
این نخستین نوشته از سلسله مرورهایی است که در آن سعی خواهم کرد در صورت امکان به صورت منظم و به طور کوتاه هم که شده، پژوهش های جدید بین المللی به زبان های فارسی، ترکی (ترکیه)، انگلیسی، آلمانی، فرانسه، روسی و چینی در بارۀ تاریخ، زبان، جغرافیا، ژنتیک، مهاجرت ها و اختلاط ها میان گروه های مختلف مردم و جوامع، دولت ها و فرهنگ های آنان در آسیای غربی، به ویژه ایران، افغانستان، آسیای میانه، ترکیه و خاورمیانه را در اختیار خوانندگان و علاقمندان قرار دهم.
این نوشته ها و منابع البته باید نه تنها جدید، بلکه ضمنا از نظر علمی معتبر و آکادمیک باشند. من که به هرحال به خاطر علاقۀ شخصی این نوشته ها را از نظر میگذرانم. شاید کسان دیگری هم باشند که به مطالعۀ این مرورها علاقه داشته باشند. هدف اصلی، کسب آگاهی در بارۀ پژوهش های جدید است و نه آثار و نوشته هایی که در گذشته چاپ و یا به صورت آدیو/ویدئو منتشر شده اند. با این ترتیب هر علاقمند به این بسته از موضوعات، انگیزه ای خواهد داشت که، اگر خواست، موضوع مورد علاقۀ خود را پیگیری کند و دانش خود در این موضوع را کمی هم که شده افزایش دهد.
از نظر کاوش آخرین پژوهش ها به زبان های مختلف و ترجمۀ برخی زبان ها از جمله چینی، ازدستگاه های هوش مصنوعی و به ویژه «چت جی پی تی» استفاده خواهد شد، اما ویراست نهایی همه مرورها با «چشم انداز» خواهد بود. ببینیم این پروژۀ کوچک را تا کجا و چگونه پیش خواهیم برد.
نخستین مرور ما تخلیلی علمی است از سُمیه علینقی و همکاران، از جمله میکائیل نوتناگل؛ منتشرشده در مجلهٔ اروپایی ژنتیک انسانی، ۸ سپتامبر ۲۰۲۶. متن آزاد مقاله
این مقاله، پژوهشی مروری است؛ یعنی یافتههای پژوهشهای پیشین را کنار هم میگذارد، نه اینکه یافته های جدیدی از ژنومهای باستانی ارائه کند. موضوع اصلی آن، تنوع ژنتیکی مردم ایران و چگونگی شکلگیری این تنوع در پیِ سکونت طولانی، مهاجرت و آمیزش جمعیتهاست.
نکتهٔ مهم این پژوهش دربارهٔ زبانها و مردمان منطقه این است که مرزهای زبانی الزاماً با مرزهای تبار ژنتیکی منطبق نیستند. مقاله به پژوهشهایی اشاره میکند که در آنها، نمونههای بررسیشده از فارسیزبانان، آذریها، کردها، لرها، گیلکها، مازندرانیها و عربهای ایران، با وجود تفاوت زبان، نزدیکی ژنتیکی چشمگیری نشان میدهند. این نزدیکی به معنای یکسان بودن همهٔ افراد یا نبودِ تفاوتهای محلی نیست.
نویسندگان این پژوهش، چکیدۀ این بررسی خود را چنین به قلم آورده اند:
»درک ساختار جمعیت برای طرّاحی و تفسیر مطالعات ژنتیک انسانی بسیار مهم است. این امر برای ایران به عنوان کشوری بزرگ و متنوع از نظر قومی که جمعیت آن (در گذشه، م.) اغلب به عنوان یک پدیدۀ همگنِ ژنتیکی در نظر گرفته شده است، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در اینجا، ما متون منتشر شده در مورد ساختار ژنتیکی جمعیت ایران را تحلیل و مقایسه میکنیم. ما این کار را با خلاصه کردن پیشینۀ جغرافیایی، تاریخی و قومی، مقایسه با کشورهای همسایه و بررسی مشخصات ژنتیکی حاصل از جهش ها (موتاسیون ها در اثر اختلاط – م.) در ایران تکمیل میکنیم. این ترکیب، تنوع ژنتیکی زیادی را تأیید میکند که احتمالاً بر اساس یک جزء ژنتیکی مشابه حاصل از جهش در کروموزوم های مختلف است که توسط مهاجرتهای متعدّد تغییر شکل داده است. زیرساختار اتوزومی قابل توجه (کروموزوم های غیر جنسیتی که که در زنان و مردان به طور یکسان دیده میشود – م.) به گروههایی با اجداد ژنتیکی عمدتاً مشترک (خوشۀ مرکزی ایران) و آنهایی تقسیم میشود که در گذشته اختلاط قابل توجهی داشتهاند (تاکید از م.) نشانگرهای تک والدی کمترچشمگیر بوده است.
ما همچنین برای سطوح عموماً بالاتر، اما متغیر «خودزایگوتی» (تشابه نشانه های مشترک ژنتیکی به دنبال آمیزش بین افراد مختلف، -م.) تحت تأثیر قومیت (فرهنگ، زبان، باور ها، -م.)، محل سکونت و عوامل اجتماعی-اقتصادی، سازگاری مشاهده میکنیم.
در نهایت، چندین مثال برای تفاوتهای جغرافیایی هنگام شیوع بیماری ها تحلیل میکنیم که حامل
جهش های ژنتیک بوده اند. نتیجه گیری ما این است که در مطالعات ژنتیک انسانی در جمعیت ایران تأکید روی این تنوع اهمیت دارد.
ما نتیجهگیریهایی برای طراحی چنین مطالعاتی ارائه میدهیم و انتظاراتی را که میتوان دررابطه با قابلیت انتقالِ یافتههای ژنتیکی و پیشبینیهای ژنومی، مانند نمرات پلیژنیک، در داخل ایران و همچنین کشورهای همسایه بیان میکنیم. تنوع و موقعیت جغرافیایی ایران انگیزۀ تازهای برای انجام مطالعات ژنتیک جمعیت و DNA باستانی و همچنین ارائه منابع مرجع ژنومی در این بخش از جهان ایجاد میکند.»
در این پژوهش دو بخش بیش از همه ارزش خواندن دارند:
در خواندن بخش تاریخی باید احتیاط بیشتری کرد: دادههای ژنتیکی بهتنهایی نمیگویند مردم چه زبانی داشتهاند یا زبانشان دقیقاً چه زمانی تغییر کرده است. برای پاسخ به این پرسشها باید شواهد زبانشناسی، تاریخی و باستانشناسی را نیز بررسی کرد.
- «ساختار ژنتیکی اتوزومی»: دربارهٔ الگوهای تبار مشترک و تفاوتهای جمعیتی بر پایهٔ کروموزومهای غیرجنسیتی.
- «مهاجرتها در دو هزار سال گذشته»: بهویژه بحث مهاجرت گروههای ترکزبان و تفاوت اثر ژنتیکی آنها در شمالشرق و شمالغرب ایران.
(ادامه دارد. در همین منبع اصلی، تحلیل بعدی نیز به نوعی در همین رابطه است. عنوان این تحلیل چنین است: «دی ان ای های باستانی 3000 سال پیش از دورۀ مس تا ساسانیان نشان دهندۀ تداوم ژنتیک در بخش شمالی فلات ایران هستند.» نویسندگان این تحلیل که سال گذشته در مجلۀ «نِیچِر» (طبیعت) ایالات متحده چاپ شده، عبارت از پژوهشگران بسیاری از ایران، ترکیه و مجارستان هستند. اصل انگلیسی این تحلیل در این لینک است.)