
آنچه میخوانید، بخش کوچکی از یک فصلِ رسالۀ دکترای من (واج شناسی فارسی) از دانشگاه کُلن آلمان با عنوان «تفکیک هجا های فار سی» است. این رساله در سال 1985 یعنی حدود 40 سال پیشبه آلمانی نوشته شد و انتشار یافت. اصل کتاب را میتوانید با یک کلیک روی تصویر بالا به طور رایگان دانلود کنید.
پیش از مطالعۀ این نیم فصل، لطفا به دو نکتۀ زیر توجه فرمایید:
بَستِ چاکنایی یا Glottal Stop یک همخوانِ انسدادی است که با بستهشدن کامل تارآواها در چاکنای و سپس بازشدن ناگهانی آنها تولید میشود. نشانهٔ آن در الفبای آوانگاری بینالمللی (IPA) [ʔ] است.
در فارسی، این آوا را معمولاً در واژههایی که در خط با همزه یا عین همراهاند میتوان دید، هرچند در گفتار امروزی همیشه بهطور کامل ادا نمیشود. مثلاً:
- تأثیر: taʔsir
- مسئله: masʔale
- معنی: در تلفظی که «ع» بهصورت بست چاکنایی تحقق پیدا کند، همین [ʔ] شنیده میشود.
از نظر تولیدی، روند بسیار ساده است: تارآواها بسته میشوند → جریان هوا برای لحظهای قطع میشود → بست رها میشود.
(توضیح: در این رساله C حرف اختصار همخوان یا صامت consonant و V حرف اختصار مصوّت vowel است.)
تفکیک هجا های فارسی کتبی و شفاهی
حدود 50 سال پیش برخی از زبان شناسان غربی (*) با اشاره به شباهتی که میان ساخت واژه و ساخت هجا قائل میشوند، به سه اصل اشاره کرده اند:
۱) اصل بیشینهبودن (ماکسیمال) هجایی؛
۲) اصل کمینهبودن (مینیمال) پایانهٔ هجا (coda) و بیشینهبودن آغازهٔ هجا (onset)؛
۳) اصل پایانهٔ نامنظم.
صرفنظر از بیقاعدگیهایی که این زبان شناسان خود به آنها اشاره میکنند و اعتبار اصول پیشنهادی آنان را تا اندازه ای محدود میسازند، به نظر نگارنده، دستکم اصل دوم در مورد زبان فارسی صدق نمیکند.
در بخش گذشته با بررسی هجای یکهجایی فارسی نشان دادیم که آغازهٔ هجا (onset؛ که در اینجا «آغازه» نامیده میشود) حداکثر میتواند از یک واج همخوان تشکیل شود، حال آنکه پایانهٔ هجا (coda) میتواند حداکثر ترکیبی از دو همخوان باشد. بنابراین در مورد فارسی نمیتوان از «اصل بیشینهبودن آغازه» سخن گفت. در مقابل، در پایانهٔ هجا تجمع حداکثر دو همخوان مجاز است.
بر این اساس، در زنجیرهای مانند
CVCCCV
نخستین تفکیک نمیتواند به صورتی باشد که سه همخوان پایانی را یکجا به هجای بعدی منتقل کند؛ بلکه مرز هجا باید با ساخت هجای یکهجایی فارسی سازگار باشد. این امر در واژههای چندهجایی نیز قابل اثبات است.
زنجیرهٔ –CCC– تنها در مرز تکواژها میتواند پدید آید؛ یعنی در جایی که تکواژ نخست با یک گروه دوهمخوانی پایان مییابد و تکواژ دوم با یک همخوان آغاز میشود. چنین زنجیرهای در محیط دیگری رخ نمیدهد.
برای نمونه:
/därd+nak/ «دردناک»
بنابراین برای زنجیرهای از نوع –CCC– فقط یک نوع تفکیک امکانپذیر است: مرز پس از همخوان دوم قرار میگیرد.
مسئلهٔ دوم: زنجیرهٔ –CC–
مسئلهٔ دوم مربوط به تفکیک زنجیرهای از نوع –CC– است. برای مثال، آیا زنجیرهٔ
CVCCV
باید به گونهای تقسیم شود که دو همخوان در یک هجا باقی بمانند، یا مرز هجا میان دو همخوان قرار گیرد؟
این پرسش در نگاه نخست بهویژه از آن جهت پیچیده به نظر میرسد که در صورت قرار دادن مرز هجا میان دو همخوان، ممکن است مرز تکواژ به سود مرز هجایی نادیده گرفته شود.
برای مثال:
/märd/ «مرد»
/märd+i/ «مردی / یک مرد»
در صورت پیوستن /i/، مرز تکواژ لزوماً با مرز هجا یکی نیست.
مرز تکواژ و مرز هجا همیشه بر یکدیگر منطبق نیستند.
هنگامی که یک گروه همخوانی در پایان یک تکواژ قرار گرفته و پس از آن تکواژی با مصوّت آغاز شود، جدا شدن دو عضو گروه همخوانی در تلفظ بهآسانی قابل شنیدن است.
مبنای نظری این امر شاید در این واقعیت نهفته باشد که هجای متشکل از یک همخوان + یک مصوّت (CV) ابتداییترین و احتمالاً از لحاظ تاریخی کهنترین نوع هجا و تنها نوعی است که در همهٔ زبانها عمومیت دارد.
دلایل دیگری نیز برای جدا کردن دو عضو یک گروه همخوانی وجود دارد:
i)
در ترکیبهای تکواژی با ساخت
CVC + CV
مرز تکواژ در عین حال مرز هجا نیز هست.
برای مثال:
/baq+ce/ → /baqce/ «باغچه»
با توجه به این وضع، منطقی است که در ترکیب تکواژی از نوع
CVCC + V
نیز ــ بهمنظور یکدست کردن قواعد تفکیک هجا ــ یکی از دو همخوان به هجای بعد منتقل شود.
از آنجا که ساختهای CV و CVC نسبت به CVCC ساختهای بنیادیترند، دلیلی وجود ندارد که در انتخاب میان دو امکان، تفکیک هجا بر اساس ساخت ثانویتر تنظیم شود نه ساخت بنیادیتر.
ii)
اگر فرض کنیم در ساخت CVCCV مرز پس از هر دو همخوان قرار گیرد، مطابق اصل درج بست چاکنایی /?/ پیش از مصوّت پس از مکث ــ که در بخش 4.2.1.1 توضیح داده شد ــ باید زنجیره به صورت
CVCC?V
تحقق یابد.
اما چنین چیزی در فارسی رخ نمیدهد.
برای مثال تلفظهایی مانند
/baqc/?e/
یا
/märd?i/
پذیرفتنی نیستند.
همینگونه، یک همخوان مُشدّد در آغاز هجا، مانند همخوان مُشدد در
/lezzät/ «لذت»
را نمیتوان به صورتی تلفظ کرد که هر دو جزء تشدید متعلق به هجای دوم باشند. تفکیک درست میان دو جزء همخوان مشدد قرار میگیرد؛ امری که با دقت در تلفظ نیز قابل شنیدن است.
iii)
جدا شدن دو عضو گروه همخوانی حتی در گفتار سریع یا در شعر ــ هنگامی که وزن و قافیه چنین چیزی را ایجاب میکنند ــ نیز قابل اثبات است؛ حتی در برابر واژههایی که با مصوّت آغاز میشوند.
برای مثال در زنجیرهای مانند:
/xord o räft/
«خورد و رفت»
که از
/xord/ «خورد»
/o/ (در اصل /vä/) «و»
و /räft/ «رفت»
تشکیل شده است.
همچنین در نمونهٔ شعری مورد بحث، پیوند واژهها و اضافه به گونهای صورت میگیرد که وارد کردن بست چاکنایی، مثلاً تلفظهایی از نوع
/mord ?o/
یا
/ränj ?e/
وزن شعر را مختل میکرد.
مسئلهٔ سوم: زنجیرههایی از نوع CVCVC
مسئلهٔ سوم در زنجیرهای مانند
CVCVC
پدید میآید. پرسش این است که مرز هجا دقیقاً در کجا باید قرار گیرد؟
و نیز این پرسش مطرح میشود که نوشتن یا ننوشتن بست چاکنایی /?/ پس از مکث و پیش از یک مصوّت چه نقشی در تعیین مرز هجا دارد؟
در واژهٔ سادهٔ
/sefid/ «سفید»
تفکیک هجایی باید به گونهای باشد که /f/ آغازهٔ هجای دوم شود. زیرا اگر میان /f/ و /i/ مکثی فرض شود، لازم خواهد بود پیش از /i/ یک بست چاکنایی درج گردد:
/sef#?id/
که باز هم پذیرفتنی نیست.
اگر در اینجا درج /?/ منتفی باشد، با حرکت از ساخت بنیادی هجا یعنی CV، باید مرز هجا را پیش از /f/ و /i/ به نحوی تعیین کرد که /f/ با مصوّت بعدی هجای جدید را آغاز کند.
نخستین نتیجهای که از این امر به دست میآید این است که پس از اجرای دو مرحلهٔ تفکیک یادشده، باید پس از هر مصوّت یک مرز هجا در نظر گرفت، مشروط بر آنکه هیچیک از اجزای نهایی حاصل از تفکیک، بدون یک قله یا هستهٔ هجایی (V) باقی نماند.
نقش بست چاکنایی /?/
آخرین پرسش به بست چاکنایی مربوط میشود.
همانگونه که در برخی آزمونهای تقابلی نیز دیده شد، حذف نشانهٔ /?/ در تفکیک هجا نیز مشکلاتی ایجاد میکند.
دو نمونه را در نظر بگیریم:
/?e?rab/ «اعراب؛ صرف/تصریف»
و
/?er?ab/ «ارعاب؛ ترساندن»
نوشتن یا ننوشتن نخستین بست چاکنایی اهمیتی ندارد، زیرا میان بست چاکنایی نخست و مصوّت /e/ نمیتوان مرز هجا قرار داد.
حتی اگر بپذیریم که میان مکث و مصوّت الزاماً یک بست چاکنایی وجود دارد ــ امری که پذیرفتنی و قابل اثبات است (SCOTT 1964) ــ میتوان این پدیده را زائد (redundant) دانست و از نوشتن /?/ در آغاز واژه صرفنظر کرد.
اما نوشتن یا ننوشتن بست چاکنایی دوم را نمیتوان زائد دانست.
اگر این بست حذف شود و فقط
/erab/
نوشته شود، در هر دو معنای مورد نظر ناچار به یک تفکیک هجایی خواهیم رسید و در نتیجه تفاوت میان «اعراب» و «ارعاب» از نظر ساخت هجایی آشکار نخواهد بود.
اما با نوشتن /?/، مرز هجا خودبهخود میان دو همخوان قرار میگیرد و دو واژه بهآسانی از یکدیگر متمایز میشوند:
(?)e?rab در برابر (?)er?ab
بست چاکنایی دوم را نمیتوان زائد دانست، زیرا میتوان آگاهی گوینده از مرز واژه را مفروض گرفت، اما نمیتوان آگاهی او از مرز هجا را از پیش فرض کرد. هدف ما دقیقاً تعیین همین مرزهای هجایی است.
بنابراین، بهجز در آغاز واژه، نوشتن /?/ برای تعیین درست مرز هجا ضروری است.
برای سادهتر کردن مسئله میتوان همین اصل را در مورد مرز واژهها نیز به کار برد.
دو واژهٔ
širin «شیرین»
و
äst «است»
را میتوان یا با مکث تلفظ کرد:
/širin ?äst/
و یا بدون مکث، بهویژه در گفتار سریع یا شعر:
/širinäst/
در حالت دوم، /n/ از واژهای که در اصل به آن تعلق دارد جدا میشود و به صورت آغازهٔ هجای بعدی درمیآید.
هر دو تحقق پذیرفتنیاند.
اینکه در یک بافت معین کدامیک از این دو صورت مناسب است، میتواند یا با نشان دادن مکث
širin # äst
مشخص شود، یا ــ که بسیار سادهتر و عملیتر است ــ از طریق نوشتن بستهای چاکنایی قابل شنیدن و بهکارگیری روش خودکار تفکیک هجا که در سه مرحله در بالا توضیح داده شد.
در این صورت، تعیین مرزهای هجا حتی بدون داشتن اطلاعاتی دربارهٔ مرز واژهها نیز امکانپذیر خواهد بود.
خلاصهٔ قاعدهٔ تفکیک هجا در فارسی
به طور خلاصه، به نظر میرسد سه مرحله همراه با سه شرط بتوانند تفکیک هجا در فارسی را توضیح دهند:
مرحلهٔ ۱
در یک زنجیرهٔ
–CCC–
تفکیک پس از همخوان دوم انجام میشود.
مرحلهٔ ۲
در یک زنجیرهٔ
–CC–
تفکیک پس از همخوان اول انجام میشود.
مرحلهٔ ۳
تفکیک نهایی پس از هر مصوّت انجام میگیرد.
شرط ۱
هیچیک از اجزایی که در نتیجهٔ تفکیک حاصل میشوند نباید بدون قله/هستهٔ هجایی (V) باقی بمانند.
شرط ۲
تمام بستهای چاکنایی قابل شنیدن باید در مراحل تفکیک بهعنوان یک C (همخوان) محاسبه شوند.
شرط ۳
مراحل تفکیک ۱، ۲ و ۳ به ترتیب و یکی پس از دیگری اجرا میشوند.
دو نمونه
نمونهٔ اول
زنجیرهای با معنای:
«حسن امروز صبح به مدرسه نمیرود.»
(فارسی گفتاری)
ابتدا زنجیرهٔ آوایی به توالی C و V تبدیل میشود. سپس سه مرحلهٔ فوق به ترتیب روی آن اجرا میگردند:
مرحلهٔ ۱: تفکیک گروههای سههمخوانی پس از همخوان دوم.
مرحلهٔ ۲: تفکیک گروههای دوهمخوانی پس از همخوان اول.
مرحلهٔ ۳: تعیین نهایی مرزهای هجا پس از مصوّتها، با رعایت شرط وجود هستهٔ هجایی.
نتیجه، تقسیم کل زنجیرهٔ گفتاری به هجاهاست؛ بدون آنکه مرزهای واژه الزاماً با مرزهای هجا منطبق باشند.
نمونهٔ دوم
نمونهای شعری از حافظ:
«ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم»
در اینجا نیز زنجیرهٔ آوایی، مستقل از مرزهای واژه و تکواژ، ابتدا به ساخت C/V تبدیل میشود و سپس مراحل ۱، ۲ و ۳ به همان ترتیب اجرا میشوند.
این نمونه بهویژه نشان میدهد که در شعر و گفتار پیوسته، مرز هجا میتواند از مرز واژه عبور کند و همخوان پایانی یک واژه، آغازهٔ هجایی شود که مصوّت آن در واژهٔ بعدی قرار دارد، مانند:
«ای بی خبر ز لذتِ شُرب مدام ما»
که تفکیک درست هجایی این مصراع میشود :
‘ey.bi.xä.bär.ze.lez.zä.te.şor.be.ma.da.me.ma’
هم در تلفظ روزمرّه و هم در شعر فارسی این پدیده بسیار رایج و متداول است. در این مورد از واژۀ «شُرب» تلفظ «ب» با «کسره» یعنی «بِ» به شکل یک هجای مستقل در می آید. این نکته در حفظ آهنگ روان شعر و حتی متن منثور و هنری مهم است، و گر نه وزن، قافیه و خوش آهنگی و روان بودن شعر و گفتار شفاهی مخدوش میشود. یک نمونۀ این تفکیک هجاها در گفتار شفاهی را میتوان در عبارت «خورد و گفت…» مشاهده کرد. در اینجا نیز تلفظ «د» (در «خورد») از این واژه جداشده، یکجا با «واو» بعدی یک هجا را تشکیل میدهد.
“xor.do.goft”
اگر این نوع تفکیک در شعر یا گفتار شفاهی رعایت نشود، باید بین آن دو مکث گذاشت. این نیز در زبان شفاهی نامانوس است و در شعر وزن را میشکند.
———————
- Hyman, L. M. : Phonology. Theory and Analysis. New York 1975
- Khanlari, M. P.: Tarix-e Zaban-e Farsi, vol 1, Tehran 1348 (1969)