ترک ها چگونه مسلمان شدند؟

ترسیم چینی نبرد تالاس در سال ۷۵۱، کتابخانه کنگره آمریکا

عباس جوادی – ترک‌ها چگونه مسلمان شدند؟ دانستن پاسخی درست ودقیق به این پرسش از بسیاری جهات مهم است و به ما در درک روند اجتماعی، قومی و مذهبی ایران و کشور‌های کنونی منطقه کمک می‌کند.

۱۴۰۰ سال پیش، هنگام ظهور اسلام و سپس گسترش آن به خاورمیانه و ایران، اکثر ترک‌ها هنوز به صورت قبیله‌های کوچنده در دشت‌های پهناور میان مرزهای شمال غربی چین تا شمال شرق دریای خزر، میان دو امپراتوری وسیع چین و ایران می‌زیستند. بخش کوچکی از این قبایل در منطقه کاشغر چین یکجا نشین شده بودند. اکثر ترک‌ها نه مسلمان، بلکه پیرو آیین‌های طبیعی مانند شمن باوری (شامانیسم) بودند. بخش کوچکی از آنان پیرو آیین‌های دیگری مانند بودا، مزدک، مانی و حتی مسیحیت نسطوری شده بود. قرن‌ها بود که در مناسبات این قبایل صحرا گرد با ایرانیان و چینی‌ها تجارت، رفت و آمد، وصلت، مبادلات فرهنگی و زبانی، کوچ و مهاجرت و حتی زد وخوردهای مرزی چیزی عادی بود. اما هنوز کوچ و سکونت اصلی قبایل ترک به ماوراء النهر (فرارود، آنسوی رود آمو دریا)، خراسان، مابقی ایران و آناتولی شروع نشده بود.

در سال ۶۳۳ م. با سقوط امپراتوری ساسانی به دست اعراب مسلمان، ابتدا ایران و سپس ماوراءالنهر تحت حاکمیت اسلامی اعراب قرار گرفت. تا سال ۶۵۱ یعنی دوره خلافت عمر، امپراتوری ساسانی کاملا مغلوب و تابع خلافت عربی-اسلامی گردید. در همان سال، اعراب که آخرین پادشاه ساسانی یزدگرد سوم را تا مرو (ترکمنستان کنونی) تعقیب می‌کردند، بخش بزرگی از ماوراء النهررا زیر حاکمیت خود درآوردند. این مناطق (بلخ، سُغد، خوارزم) هنوز اکثرا جمعیتی ایرانی زبان داشت که یکجا نشین و زرتشتی، بخشی از آنان مسیحی و یا پیرو آیین‌های مزدک، مانی و (در مثلث جغرافیایی ایران، چین و هندوستان) حتی بودایی بودند. اما با شکست مرزبانی‌های ساسانی در این حاشیه شمال شرقی ایران باستان، نفوذ و کوچ قبایل ترک زبان آسیای میانه به ماوراء النهر و خراسان به سرعت افزایش یافت. این تحولات سیاسی و جمعیت شناختی با گسترش حاکمیت عربی-اسلامی و توسعه دین اسلام در آسیای میانه و ماوراء النهر همگام بود. در چند قرن بعد دین اکثریت مردم منطقه اسلام و زبان بخش بزرگی از آنان ترکی شد.

از مرو تا تالاس، میان دو رود آمو دریا و سیر دریا، نقشه اصلی از گوگلمپس

از مرو تا تالاس

در حالیکه پیشروی اعراب در آن سوی آمو دریا (جیحون) یعنی بخش شرقی و تا حد زیادی یکجا نشین شده ماوراء النهردر سال ۶۵۲ کم و بیش تکمیل شده بود، ادامه پیشروی آنان در آن سوی سیر دریا (سیحون) یعنی استپ‌های پهناور قزاقستان و صحراهای آسیای میانه با مشکلات طبیعی بسیاری همراه بود و مدت طولانی تری را در بر گرفت. بالاخره در سال ۷۵۱ یعنی تقریبا یکصد سال پس از کشته شدن یزدگرد سوم ساسانی و فتح مرو، در سواحل رود تالاس (مرز میان قرقیزستان و قزاقستان کنونی) نبرد سرنوشت سازی میان عباسیان عرب و چینی‌های دودمان «تانگ» صورت گرفت. این کشاکش بر سر حاکمیت بر حوضه سیر دریا بود. قبایل ترک «قارلوق» که تا آن موقع جانب چین را گرفته بودند، موضع خود را عوض کرده، از اعراب مسلمان پشتیبانی نمودند . به نظر بسیاری تاریخنویسان، تغییر موضع قارلوق‌ها که بیش از نصف لشکریان چین را تشکیل می‌دادند، نقطه عطفی در گسترش اسلام در این منطقه حاشیه‌ای عالم اسلام به شمار می‌رود. با این آخرین فتوحات اسلامی در آسیای میانه، حاکمیت اعراب و گسترش اسلام در قزاقستان، قرقیزستان، بخشی از چین و روسیه کنونی نیز حاصل گردید.

«قارلوق»‌ها که از اجداد اویغورها و اوزبک‌های کنونی شمرده می‌شوند، بخشی ازاتحادیه قبیله‌ای موسوم به «گوک تورک‌ها» بودند که پیش از اسلام در چین و مغولستان کنونی ایجاد شده بود. «گوک تورک»‌ها اولین دولت تاریخ به شمار می‌روند که به خود نام «ترک» داده‌اند. این دولت شصت سال پیش از اسلام تشکیل شد و حدودا دویست سال پا بر جا بود.

به زودی دولتی به نام «قراخانیان» در همان سرزمین دولت پیشین گوک تورک یعنی کاشغر چین ایجاد شد که دین غالب اش اسلام بود. اولین آثار ترکی یعنی «دیوان لغت الترک» (دایره المعارف واژگان و نام‌های ترکی به زبان عربی) و نصیحت نامه «قوتادقو بیلیگ» نیز در دوره همین دولت در آسیای میانه تالیف شده است. با برآمدن سلجوقیان که آنها نیز ترک زبان اما از اتحادیه اقوام جنوب-غربی «اوغوز» بودند، دولت شمال-شرقی قراخانیان ابتدا تابع سلجوقیان شده، سپس در سال ۱۲۱۲ به دست خوارزمشاهان منقرض گردید.

امروزه فاصله ماشین گرد میان مرو در ترکمنستان تا تالاس در قرقیزستان حدودا ۱۳۰۰ کیلومتر است. ۱۲۵۰ سال پیش برای لشکر خلیفه عباسی، گسترش نظامی و دینی امپراتوری اسلامی از مرو تا تالاس حدود یکصد سال طول کشید.

نقشه کوچ های ترک ها از آسیای میانه به ایران و آناتولی (یکی دو قرن پس از اسلام)، «تاریخپرتالی» (ترکیه)

ابتدا شمشیر و بعد «صلاح کار»

آیا ترک‌ها، طوری که بعضی‌ها مصرانه ادعا می‌کنند، «به زور شمشیر» مسلمان شده‌اند؟ برخی حتی نبرد تالاس را همچون شاهدی بر این مدعا می‌آورند. اما طوری که دیدیم، مخصوصا در نمونه نبرد تالاس، ترک‌های قالموق که همچون جنگجویان مزدور به نفع چین شمشیر می‌زدند، در حین جنگ به لشکر اسلام پیوستند و با این ترتیب باعث شکست ارتش چین گشتند.

پس از نبرد تالاس، اسلام در میان قبایل ترک زبان آسیای میانه گسترش یافت. طبیعتا این روند یکشبه انجام نگرفت، بلکه حدودا ۴۰۰-۵۰۰ سال یعنی تا سلجوقیان و حتی آغاز حملات مغول در میانه‌های سده سیزدهم و آن هم با فراز و نشیبی متداوم طول کشید. مثلا از دوره غزنویان نیز می دانیم که بسیاری از غلامان و کنیزان ترک که اسیر گرفته شده و در بازارهای بلخ و غزنه افغانستان کنونی به فروش می‌رفتند، هنوز مسلمان نشده بودند. هم اسلام به عنوان دین، هم خلافت اسلامی و هم حتی حکومت‌های مسلمان منطقه‌ای مانند قراخانیان، خوارزمشاهیان، طاهریان، صفاریان و سامانیان، لشکرکشی برضد «کفار» همسایه و ضبط مال و ملک و ثروت آنان و حتی اسیر گرفتن آنان را «جهاد» نامیده، تشویق می‌کردند. شاید هم این، در ابتدا انگیزه و مشوق بزرگی برای حملات برضد قبیله‌های صحراگرد ترک شده است که هنوز مسلمان نشده بودند. در عین حال نمونه‌های بسیاری هستند که حتی نه اعراب و ایرانیان، بلکه یک قبیله و طایفه ترک تازه مسلمان به قبیله همسایه ترک خود که هنوز مسلمان نشده، حمله نموده پس از قتل وغارت اموال آنان، افراد جوان ترآن طایفه‌ها و قبایل را به اسارت گرفته، در بازارهای برده فروشی فروخته‌اند. اما رویارویی‌های نظامی میان اعراب با قبایل ترک زبان چندان زیاد و قابل توجه نبود. همچنین، با وجود کشتارها و خرابی‌های بسیار از پی هجوم اعراب به ماوراء النهر و آسیای میانه، قتل عام‌های گسترده‌ای مانند دوره حملات مغول که ششصد سال بعد رخ داد، روایت نشده است.

از نگاه قبایل ترک، نگرویدن به اسلام، بی شک خطر جدی قتل، غارت و اسارت توسط مسلمانان نو و یا کهنه تر را بیشتر و جدی تر می‌نمود. به همین جهت باید باشد که قبول اسلام از سوی قبایل ترک آسیای میانه معمولا با مقاومت سرسختانه قبایل ترک و یا خونریزی بی شمار همراه نبوده است.

شمشیرعرب تنها دلیل تغییر دین مردم نبود. تاثیر ترسناک شمشیراغلب به طور غیر مستقیم به تغییر دین مردم انجامید. ترک‌ها به زودی دریافتند که صلاح کار و نیاز زندگی روزمره و عملی آنان، قبای کفر را درآورده، عبای اسلام را پوشیدن و پیوستن به اکثریت است. آنها با این ترتیب خود را از حملات جهادی مسلمین، چه عرب و چه ایرانی و چه ترک، حفظ می‌نمودند، برای جان و مال خود و طایفه و قبیله خود امنیت نسبتا قابل اطمینانی ایجاد می‌کردند و حتی خودشان صلاحیت حملات جهادی به غیر مسلمین را می‌یافتند، اگر چه در آن دوره دیگر در آن محیط آسیای میانه، غیر مسلمین زیادی باقی نمانده بود که هم به زور شمشیر به اسلام آورد و هم از آن طریق صاحب مال و ثروت شد.

این کار را به زودی سلجوقیان در بیزانس (ترکیه کنونی) و قفقاز مسیحی (ارمنستان و گرجستان) کردند.

و اما در ماوراء النهر و آسیای میانه، کار اصلی تبلیغ اسلام را عمدتا ایرانیانی انجام دادند که خود دیگر مدت‌ها بود که مسلمان شده بودند. در این مناطق، اسلام بخصوص در شهرها ریشه دوانده بود. فقیهان، روحانیون و متصوفین ایرانی اساسا در شهر‌ها و بین ترک‌های یکجا نشین و گاه حتی میان قبایل کوچنده ترک فعالانه به تبلیغ و ترویج اسلام می‌پرداختند. به گفته بسیاری تاریخ شناسان ترک، «ترک‌های نخستین اسلام را نه از اعراب، بلکه از ایرانیان آموخته‌اند.» (۱) بسیاری از واژگان پایه دینی در زبان ترکی، نه مستقیما از عربی، بلکه از طریق زبان فارسی گرفته شده است. از آن جمله‌اند لغاتی مانند «پیغمبر» (بجای «الرسول» و یا «النبی» عربی)، «نماز» (بجای «الصلوه» عربی)، «آبدست» (بجای «الوضو»ی عربی)، «اوروج» (شکل تغییر یافته «روزه» بجای «الصوم» عربی) و غیره. (۲) اولین و مهم ترین متصوف و مروج اسلامی برجسته آسیای میانه خواجه احمد یسوی (قرن دوازدهم) از قزاقستان کنونی بود که خود را شاگرد و مرید شیخ یوسف همدانی می‌شمرد. در دوره خواجه همدانی و شیخ یسوی تقریبا ۶۰۰ سال از ظهور اسلام و ۵۰۰ سال از نبرد تالاس می‌گذشت. این مدت، دوره شکل گیری و قوام علوم، فقه، فلسفه و تصوف اسلامی آسیای میانه با مرکزیت خوارزم است که بعد‌ها با کوچ ترک‌ها به ایران و بیزانس به صورت اندیشه‌ها، طریقت‌ها و مکاتب گوناگون درویشی و تصوفی از قبیل بکتاشی، یسوی و علوی تا امروز ادامه داشته‌اند.

گسترش نسبتا سریع اسلام میان ترک‌ها انگیزه دیگری نیز داشت. نظام ایلاتی و قبیله‌ای اقوام ترک و فرمانبری مطلق آنان از رییس قبیله، به گسترش سریع اسلام کمک نمود. قبول اسلام از سوی سران طوایف، خان‌ها و بیگ‌های ایلات، زمینه ساز پیوستن دسته جمعی این ایلات به اسلام گردید، اگرچه تا قرن‌ها بعد، اسلام این قبایل تا حد زیادی با باور‌های طبیعی، پیشا اسلامی و قبیله‌ای آنان مخلوط بود. همچنین، به نظر برخی، تصوف، برخلاف اسلام متشرع و «صوری»، قبول اسلام را برای غیر مسلمین، از جمله قبایل  شمن باور آسیای میانه و یا مسیحیان سابق آناتولی، آسان تر نموده است. روشن ترین نمونه‌های این «اسلام آسان تر» را که مقید به رعایت اصولی مانند منع شراب و موسیقی، حجاب زنان و حتی ادای نماز و حج نیست، می‌توان بعد‌ها در بیزانس و یا «روم شرقی» یعنی ترکیه کنونی بین گروه‌های بزرگی از متصوفین حروفی، علوی و بکتاشی دید. (۳)

واسیلی بارتولد در اثر کلاسیک خود موسوم به «تاریخ ترکستان تا آغاز تهاجم مغول» آن قبایل اوغوز ترک را که از آسیای میانه آمده به مدت پانصد سال در فلات ایران پخش شدند، به دو دسته تقسیم می کند، یکم: موج جماعت دامدار که در جستجوی مراتع مناسب برای گله های خود بودند و دوم: دسته های جنگجویان و فاتحانی که آمده بودند تا «بمانند و حکومت کنند.» (۴)

(آلپ ارصلان سلجوقی و رومن چهارم بیزانس در جنگ ملازگرت) در ترکیه کنونی

مغناطیس بیزانس 

وضع بیزانس یعنی روم شرقی (آناتولی و ترکیه کنونی) از ایران فرق می‌کرد.

در سال ۶۳۳ م. لشکریان اسلام، ایران ساسانی را در تیسفون و عراق کنونی شکست داده بودند. همزمان، آنان بیزانس را در مصر، سوریه، و لبنان کنونی نیز به زانو درآورده، اما نتوانسته بودند قلب روم شرقی یعنی آناتولی و پایتخت آن یعنی قسطنطنیه (استانبول کنونی) را تسخیر کنند.

در آن دوره بیزانس، مسلمان و ترک زبان نبود، بلکه غالبا مسیحی و یونانی زبان بود، اگر چه اقوام و مذاهب دیگری نیز از دوران باستان، بخصوص در روستاهای آناتولی دوام آورده بودند. به همین جهت این «بلاد کفر» از نگاه فتوحات اسلامی، جهاد، تصرف زمین و کسب ثروت و حاکمیت سیاسی جاذبه خاصی برای قبایل تازه نفس ترک و مسلمان داشت. طوری که دیدیم، آنها ۴۰۰-۵۰۰ سال از مرحله مسلمان شدن گذشته و در این رهگذر درس دین و دولتداری را اساسا از ایرانیان آموخته بودند. اما بیزانس مسیحی برای آنان از ایران مسلمان جذاب تر بود.

کوچ ترک‌ها که از آسیای میانه به خراسان و از آنجا به مابقی ایران آمده و در این سرزمین‌ها ساکن و حتی حاکم شده بودند، هدف جدید و جالب تری یافته بود: «بلاد روم.»

در سال ۱۰۴۰ طغرل سلجوقی بعد از پیروزی بر سلطان مسعود غزنوی در نیشابور بعنوان پادشاه خراسان تاجگذاری کرد. در سال ۱۰۷۱ یعنی تنها ۳۱ سال بعد، برادرزاده او، پسر چاغری بیگ و سلطان جوان سلجوقی، آلپ ارصلان، با شکست دادن نیروهای بیزانس در شهر مانزیکرت (ملازگرت) در شرق ترکیه امروز، دروازه «روم شرقی» یعنی بیزانس را رسماً به روی قبایل ترک باز نمود. پس از این پیروزی ترک‌های مسلمان بر رومیان مسیحی، هجوم گسترده قبایل ترک و بخصوص سلجوقیان از چهار گوشه بیزانس آغاز شد. این حدودا یکهزار سال پیش بود، یعنی زمانیکه مردم بومی آناتولی، برخلاف مردم بومی ایران که دیگر مسلمان شده بودند، اکثرا مسیحی بودند و ترک‌ها آمده بودند تا صاحب زمین، ثروت و قدرت شوند و مردم آناتولی را مسلمان کنند. در اینجا هم طبیعتا شروع کار با حملات و رویاروئی‌های نظامی و جنگی بود. اما در اینجا هم، همانند آسیای میانه و یا خود ایران، قبول دین اسلام تنها به یاری شمشیر انجام نگرفت، بلکه خود مردم برای راحتی زندگی روزمره خود، کسب امکانات مادی، اجتماعی و سیاسی، پرهیز از پرداخت مالیات مخصوص (جزیه) که در مورد تبعه غیر مسلم کشور‌های اسلامی وضع شده بود، خود به تدریج نام و دین خود را عوض کردند. در آناتولی، در کنار جایگزین شدن مسیحیت با اسلام، یک نتیجه دیگرمهاجرت و حاکمیت ترک‌ها نیز تغییر زبان اکثریت مردم از یونانی به ترکی بود.

ترکیه که تا هزار سال پیش بیزانس و یا روم شرقی نامیده می‌شد واساسا مسیحی و یونانی زبان بود، پس از سلجوقیان و بخصوص تاسیس دولت عثمانی، با سرعت فزاینده‌ای مسلمان و ترک زبان شد. (۵)

اشاره به موضوع ادامه تاثیرات باورهای شمنی و تصوفی آسیای میانه بر اسلام قبایل ترک پس از کوچ و سکونت آنان در ایران و آناتولی، تقسیم فرقه‌ای و گروهی آنان به مذاهب و طریقت‌های گوناگون و گاه حتی متخاصم مانند شیعه و سنی و علوی، شاخه‌های گوناگون تسنن و تشیع و یا گوناگونی مکاتب تصوفی در این مختصر نمی‌گنجد. این، بحثی بسیار مهم اما طولانی، پیچیده و ناتمام است که به نظرم دستکم در رابطه با ترکان آناتولی از سوی پروفسور ایرن ملیکوف و شاگرد سابق او، استاد احمد یاشار اوجاق در چهارچوب روشنی مطرح شده است.

پانویس ها

(1) Ocak, Ahmet Yaşar: Ortaçağlar Anadolu’sunda İslam’ın Ayak İzleri, Selçuklu Dönemi, İstanbul 2011, s. 359

(2) Ocak, ibid

(3) Brice, W. C.: The Turkish Colonization of Anatolia; in: Bulletin of the John Rylands Library, 38:1, pp. 18-44, London 1955, p. 41, PDF

(4) Bartold (Barthold), Wassili: Turkestan down to the Mongols, («E. J. W. Gibb Memorial» Series, n.s. v.), chap. II, pp. 182-322, «Central Asia down to the Twelfth Century»

(5) در باره کوچ ترکان مسلمان به بیزانس مسیحی و تغییر دین و زبان مردم این منطقه که امروز ترکیه نامیده می شوداز سه منبع اصلی استفاده شده است:

Cahen, Claude: Pre-Ottoman Turkey: a general survey of the material and spiritual culture and history, trans. J. Jones-Williams, (New York: Taplinger, 1968)

Brice, ibid

Roux, Jean-Paul: Türklerin Tarihi: Pasifik’ten Akdeniz’e, İstanbul 2000



دسته‌ها:تاریخ, ترکیه، جمهوری آذربایجان و آسیای میانه, رنگارنگ