جمهوری اسلامی در «آستانهٔ فروپاشی»؟

همچنین: ایران ۲۰۲۶ و شوروی ۱۹۸۹ – ۱۹۹۱

خلاصهٔ کلام

۱- جهت ساده کردن درک روند بحران اقتصادی و سیاسی تا فروپاشی دولت، شاید بتوان وضعیت را روی یک طیف ساده خلاصه کرد:

بحران اقتصادی < بحران حکمرانی < فرسایش اقتدار < بی‌ثباتی شدید < فروپاشی دولت

به نظر میرسد ایران امروز (نیمه دوم سال ۱۴۰۴/۲۰۲۶) تقریباً در محدوده «بحران حکمرانی و فرسایش شدید اقتدار» قرار دارد و تا اندازه زیادی به مرحله «بی‌ثباتی شدید» نزدیک شده است؛ ولی هنوز نمی‌توان با اطمینان تحلیلی وعلمی گفت که دولت‌داری جمهوری اسلامی وارد مرحلهٔ هرج‌ومرج سرتاسری و سقوط قطعی شده است.

۲- در مقایسه ایران امروز با شوری اواخر سال های 1990

چندین شباهت جدی (مانند مداخلات و جنگ های خارجی: شوروی/افغانستان؛ و ایران/نیروهای نیابتی مانند حزب الله؛ کمبود مواد غذایی و دارویی و عدم کفایت دستمزد ها و در امد ها)

و در ضمن چندین فرق مهم (مثلادر ایدئولوژی/مذهب؛ تمرکز دولت در مسکو/دولت واحد و تاریخی ایران؛ آزادی های نسبی؛ حضور یا فقدان دستگاه منسجم و سرتاسری سرکوب)

وجود دارد که باعث میشود نتوانیم میان فروپاشی شوروی در آن سال ها و سرنوشت بحران کنونی ایران قرینه سازی کاملی کنیم.

توضیحات بیشتر:

اگر ایرانِ امروز در سپتامبر ۲۰۲۶ را نه از نظر ایدئولوژی، بلکه از نظر مکانیسم فروپاشی یک نظام سیاسی با اتحاد شوروی در سال‌های ۱۹۸۹–۱۹۹۱ مقایسه کنیم، می بینیم که برخی شباهت‌ها جدی هستند؛ اما چند تفاوت بسیار مهم وجود دارد که فعلاً مانع از آن می‌شود بگوییم جمهوری اسلامی به «مرحلهٔ ۱۹۹۱ شوروی» رسیده است.

ایران ۲۰۲۶/۱۴۰۴ در برابر شوروی ۱۹۸۹–۱۹۹۱

(«با استفاده از«چت جی پی تی)

این تفاوت آخر را نباید دست‌کم گرفت.

در شوروی، گورباچف برای نجات نظام شروع به اصلاح آن کرد. اما اصلاحات، آزادی مطبوعات، انتخابات چندنامزدی، حق اعتصاب و کاهش کنترل حزب کمونیست عملاً پایه‌های همان نظام را سست کرد. کتابخانه کنگره آمریکا نیز در بررسی اسناد شوروی، پرسترویکا را «کاتالیزور ناخواسته» فروپاشی نظام توصیف می‌کند.

در ایران فعلاً روندی تقریباً معکوس دیده می‌شود. در حالیکه رؤسای دو قوه اجراییه و مقننه، مسعود پزشکیان و محمد باقر قالیباف طرفدار مصالحه با آمریکا به نظر میرسند، فرماندهان سپاه پاسداران بر طبل جنگ میکوبند و حتی گروه هایی افراطی و صاحب نفوذ مانند «جبهه پایداری» خود را طرفداراعلام «جنگی گسترده» علیه آمریکا و اروپا یعنی انزوای کامل ایران نشان میدهند.

یک تفاوت بسیار بزرگ: هنوز «یلتسین ایرانی» وجود ندارد

در سال ۱۹۹۱، در شوروی دیگر مسئله فقط این نبود که مردم از حکومت ناراضی‌اند. در داخل خود حکومت یک مرکز قدرت رقیب ایجاد شده بود.

بوریس یلتسین رئیس منتخب جمهوری روسیه بود؛ که هنوز بزرگ‌ترین جزء اتحاد شوروی سابق بود. هنگامی که محافظه‌کاران در ۱۹ اوت ۱۹۹۱ علیه گورباچف کودتا کردند، یلتسین توانست از ساختمان پارلمان روسیه مقاومت را رهبری کند و بخش مهمی از ارتش حاضر نشد کودتاچیان را نجات دهد. سه روز بعد کودتا شکست خورد.

امروز در ایران هنوز چنین وضعیت دوقدرتی‌ای وجود ندارد.

مسعود پزشکیان ممکن است از شدت بحران سخن بگوید، اما او یلتسین نیست. ارتش یا سپاه مستقلی پشت سر او برای مقابله با مرکز قدرت وجود ندارد و ریاست جمهوری نیز مرکز مستقل حاکمیت نیست. دو چهره مهم جریان مخالف جنگ در ایران، صف خود را هنوز از نظام «رهبری» مطلق جمهوری اسلامی که اکنون سپاه پاسداران به سخنگوی اصلی و رسمی آن تبدیل شده اند، جدا نکرده اند.

حتی اتفاق بسیار بزرگی که در سال جاری افتاد ــ کشته‌شدن علی خامنه‌ای در آغاز جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ و جانشینی مجتبی خامنه‌ای ــ تا کنون به فروپاشی مرکز قدرت منجر نشده است. برعکس، گزارش رویترز نشان می‌دهد که قدرت عملی، بیش از گذشته در سپاه پاسداران و شورای عالی امنیت ملی متمرکز شده و نقش رهبر جدید محدودتر شده است.

این برای بحث ما فوق‌العاده مهم است.

یعنی:

ضعیف‌شدن رهبر لزوماً مساوی با ضعیف‌شدن دستگاه قدرت نیست.

ممکن است حتی نظام از یک جمهوری اسلامی و شیعی به نوعی نظام امنیتی ـ نظامی تحت سلطه سپاه تحول پیدا کند، بدون آنکه فوراً فروبپاشد.


اما از نظر اقتصادی، وضع ایران حتی از شورویِ ۱۹۸۹ در بعضی جهات خطرناک‌تر است

بحران شوروی عمدتاً بحران کمبود، کاهش تولید و اختلال اقتصاد برنامه‌ای بود.

در ایران چند بحران هم‌زمان شده است:

تورم + سقوط پول + کاهش درآمد نفتی + تحریم + جنگ + آسیب زیرساخت‌ها + بیکاری + بحران انرژی + کاهش چشمگیر اعتماد به نظام.

صندوق بین‌المللی پول در ژوئیه ۲۰۲۶ برای ایران انقباض اقتصادی ۵٫۴ درصدی پیش‌بینی کرده بود.

رویترز نیز در اوت همین سال گزارش می‌داد که تورم به حدود ۶۶ درصد رسیده و افزایش قیمت مواد غذایی حدود ۱۲۸ درصد بوده است. این ارقام روز به روز در حال افزایش هستند. حتی مقامات جمهوری اسلامی نگران‌اند که فشار اقتصادی دوباره اعتراض‌های سراسری ایجاد کند.

و فشار همه جانبه از خارج، از آن زمان هم بیشتر شده است: محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران را به‌شدت محدود کرده و تردد دریایی از تنگه هرمز در سپتامبرامسال بسیار پایین‌تر از گذشته شده است.

پس در محور اقتصادی:

ایران به یک بحران پیشافروپاشی بسیار نزدیک‌تر شده است.

اما اقتصاد به تنهایی حکومت‌ها را ساقط نمی‌کند.


پس چه چیزی شوروی را واقعاً ساقط کرد؟

به نظرمیرسد این قسمت مهم‌ترین درس شوروی برای ایران است.

شوروی فقط به خاطر فقر یا کمبود کالا فرو نریخت. اگر این کافی بود، شاید ده‌ها سال زودتر سقوط می‌کرد.

آنچه در ۱۹۸۹–۱۹۹۱ اتفاق افتاد، هم‌زمان‌شدن پنج بحران بود:

  1. مردم دیگر به ایدئولوژی حکومت باور نداشتند.
  2. اقتصاد قادر به تأمین انتظارات جامعه نبود.
  3. نخبگان حاکم به جان یکدیگر افتاده بودند.
  4. جمهوری‌ها و مراکز محلی از مرکز اطاعت نمی‌کردند.
  5. در لحظه تعیین‌کننده، ارتش و دستگاه امنیتی حاضر نشدند نظام قدیم را با خشونت کافی نجات دهند.

ایران امروز به‌وضوح دارای عامل اول و دوم است و نشانه‌هایی از عامل سوم دارد.

اما عامل چهارم و خصوصاً عامل پنجم هنوز تحقق نیافته است.

و عامل پنجم معمولاً تعیین‌کننده است.


لحظه‌ای که باید در ایران مراقب آن بود

اگر بخواهیم فقط یک شاخص برای تشخیص نزدیک‌شدن جمهوری اسلامی به «مرحله شوروی ۱۹۹۱» انتخاب کنیم، شاید بایستی نه نرخ دلار را انتخاب کنیم و نه حتی میزان اعتراضات را.

شاید این پرسش مهم تر است:

آیا در سپاه، بسیج، نیروهای انتظامی و دستگاه امنیتی شکاف علنی ایجاد می‌شود یا نه؟

مثلاً تصور کنید اعتراضات عظیمی در تهران، تبریز، اصفهان، مشهد و شیراز آغاز شد و حکومت دستور سرکوب داد.

تا وقتی فرماندهان اصلی بگویند:

«اطاعت کنید»

و بدنه هم اطاعت کند، نظام می‌تواند حتی در وضعیت اقتصادیِ بسیار بد مدت قابل توجهی دوام بیاورد.

اما اگر بخشی از فرماندهان بگویند:

«ما به مردم تیراندازی نمی‌کنیم»

یا یک فرمانده بزرگ سپاه در مقابل فرمانده دیگر قرار گیرد، اوضاع ظرف چند روز ممکن است کاملاً تغییر کند.

این تقریباً همان اتفاق تعیین‌کننده‌ای بود که در اوت ۱۹۹۱ در شوروی مشاهده شد.


یک سناریوی دیگر هم وجود دارد: فروپاشی بدون دموکراسی

اینجا شاید تفاوت ایران با شوروی حتی مهم‌تر شود.

فرض کنیم قدرت روحانیت بسیار ضعیف‌تر شود، اما سپاه منسجم بماند.

نتیجه لزوماً سقوط جمهوری اسلامی و برقراری دموکراسی نیست.

ممکن است چیزی شبیه این پدید آید:

جمهوری اسلامی شیعی
↓
جمهوری اسلامی امنیتی ـ نظامی
↓
حکومت
اقتدارگرا یا ظاهرا حتی ملی گرا با نقش مسلط سپاه

برخی تحولات سال ۲۰۲۶ دقیقاً امکان چنین مسیری را مطرح کرده‌اند. رویترز در آوریل گزارش کرد که پس از مرگ علی خامنه‌ای، تصمیم‌گیری در جنگ و سیاست بیش از پیش در دست سپاه و شورای عالی امنیت ملی قرار گرفته است.

بنابراین تضعیف روحانیت را نباید خودبه‌خود با فروپاشی کل نظام یکی دانست. اما به نظر میرسد اگر انسجام سپاه پاسداران فرو پاشد، نظام سیاسی مبتنی بر سپاه هم دوام نیافته و فرو خواهد پاشید.


ایران اکنون معادل کدام سال شوروی است؟

البته چنین تطبیقی دقیق علمی نیست، اما اگر مجبور باشیم یک تاریخ تقریبی بدهیم، می‌توان گفت:

نه ۱۹۹۱؛ بلکه چیزی میان ۱۹۸۸ و ۱۹۹۰.

یعنی نظام وارد بحران ساختاری شده، مشروعیت فرسوده، اقتصاد گرفتار است و نخبگان نگران آینده‌اند؛ اما لحظه تعیین‌کننده شکستن مرکز قدرت هنوز فرا نرسیده است.

و جالب اینجاست که این مرحله ممکن است سال‌ها طول بکشد؛ یا برعکس، بر اثر یک حادثه ناگهانی ظرف چند هفته به مرحله بعد برود.

جمهوری روسیه در اوایل ۱۹۹۱ هنوز ابرقدرتی با میلیون‌ها سرباز، هزاران سلاح هسته‌ای، پلیس مخفی عظیم و حزب کمونیست بود.

اما این دم و دستگاه در ۲۶ دسامبر همان سال دیگر وجود نداشت.

این شاید مهم‌ترین درس تاریخی باشد:

نظام‌های اقتدارگرا غالباً بسیار باثبات به نظر می‌رسند – تا زمانی که ناگهان معلوم شود بخش‌های مختلف دستگاه دیگر حاضر نیستند برای حفظ همان نظم قبلی هزینه بپردازند.

اگر بخواهیم احتمال خطر را امروز درجه‌بندی کنم

ارزیابی ناچیزانه من از وضع کلی ایران در ماه سپتامبر سال ۲۰۲۶ با در نظر داشت عواملی که میتوانند ایران را دچار تشدید حتی تند تربحران و در نهایت فروپاشی قدرت سیاسی نظام نمایند، از معیار ۱۰ (شدید ترین حالت) از قرار زیراست. (برپایه آنچه که در منابع رسانه ای و آزاد غربی و با تایید مستقیم یا ضمنی منابع رسانه ای داخلی ایران آمده).

تأکید می‌کنم این یک ارزیابی تحلیلی است نه یک پیشگویی – یک ارزیابی تحلیلی که اصلا لازم هم نیست درست و دقیق باشد:

بحران اقتصادی:۹/۱۰
بحران مشروعیت ۸ –۹/۱۰
فشار خارجی و جنگ: ۹/۱۰
اختلال در دولت‌داری: ۷/۱۰
شکاف در نخبگان: حدود –۶/۱۰
شکاف در نیروهای امنیتی: هنوز حدود ۳/۱۰
وجود آلترناتیو سازمان‌یافته داخلی: حدودا۲/۱۰

وضع جمهوری اسلامی از نظر اقتصادی و اجتماعی فوق‌العاده خطرناک است، اما از نظر مکانیزم سیاسیِ فروپاشی، به نظر میرسد هنوز به شورویِ تابستان ۱۹۹۱ نرسیده است.

و اتفاقاً گام بعدی بحث بسیار جالب‌تر است: می توانیم از این ۶ یا ۷ علامت مشخص و قابل مشاهده تعیین کنیم که اگر مثلاً دو یا سه مورد آنها در ماه‌های آینده ظاهر شوند، بتوان گفت ایران واقعاً از «بحران مزمن» وارد مرحلهٔ فروپاشی نظام شده است. این کار از پیش‌بینی‌هایی مانند «شش ماه دیگر سقوط می‌کند» بسیار علمی‌تر و قابل سنجش‌تر است.

نویسنده: Abbas Djavadi

Born in Iran, Abbas Djavadi studied linguistics and oriental studies in Austria, Turkey, and Germany (Ph.D.), taught in Cologne, and worked during 1985-2019 at Radio Free Europe/Radio Liberty (RFE/RL) as a journalist, service director, and regional manager.

دیدگاهتان را بنویسید