد یک قالب و شکل جدیدی شد و ماهیتی ایرانی – یونانی پیدا کرد یعنی دست آوردهای بزرگ فرهنگی یونان با هیبت بزرگ امپراتوری و سیاسی ایران تلفیق یافت و یک فرهنگ ایرانی و یونانی، فرهنگ هلنیستی به وجود آمد. ما این را در «اسکندر نامه» نظامی میبینیم. در «اسکندر نامه» اسکندر کبیر جزو حکمرانان ایران به حساب آمده است و خود کتاب هم نام «اسکندر نامه» گرفته است. در این اثر نظامی تمام تاریخ ایران را با شامل کردن یونان و اسکندر تا قرن چهاردهم میلادی شرح میدهد.

بعد از اسلام

وقتی ترک ها در آناطولی دولت خود را بنیاد نهادند در این دولت یک «بیگ لیک» و یا خان نشین بنام «گرمیان ها» بود. آنجا شاعری بنام احمدی «اسکندر نامه» را به ترکی ترجمه کرد. (ترجمه) «اسکندر نامه» جزو اولین نمونه های ادبیات کلاسیک ترک به شمار میرود.

امپراتوری ایران بعد از سقوط ساسانی ها (به دست) مستولیانی (افتاد) که از نیم جزیره عرب آمده بودند و بجای اکباتان در بغداد متمرکز شدند. البته قبل از آنها امویان بر سر کار آمده بودند. اما بخصوص در زمان عباسیان که در مقابل اکباتان در عراق و بین النهرین بغداد را ساختند، فرهنگ باستان ایرانی، فرهنگ ایرانی و یونانی به زیر بنای فرهنگی (دولت) اسلامی اعراب تبدیل شد. اولین بوروکرات بزرگ عباسیان یعنی (ابن) قتيبه یک ایرانی بود. برمکی ها هم ایرانی بودند و حتی در ابتدا مسلمان هم نبودند. یعنی میخواهم بگویم که فرهنگ بزرگ و باستانی ایران با خلافت آمیزش یافت. یعنی دولت اسلامی البته از نظر دینی و شرعی آمد و مستقر شد اما اداره دولتی، بوروکراسی، دفترداری و غیره را کاتب های ایرانی، برمکیان، قتيبه و غیره راه انداختند و فرهنگ ایرانی و سنت امپراتوری ایرانی بود که خلافت عباسی را ساخت

همزمان با عباسیان، در شرق ایران همراه با صفاریان، سامانیان و طبیعتا غزنویان، فرهنگ باستانی امپراتوری ایران دوباره احیاء شد. «سیاست نامه» (نظام الملک) تبلور این جریان است. «سیاست نامه» و «شاهنامه» (فردوسی) دو اثر ادبی است که فرهنگ باستانی ایران را احیاء کردند. در «سیاست نامه» سنت باستانی ایرانی – هندی دولتداری به زبان میاید. در آنجا میگوید «یک دولت فقط به یاری عدالت است که میتواند پا بر جا باشد. عدالت مهمترین صفت یک حکمران باید باشد.» این، نه از سنت اسلامی بلکه از سنت هندی – ایرانی نشاءت میگیرد. این یک تئوری دولت است که در زمان انوشیروان از هندی ترجمه شده است. این سنت تا زمان عثمانی ها ادامه یافته است. در دوره عثمانی هم مهم ترین صفت یک حکمران این است که عادل باشد.

این اصل عدالت را ترک ها در قرن یازدهم قبول کردند. بعد از استیلای ایران توسط سلجوقیان، بوروکراسی ایرانی بود و ارتش و لشکر ترک بود. از عباسیان به بعد چون ترک ها در امور نظامی ماهر بودند، لشکر، رهبری دولت، حکمرانی و سلسله های پادشاهی همه ترکی شد.  یعنی از زمان سلجوقیان در سال 1040 به بعد ایرانیان رهبری سیاسی و اداری را از دست دادند و از آن به بعد سلسله های ترک بر سر قدرت بودند اما از بوروکرات های ایرانی استفاده کردند. وزیر اعظم سلطان سلجوقی و مولف «سیاست نامه»  نظام الملک یک ایرانی بود.  از خاندان های ترک، قراخانیان در آسیای مرکزی حکم میراندند و سلجوقیان در ایران و سوریه و بعدا در آناطولی. دولت سلجوقی از نظر فرهنگی و دولتداری امپراتوری، ایرانی است. نمونه ها و مدل های ادبیات کلاسیک ترک با سرمشق گرفتن از شعرای ایرانی ایجاد شده است.

ادبیات ایران و آناطولی

در عثمانی این تاثیر ادبیات ایرانی ادامه یافت. ولی الدین احمد پاشا برپایه خواندن دیوان های فارسی، بنیاد ادبیات کلاسیک عثمانی را گذاشته است. از این جهت آذری ها چون هم ترکی و هم فارسی میدانستند نقش بزرگی در این رهگذر داشتند. آذری ها  در انتقال فرهنگ و ادبیات ایرانی به آناطولی نقش بزرگی بازی کردند. در زمان سلجوقیان بزرگ (سلجوقیان ایران) در شعر و ادبیات، قانعی، ابن بی بی، به فارسی نوشتند. حتی سلاطین سلجوقی اشعار فارسی میسرودند و در «مجلس عشرت» شعرای مهم آنها شعرای ایرانی و فارسی گو بودند. مولانا جلال الدین رومی در قونیه (کونیا) مستقر شد اما به فارسی نوشت. من از بررسی هایم میدانم که در غرب (آناطولی)، مثلا در شهر بورسا بعنوان نمونه وقتی ابن بطوطه به این شهر آمده روستائیان آتجا عربی نمیدانستند. ابن بطوطه میگوید اینجا کسی هست که عربی بداند؟ پاسخ میدهند که بله، یکی هست. (ملای ده را) میاورندش پیش ابن بطوطه. آن شخص هم فارسی حرف میزند. ابن بطوطه هم تعجب میکند و میگوید این که عربی نیست! و آن شخص هم برای تبرئه خود میگوید این که من حرف میزنم «فارسی قدیم» است!! یعنی در آناطولی هر کس (خیلی ها)  فارسی میدانست یعنی حتی ملای ده هم فارسی میدانست.

بعد از 1453 که عثمانی ها امپراتوری خود را به رهبری فاتح (سلطان محمد) تاسیس میکنند از نظر فرهنگی کلا متوجه ایران میشوند. یک نمونه بدهم. شاعر و متصوف بزرگ جامی وقتی از مکه برمیگشت در حلب خبری از فاتح سلطان محمد میاید که با ارسال 5000 سکه طلا به جامی او را به استانبول دعوت میکند. ولی جامی که در زمان تیمور در منطقه ای شامل مراکز مهم فرهنگ ایرانی مانند هرات، مرو و سمرقند زندگی میکرد به فرهنگ نوپای ترکی در استانبول التفاتی نکرد و به هرات بازگشت.

ترک های سرزمین های اسلام و  اداره دولتی

بعد از سال 1040 ترک ها بودند که بر دنیای اسلام و از آن جمله ایران حکومت کردند. آنچه که ترک ها با خود آوردند اداره دولت و برتری قانون، قوانین و موارد ممنوعیت بود. یعنی در اداره دولتی آنچه که ترک ها در زمان سلاطین ترک آوردند و از سنت دولتداری ایرانی فراتر میرفت اصل برتری حکمران و اتوریته دولت بود. عثمانی ها نماینده این اصل هستند. فاتح سلطان محمد قبل از همه چیز سلطان و حکمران مستقلی است که ورای قوانین اسلامی قوانین عرفی خود را وضع کرده است. این در خلافت اسلامی وجود نداشت. یعنی نوآوری ترک ها در اداره دولتی حاکمیت اتوریته دولت و قوانین بود. این هم سهم ترک ها در ادبیات و فرهنگ ایرانی بود. عثمانی نماینده این است.

فرهنگ ایرانی و اروپا

هم در دوره خلافت و هم کلا در دوره اسلامی، اسلام، آثار قدیم و کلاسیک از جمله دوره باستان هلنیستی (و علوم) و آثار آن دوره مانند مکتب افلاطون، تصوف، کلام، فلسفه، فلسفه اسلامی را از طریق فرهنگ ایرانی – یونانی ادامه داد. در آن دوره اروپا در جهالت به سر میبرد. در زمان عباسیان یک سنتزی از فرهنگ های ایرانی، یونانی و اسلامی بوجود آمد. این را مثلا هانری پلن (؟) در کتاب معروف «هارون الرشید و کارل بزرگ» هم مینویسد. آن وقت ها سلطنت کارل بزرگ (شارلمان) در مقایسه با امپراتوری هارون الرشید بسیار کوچکتر و محقر تر بود. در اروپا اولین اسکولاستیک ها، اسکات، و دیگران… مثلا تا قرن پانزدهم در بولونیا فلسفه ابن رشد تدریس میشد. در علم نجوم آثار اولوغ بیگ و قبل از او رازی ترجمه میشد. راهبان اسکولاستیک اروپا برای آموختن فلسفه به اسپانیا میامدند. آثار ابن رشد وابن سینا مانند «قانون» ترجمه میشد. یعنی فرهنگ اروپا قبل از اینکه در قرون 14 و 15 مستقیما به منابع یونانی مراجعه کند و به مدنیت مدرن دست یابد کاملا نمایانگر فرهنگ اسلامی و ایرانی است. آمدند و از ما، از اسلام آموختند اما در این موضوع نباید غلو کرد. زمانی که دانشمندان بیزانس بعد از فتح استانبول به ایتالیا رفتند و زبان یونانی را آنجا درس دادند، آنجا، ابتدا در فلورانس یک جریان هومانیستی شروع شد و آنها دیگر مستقیما افلاطون، ارسطوو عموما کلاسیک های یونانی را مستقیما از منابع اصلی و یونانی آن مطالعه کردند و بدین ترتیب یک فرهنگ نوین ایجاد شد که عبارت از رنسانس و هومانیسم بود. این را اسلام ایجاد نکرد، ایران ایجاد نکرد. ایران تا قرن چهاردهم زمینه را فراهم کرد اما از قرن 14 و 15 به بعد اروپا مستقیما با مراجعه به منابع یونانی فرهنگ معاصر اروپائی را بوجود آورد.

—————————————–

همچنین بخوانید:

اورتایلی: «فرهنگ خمیر مایه پایداری ایران است»

اورتایلی: «البته که من یک ملی گرای فرهنگی هستم»

اورتایلی: «تفکیک دنیای ترک و ایران قابل تصور نیست»

عباس جوادی: سلجوقیان: دولتی ترکی و ایرانی

عباس جوادی: لشکر و دولت در دوره آق قویونلو