معرفی و چکیده کتاب «تحول زبان آذربایجان در گذر زمان»

۱. معرفی کتاب

تحول زبان آذربایجان در گذر زمان

پاسخ به صد پرسش دربارهٔ تحول زبان مردم آذربایجان در بستر تاریخ و فرهنگ ایران و منطقه

کتاب «تحول زبان آذربایجان در گذر زمان» نوشتهٔ دکتر عباس جوادی، پژوهشی تاریخی، اجتماعی و زبان‌شناختی دربارهٔ زبان‌ها و گویش‌هایی است که در طول نزدیک به سه هزار سال در سرزمین آذربایجان رواج داشته‌اند.

این کتاب در سال ۱۳۹۷ خورشیدی، برابر با ۲۰۱۸ میلادی، از سوی نشر نبشت منتشر شده و تنظیم آن را حمید آستانه بر عهده داشته است. اثر به شکل پرسش و پاسخ تنظیم شده و شامل نزدیک به صد پرسش دربارهٔ تاریخ زبان آذربایجان، چگونگی گسترش زبان ترکی، جایگاه زبان فارسی، دوزبانگی مردم منطقه، روابط زبان و هویت، تأثیر متقابل فارسی و ترکی و مسائل معاصر زبان و آموزش است.

موضوع اصلی کتاب صرفاً تاریخ ساختمان داخلی یک زبان یا تاریخ سیاسی مردم آذربایجان نیست؛ بلکه بررسی مناسبات تاریخی میان مردم، زبان، قدرت سیاسی، مهاجرت، فرهنگ و جغرافیا است. پرسش مرکزی کتاب این است که مردم آذربایجان در دوره‌های مختلف به چه زبان‌هایی سخن گفته‌اند، چگونه زبان‌های پیشین جای خود را به زبان‌های دیگر داده‌اند و چه عوامل اجتماعی و تاریخی در این تحول نقش داشته‌اند.

نویسنده بررسی خود را از روزگار پیش از مادها آغاز می‌کند، سپس به دوره‌های ماد، هخامنشی، اسکندر، اشکانی، ساسانی، خلافت اسلامی، سلجوقیان، مغولان، صفویان، قاجاریان و دولت معاصر ایران می‌پردازد. بخش مهمی از کتاب به روند تدریجی تغییر زبان اکثریت مردم آذربایجان از گویش‌های ایرانی شمال غربی به ترکی اختصاص یافته است.

کتاب علاوه بر تاریخ زبان، موضوعاتی مانند نام و جغرافیای تاریخی آذربایجان، مفهوم پهلوی و فهلوی، فهلویات آذربایجان، زبان دورهٔ صفوی، سیاست‌های زبانی قرن بیستم، حکومت فرقهٔ دموکرات آذربایجان، وضع کنونی زبان، آیندهٔ فارسی و ترکی، مسئلهٔ زبان مادری، الفبا، شیوهٔ نگارش ترکی آذری ایران و رابطهٔ زبان با قومیت و نژاد را بررسی می‌کند.

یکی از ویژگی‌های مهم اثر، زبان روشن و گفت‌وگویی آن است. کتاب برای خوانندهٔ غیرمتخصص نوشته شده، اما در عین حال بر منابع تاریخی، جغرافیایی و زبان‌شناختی تکیه دارد. نویسنده می‌کوشد موضوعی را که اغلب تحت تأثیر مناقشات سیاسی و ملی‌گرایانه قرار گرفته، در چهارچوب تاریخ و پژوهش علمی بررسی کند.

درون‌مایهٔ اساسی کتاب آن است که زبان پدیده‌ای ثابت، نژادی یا تغییرناپذیر نیست. زبان‌ها در نتیجهٔ مهاجرت، قدرت سیاسی، شهرنشینی، ارتباطات، دین، آموزش، ادبیات و آمیزش اجتماعی تغییر می‌کنند. از این دیدگاه، ترک‌زبان شدن آذربایجان نه نشانهٔ تغییر کامل جمعیت و تبار مردم، بلکه نتیجهٔ یک روند تاریخی طولانی و تدریجی است.


۲. خلاصهٔ کتاب

کتاب با بررسی نام و جغرافیای تاریخی آذربایجان آغاز می‌شود. نویسنده توضیح می‌دهد که نام آذربایجان از نام آتروپات، ساتراپ ماد در پایان دورهٔ هخامنشی، گرفته شده است. صورت‌های تاریخی این نام، از آتروپاتن و آدوربادگان تا آذربایگان و آذربایجان، در منابع ایرانی، یونانی، رومی و اسلامی دنبال می‌شود.

در بحث جغرافیای تاریخی نیز میان آذربایجان، یعنی سرزمین واقع در جنوب رود ارس، و سرزمین‌های شمال ارس مانند اران، شیروان و آلبانیای قفقاز تفاوت گذاشته می‌شود. نویسنده در عین اشاره به روابط نزدیک این مناطق، تأکید می‌کند که آن‌ها در بیشتر دوره‌های تاریخی واحد سیاسی و جغرافیایی یکسانی نبوده‌اند.

در دورهٔ پیش از مادها، اقوام و گروه‌هایی مانند گوتی‌ها، لولوبی‌ها، کاسی‌ها، هوری‌ها، اورارتویی‌ها، کادوسی‌ها و کاسپی‌ها در آذربایجان و نواحی پیرامون آن زندگی می‌کردند. زبان بسیاری از این اقوام ناشناخته است، اما به احتمال زیاد نه ایرانی و نه ترکی بوده است. بنابراین، نمی‌توان زبان مردم آذربایجان در سه هزار سال پیش را فارسی، کردی یا ترکی امروزی دانست.

با ورود و استقرار اقوام ایرانی‌زبان، به‌ویژه مادها، زبان‌های ایرانی شمال غربی در آذربایجان گسترش یافتند. زبان مادی نوشته‌های مستقلی از خود باقی نگذاشته، اما آثار آن را می‌توان در واژگان و گویش‌های بعدی ایرانی جست‌وجو کرد. در دوره‌های اشکانی و ساسانی، گونه‌های ایرانی میانه در منطقه رواج داشتند.

پس از فتح ایران به دست مسلمانان، زبان عربی برای مدتی زبان دین، حکومت و دانش شد، اما زبان‌های ایرانی محلی از میان نرفتند. فارسی نو نیز به‌تدریج به زبان مشترک نوشتاری و فرهنگی ایران تبدیل شد. در آذربایجان، مردم به گویش‌های ایرانی محلی سخن می‌گفتند که در منابع با نام‌هایی مانند پهلوی، فهلوی، آذری و تاتی شناخته شده‌اند.

نویسنده تأکید می‌کند که اصطلاح «آذری» در متون تاریخی غالباً به زبان ایرانی قدیم آذربایجان اشاره دارد، نه به ترکی آذربایجانی امروز. آثار باقی‌مانده از فهلویات، نام‌های جغرافیایی، گزارش‌های مورخان و بقایای گویش‌هایی چون تاتی و هرزندی، نشانه‌هایی از این مرحلهٔ ایرانی‌زبان تاریخ آذربایجان به شمار می‌روند.

تغییر بزرگ از قرن‌های پنجم و ششم هجری، هم‌زمان با مهاجرت و استقرار قبایل ترک‌زبان، به‌ویژه اوغوزها و سلجوقیان، آغاز شد. این تغییر ناگهانی و یکباره نبود. در ابتدا، گروه‌های نظامی، ایلی و حکومتی ترک‌زبان وارد ایران و آناتولی شدند. سپس با استقرار قبایل، تشکیل دولت‌ها، کوچ‌های تازه و افزایش اعتبار اجتماعی و سیاسی زبان ترکی، این زبان در میان بخش‌های بزرگ‌تری از مردم گسترش یافت.

حمله‌ها و کوچ‌های دورهٔ مغول و سپس حاکمیت ایلخانان و ترکمانان، روند گسترش ترکی را تقویت کرد. در دورهٔ صفوی، حضور قزلباشان ترک‌زبان و کاربرد ترکی در دربار، سپاه و میان قبایل، موقعیت این زبان را بیش از پیش استوار ساخت. با وجود این، فارسی همچنان زبان اصلی دیوان، تاریخ‌نویسی، علم، مکاتبات رسمی و بخش مهمی از ادبیات باقی ماند.

از دید نویسنده، ترک‌زبان شدن آذربایجان حاصل جابه‌جایی کامل جمعیت نبود. اکثریت مردم بومی در جای خود ماندند، اما طی چند قرن زبان خود را تغییر دادند. بنابراین، زبان کنونی مردم را نمی‌توان مستقیماً و به‌تنهایی معیاری برای تعیین تبار، نژاد یا منشأ تاریخی آنان دانست.

کتاب سپس دوره‌های پس از صفویان، قاجاریان، جنبش مشروطه و شکل‌گیری آموزش و مطبوعات جدید را بررسی می‌کند. شخصیت‌هایی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده، حسن رشدیه، میرزا علی‌اکبر صابر، محمدحسین شهریار و دیگر نویسندگان و روشنفکران در تحول زبان نوشتاری و فرهنگی آذربایجان نقش داشته‌اند.

در بررسی دورهٔ رضاشاه، نویسنده میان سیاست تمرکز اداری و آموزش همگانی فارسی از یک سو و محدود شدن حضور رسمی زبان‌های محلی از سوی دیگر تفاوت می‌گذارد. فارسی در این دوره به ابزار اصلی آموزش سراسری، دولت مدرن و ارتباط میان مناطق مختلف ایران تبدیل شد، اما سیاست رسمی فرصت چندانی برای آموزش و توسعهٔ نوشتاری زبان‌های محلی فراهم نکرد.

بخش دیگری از کتاب به اشغال شمال ایران از سوی شوروی در جنگ جهانی دوم و تشکیل حکومت فرقهٔ دموکرات آذربایجان اختصاص دارد. در این دوره، ترکی آذری در آموزش، مطبوعات و ادارهٔ محلی گسترش یافت، اما این سیاست زبانی با اهداف سیاسی و نفوذ شوروی پیوند داشت. نویسنده در بررسی این دوره هم از ساده‌سازی‌های ملی‌گرایانه و هم از انکار کامل مسائل زبانی پرهیز می‌کند.

در توصیف وضع معاصر، کتاب تأکید می‌کند که آذربایجان هرگز سرزمینی کاملاً تک‌زبانه نبوده است. در کنار ترکی آذری و فارسی، زبان‌ها و گویش‌هایی چون کردی، ارمنی، آشوری، تاتی، تالشی و گونه‌های محلی دیگر نیز در منطقه حضور داشته‌اند. فارسی زبان مشترک ملی، اداری و نوشتاری ایران است و ترکی آذری زبان مادری و گفتاری اکثریت مردم آذربایجان به شمار می‌رود.

دوزبانگی آذربایجانیان در کتاب نه وضعیتی غیرعادی، بلکه نتیجهٔ طبیعی تاریخ و ساختار اجتماعی ایران معرفی می‌شود. بسیاری از آذربایجانیان ترکی را در خانواده و محیط محلی و فارسی را در آموزش، نوشتار، ارتباطات سراسری و فعالیت حرفه‌ای به کار می‌برند.

نویسنده میان فارسی و ترکی رابطه‌ای صرفاً رقابتی یا دشمنانه نمی‌بیند. این دو زبان طی قرن‌ها بر یکدیگر تأثیر گذاشته‌اند. ترکی آذری شمار فراوانی واژه، تعبیر و الگوی فرهنگی از فارسی گرفته و فارسی نیز واژگانی، به‌ویژه در حوزه‌های نظامی، اداری، ایلی و زندگی روزمره، از ترکی پذیرفته است.

در بخش مربوط به الفبا و نگارش، دشواری‌های نوشتن ترکی آذری ایران با خط فارسی بررسی می‌شود. نبود یک معیار پذیرفته‌شده، تفاوت لهجه‌ها، تأثیر خط لاتین جمهوری آذربایجان و ترکیه و ناهماهنگی در بازنمایی واکه‌ها، موجب نوعی آشفتگی در نوشتار ترکی آذری ایران شده است.

در بحث آموزش زبان مادری، کتاب بر ضرورت برخورد واقع‌بینانه و غیرشعاری تأکید دارد. یادگیری، حفظ و تقویت زبان مادری امری ارزشمند است، اما برنامهٔ آموزشی باید با توجه به امکانات، نیازهای جامعه، زبان مشترک کشور، تربیت معلم، کتاب درسی و آیندهٔ تحصیلی و حرفه‌ای کودکان تنظیم شود.

در بخش آیندهٔ زبان، نویسنده از پیش‌بینی قطعی پرهیز می‌کند. آیندهٔ فارسی، ترکی آذری و دیگر زبان‌های منطقه به عوامل سیاسی، اقتصادی، جمعیتی، فناوری، رسانه، مهاجرت و آموزش بستگی خواهد داشت. گسترش ارتباطات ممکن است برخی زبان‌ها و لهجه‌های کوچک را تضعیف کند، اما هم‌زمان فناوری می‌تواند امکانات تازه‌ای برای ثبت، آموزش و حفظ آن‌ها فراهم آورد.

پیام نهایی کتاب را می‌توان چنین خلاصه کرد: تاریخ زبان های رایج درآذربایجان، تاریخ جایگزینی ساده و ناگهانی یک قوم با قوم دیگر نیست؛ بلکه تاریخ آمیزش جمعیت‌ها، ادامهٔ زندگی مردم بومی، مهاجرت گروه‌های تازه، تغییر حکومت‌ها، دوزبانگی و تحول تدریجی زبان است. زبان ترکی آذری بخش مهم و زندهٔ فرهنگ مردم آذربایجان است، همان‌گونه که زبان فارسی بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ، فرهنگ مشترک و زندگی اجتماعی آنان به شمار می‌رود.

کتاب خواننده را دعوت می‌کند که زبان را نه سند نژاد و خون، بلکه میراثی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی بداند؛ میراثی که می‌تواند تغییر کند، زبان‌های دیگر را تحت تأثیر قرار دهد و خود نیز از آن‌ها تأثیر بپذیرد.

لینک دانلود آزاد کتاب «تحول زبان آذربایجان در گذر زمان»

در تهیه معرفی و خلاصه کتاب از پلاتفرم «چت جی پی تی» استفاده شده است.

نویسنده: Abbas Djavadi

Born in Iran, Abbas Djavadi studied linguistics and oriental studies in Austria, Turkey, and Germany (Ph.D.), taught in Cologne, and worked during 1985-2019 at Radio Free Europe/Radio Liberty (RFE/RL) as a journalist, service director, and regional manager.

دیدگاهتان را بنویسید

بیشتر از چشم انداز کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب