
من حدود پنجاه سال پیش، بعد از یک دوره در دانشگاه وین و دانشکدهٔ «زبان، تاریخ و جغرافیا»ی دانشگاه آنکارا، برای ادامهٔ تحصیل به کُلن آلمان آمدم. تا 1983 در دانشگاه کلن بودم و در همین سال دکترایم را در زبان شناسی معاصر و آواشناسی/واج شناسی که یکی از سه رشته دکترای من بود، گرفتم.
رساله دکترای من در باره واج شناسی و آواشناسی فارسی بود. در دو رشتهٔ دیگردکترا، در کنار زبان شناسی آلمانی، تمرکز من روی زبان های عربی و ترکی و تاریخ شرق مسلمان بود.
در سال 1983 رساله دکترای من در باره «واج شناسی فارسی» با «درجه عالی» (Magna cum laude) قبول شد. این نتیجهٔ حدوداً سه یا چهار سال بررسی متمرکزدر باره زبان شناسی و واجشناسی عمومی بود که در آن دوره در دنیای دانشگاهی «مُد» هم شده بود، بخصوص با چهره هایی مانند نوآم چامسکی (Noam Chomsky) از آمریکا که بانی تئوری “Generative Phonology” شمرده میشد.
من در آن دوره چیز چندانی از اهمیت اینگونه رشته ها و بررسی های تخصصی نمیدانستم. اکثر جوانان مشتاق تحصیل در پی رشته هایی مانند پزشکی و مهندسی بودند.
طبق مقررات آن دوره، چهل نسخه از این رساله را به چاپ رسانده و به دانشگاه دادم تا بین دانشگاه های دیگر تقسیم شود. چند ده نسخه دیگر را به دوستان نزدیک هدیه کردم.
زبان رساله آلمانی است. شاید این و همچنین آکادمیک و تخصصی بودن متن و زبان نه چندان آسان آن هم عواملی بوده که محتوای آن، عکس العمل چندانی در محافل دانشگاهی فارسی و حتی انگلیسی زبان نداشت.
از وقتی که من سایت شخصی و غیر انتفاعی «چشم انداز» را در سال ۲۰۱۰ راه انداختم، متن رساله را (همانند کتاب ها و مقاله های دیگرم) به طور رایگان و به صورت «پی دی اف» در این سایت گذاشتم.
مدتی پیش از پلاتفرم هوش مصنوعی «چت جی پی تی» ChatGPT خواهش کردم فشرده ای روان و کوتاه از این رساله و چندین کتاب و مقاله مفصل تر من را تهیه کند.
آنچه که در زیر خواهید خواند، همان چکیده و خلاصهٔ رسالهٔ واج شناسی فارسی است که من بازبینی و تصحیح یا تکمیلش کرده ام. خلاصه و چکیدهٔ دیگر نوشته ها را هم به تدریج تقدیم خواهم کرد.
اما من یکی دو گام دیگری هم برداشتم و از «چت جی پی تی» خواهان بحث در این مورد کردم که:
چرا دانستن زبان شناسی مهم است و به درد چه کسی در زندگی میخورَد؟
چرا دانستن تاریخ مهم است و به درد چه کسی میخورَد؟
و اگر کسی همه این اطلاعات و جزئیاتِ اغلب پیچیدهٔ اینگونه دانش ها را نداند، چه اتفاقی می افتد؟
و در عمل به کمک این بحث ها توانستم درک کنم که جواب به این «چراها» شاید به همان اندازه مهم است که آموختن خود این و در واقع همهٔ رشته های علمی اهمیت دارند.
آن بحث ها راهگشا و «چشمگشا» و عامل مشوّق من شد که همهٔ نوشته های خود را بازبینی، به روز رسانی و همزمان، طول، زبان، سبک، و تقدیم آنها را به مصرف کنندگان یا خوانندگان دنیای معاصر متناسب تر نمایم.
پس از این مقدمه، در زیر خلاصهٔ این رساله را تقدیم میکنم و در نوشتهٔ بعدی این بحث با «چت جی پی تی» را نقل خواهم کرد که «اصلا این بحث ها به درد چه کسی میخورَد؟»
اگر در این مورد نظری داشتید، بفرمائید.
خلاصهٔ بسیار فشرده و سادهٔ این رساله
موضوع اصلی کتاب
این پژوهش میخواهد به این پرسش ها پاسخ دهد:
زبان فارسی از چه صداهای بنیادی یا «واجهایی» ساخته شده، این واجها چگونه با هم ترکیب میشوند و هنگام ساختن واژهها و افزودن پسوندها چه تغییراتی میکنند؟
برای مثال، تفاوت میان «بار» و «پار» فقط در یک صداست: ب / پ. چون تغییر این صدا معنی کلمه را عوض میکند، ب و پ دو واج جداگانهاند.
کتاب بیشتر دربارهٔ ساختار نظام صداها است، نه دربارهٔ جزئیات فیزیکی تلفظ، آهنگ جمله، تکیه یا تاریخ تحول آواهای فارسی. روش کلی آن از واجشناسی زایشی تأثیر گرفته، اما خود را به یک مکتب نظری خاص محدود نمیکند.
۱. کدام فارسی بررسی میشود؟
فارسی یک شکل کاملاً یکدست ندارد. فارسی نوشتاری، فارسی رسمی گفتاری، زبان رادیو و تلویزیون و گفتار روزمرهٔ تهرانی همیشه یکسان نیستند.
در رساله میان دو نوع فارسی معیار تفاوت گذاشته میشود:
- فارسی معیار رسمی: نزدیک به زبان نوشتاری، سخنرانی رسمی و زبان رادیو و تلویزیون.
- فارسی معیار غیررسمی: نزدیکتر به گفتار تهرانی و گفتوگوی افراد تحصیلکرده از مناطق مختلف.
موضوع اصلی پژوهش، فارسی معاصر و عمدتاً رسمی است، اما نظام تلفظی آن تا حد زیادی به فارسی تهرانی نزدیک است.
یکی از نکتههای مهم رساله این است که فاصلهٔ فارسی گفتاری و نوشتاری زیاد است؛ مثلاً:
- رسمی: شما گفتید
- گفتاری: شما گفتین یا شما گفتی
پس برای بررسی آواهای فارسی باید روشن کرد که دربارهٔ کدام نوع فارسی سخن میگوییم.
۲. مصوتها یا واکههای فارسی
رساله نظام واکهای فارسی را اساساً دارای شش واکه یا مصوّت میداند:
| واکه | نمونهٔ تقریبی |
|---|---|
| /i/ | شیر |
| /e/ | دل |
| /ä/ یا /æ/ | سر |
| /u/ | دور |
| /o/ | گل |
| /a/ | کار |
این واکهها بر اساس چند ویژگی از هم جدا میشوند:
- زبان در جلو یا عقب دهان قرار میگیرد؛
- زبان بالا، میانه یا پایین است؛
- لبها گرد یا غیرگرد هستند.
برای نمونه:
- /i/ واکهای پیشین و بالا است؛
- /u/ واکهای پسین، بالا و گرد است؛
- /a/ واکهای بازتر و پسین است.
آیا فارسی واکهٔ بلند و کوتاه دارد؟
در دستور سنتی فارسی معمولاً از سه واکهٔ کوتاه و سه واکهٔ بلند سخن گفته میشود. رساله نشان میدهد که در فارسی معاصر، تفاوت میان واکهها فقط به طول تلفظ محدود نیست؛ کیفیت یا چگونگی تلفظ واکه نیز اهمیت دارد.
بنابراین /i/ و /e/، یا /u/ و /o/، فقط نسخهٔ بلند و کوتاه یک صدا نیستند، بلکه از نظر کیفیت نیز با هم فرق دارند.
لیکن اصولا واکه های /a/, / u/ از واکه های /i/ و e/ کمی طولانی تر هستند. همین موضوع طول واکه ها و در عین حال تعداد هجاها بخصوص به شعر فارسی روانی و دلنشینی ویژه ای می بخشد.
دوگانه یا دوتاییِ /ow/
ترکیبی مانند /ow/ نیز بررسی میشود و به تلفظ سنتی یا رسمی آن در بعضی کلمات اشاره میگردد (کم و بیش مانند مشابه های انگلیسی “soul, role”). پرسش این است که آیا این ترکیب یک واکهٔ مرکب، یعنی دوتایی یا diphthong است، یا ترکیب دو واحد جداگانه. رساله آن را در نظام واکهای فارسی بهطور مستقل بررسی میکند.
به نظر نویسنده، ترکیب /ow/ (مثلا در /Nowruz/) از نگاه تلفظ استاندارد فارسی نه ترکیب دو واحد جداگانه، بلکه یکجاییِ کمی طولانی /o/ و واکه گِرد /u/ (شبیه w انگلیسی) است که مجموعا یک دوگانه ویژه را تشکیل میدهد که در ترکی ترکیه وآذری قفقاز بهصورت یک واکه و یک همخوان یعنی “e, o” و همخوان “v” یعنی دو واحد جداگانه نوشته میشود.
۳. همخوانها یا صامتهای فارسی
رساله، همخوانهای فارسی را بر اساس محل و شیوهٔ تولید آنها طبقهبندی میکند.
از جمله واجهای اصلی:
ب، پ، د، ت، گ، ک، ق، و، ف، ز، س، ژ، ش، ج، چ، خ، ه، م، ن، ل، ر
و همچنین صداهایی مانند:
- همزه یا بست چاکنایی /ʔ/
- ی /y/
بررسی میشوند.
مهمترین شیوههای تولید همخوان های انسدادی
هوا برای لحظهای کاملاً بسته و سپس آزاد میشود:
- پ، ب
- ت، د
- ک، گ
- ق
سایشیها
هوا از مجرایی تنگ عبور میکند:
- ف، و
- س، ز
- ش، ژ
- خ، ه
انسدادی ـ سایشیها
تلفظ با بستهشدن آغاز و با سایش تمام میشود:
- چ
- ج
خیشومیها
هوا از بینی خارج میشود:
- م
- ن
روانها
- ل
- ر
واکدار و بیواک
در بعضی همخوانها تارهای صوتی میلرزند:
- ب، د، گ، ز، ژ
و در بعضی نمیلرزند:
- پ، ت، ک، س، ش
این تفاوت میتواند معنی را تغییر دهد؛ مانند:
- بار / پار
- دال / تال
۴. توزیع و ترکیب واجها
هر واج فارسی نمیتواند در هر جای کلمه یا کنار هر واج دیگری قرار گیرد.
رساله بررسی میکند:
- چه صداهایی میتوانند در آغاز واژه باشند؛
- چه صداهایی در پایان واژه میآیند؛
- چه ترکیبهایی از دو همخوان ممکناند؛
- چه ترکیبهایی اصولاً در ساخت طبیعی فارسی وجود ندارند.
آغاز واژه
در فارسی معیار، واژهٔ بومی معمولاً با ترکیب دو همخوان آغاز نمیشود.
برای مثال، ساختی مانند:
- /st-/
- /br-/
- /pl-/
در آغاز واژههای اصیل فارسی معمول نیست.
به همین دلیل، واژههای خارجی ممکن است هنگام ورود به فارسی تغییر کنند و در آغاز دو همخوان واکهای افزوده شود:
- station → اِستاسیون
- school → اِسکول در برخی تلفظها
- sport → اِسپورت
این افزودن واکه را میانافزایی یا epenthesis مینامند.
پایان واژه
در پایان هجا یا واژه، یک یا دو همخوان میتوانند کنار هم قرار گیرند:
- مرد /mard/
- درد /dard/
- دست /dast/
اما تعداد همخوانها محدود است.
همخوانهای مشدّد
در بعضی واژههای فارسی، بهویژه واژههای عربی، همخوان دو بار یا کشیده تلفظ میشود:
- مدّت
- مادّه
- معلّم
رساله این صداها را جدا از ترکیبهای همخوانی نمیبیند، بلکه آنها را نوعی توالی دو همخوان یکسان تحلیل میکند. در گفتار عادی، تشدید پایانی اغلب ساده میشود، ولی در گفتار رسمیتر ممکن است حفظ شود.
۵. قواعد واجشناختی
شکل اصلی یک واژه همیشه دقیقاً همان چیزی نیست که در گفتار شنیده میشود. بعضی صداها بر اثر قرارگرفتن در کنار صداهای دیگر تغییر میکنند، حذف میشوند، قوی تر یا ضعیف تر میشوند.
رساله، «قاعدهٔ واجشناختی» را سازوکاری میداند که صورت بنیادی واژه را به صورت تلفظشده تبدیل میکند، به شرط آنکه تغییر متناسب با نظام واجی و تمایزهای معنیدار زبان باشد.
نمونههای ساده
افزودن واکه
برای سازگارکردن واژههای بیگانه با ساختمان فارسی، واکه افزوده میشود:
- start → اِستارت
چون فارسی معمولاً دو همخوان را در آغاز واژه نمیپذیرد.
افزودن همزه
رساله سه مرحلهٔ کلی پیشنهاد میکند:
- اگر سه همخوان پشت سر هم قرار گیرند، مرز هجا با توجه به محدودیت ساختمان فارسی تعیین میشود.
- اگر دو همخوان میان دو واکه باشند، معمولاً یکی به هجای پیشین و دیگری به هجای بعدی تعلق میگیرد.
- در مرحلهٔ نهایی، هر واکه هستهٔ یک هجا محسوب میشود.
اگر واژه یا هجا با واکه آغاز شود، ممکن است در تلفظ یک بست چاکنایی پیش از آن شنیده شود:
- آب → [ʔāb]
اما رساله میپرسد آیا این همزه همیشه یک واج مستقل است یا در بسیاری موارد فقط بهطور قابل پیشبینی پیش از واکه ظاهر میشود.
نتیجهٔ کلی آن است که همزه در فارسی گفتاری غالباً نقش واجی نیرومندی ندارد و در مواردی میتوان ظهور آن را از محیط آوایی پیشبینی کرد. در گفتار عادی حتی تفاوتهایی که در زبان رسمی با همزه حفظ میشوند ممکن است از میان بروند.
همگونی
یک صدا ممکن است زیر تأثیر صدای مجاور شبیه آن شود. مثلاً /n/ پیش از بعضی همخوانها ممکن است با محل تولید آنها هماهنگتر تلفظ شود. این تغییر الزاماً واج تازهای ایجاد نمیکند، بلکه صورت تلفظی همان واج است.
حذف و سادهسازی
در گفتار سریع، بعضی همخوانها یا واکهها ممکن است حذف یا کوتاه شوند. رساله میان تغییراتی که صرفاً آواییاند و تغییراتی که باید در نظام واجی توضیح داده شوند تفاوت میگذارد.
۶. ساختمان هجا
هجا واحدی مانند «با»، «دل» یا «درد» است که یک واکه مرکز آن را تشکیل میدهد.
رساله میگوید هر هجای فارسی:
- دستکم یک واج دارد؛
- حتماً یک واکه بهعنوان هسته یا قلهٔ هجا دارد؛
- پیش از واکه حداکثر یک همخوان میپذیرد؛
- پس از واکه میتواند حداکثر دو همخوان داشته باشد.
الگوهای اصلی هجا
| الگو | نمونه |
|---|---|
| V | او |
| CV | ما |
| VC | آب |
| CVC | دل |
| CVCC | درد |
در این نشانهگذاری:
- C = همخوان
- V = واکه
بنابراین سنگینترین هجای عادی فارسی معمولاً الگوی CVCC دارد.
نکتهٔ مهم
برخلاف بعضی زبانها، فارسی اجازه نمیدهد در آغاز یک هجا دو یا سه همخوان کنار هم قرار گیرند؛ اما در پایان هجا تا دو همخوان ممکن است.
پس فارسی در آغاز هجا سادهتر و در پایان هجا پیچیدهتر است.
۷. هجـابندی واژههای چندبخشی
در واژههای چندهجایی باید تعیین کرد مرز هجا کجاست.
برای مثال، در ساختی مانند:
- مردی /mardi/
مرز تکواژ و مرز هجا الزاماً یکسان نیستند. «مرد» از نظر صرفی یک واحد است و «ـی» واحد دیگر؛ اما در تلفظ، همخوان ممکن است با واکهٔ پس از خود هجای تازهای بسازد.
پس:
مرزهای صرفی همیشه با مرزهای هجایی برابر نیستند.
۸. ارتباط واجشناسی و صرف
این بخش یکی از مهمترین بخشهای کتاب است.
هنگامی که پسوند یا تکواژی به کلمه افزوده میشود، گاهی در تلفظ تغییراتی رخ میدهد. این تغییرات را نمیتوان فقط با قواعد آوایی توضیح داد؛ باید اطلاعات صرفی کلمه را نیز دانست.
نمونهٔ اضافه
اگر واژهای با واکه پایان یابد و «اضافه» بگیرد، معمولاً /y/ میان آنها ظاهر میشود:
- خانه + اضافه + من
- خانهی من
یعنی:
- /xāne + e man/
- /xāne-ye man/
افزودهشدن /y/ تنها به علت کنارهمبودن دو واکه نیست؛ بلکه به این دلیل است که تکواژ اضافه به کلمه پیوسته است. بنابراین این پدیده صرفی ـ واجی است.
پسوندها
هنگام افزودن پسوند جمع، صفتساز، ملکی، نکره و شناسههای فعلی ممکن است:
- واکهای افزوده شود؛
- /y/ یا /g/ ظاهر شود؛
- همزه حذف شود؛
- واکهای تغییر کند؛
- مرز هجا جابهجا شود.
جمعبندی بخش صرفی
برای پیشبینی تلفظ درست یک کلمه، گاهی دانستن واجهای آن کافی نیست. باید بدانیم:
- کلمه از چه تکواژهایی ساخته شده؛
- کدام بخش ریشه است؛
- کدام بخش پسوند یا شناسه است؛
- مرز میان اجزای کلمه کجاست.
این همان حوزهای است که امروز معمولاً صرفواجشناسی یا morphophonology نامیده میشود.
۹. فعلهای فارسی
در فارسی، بسیاری از فعلها دو بن دارند:
- بن گذشته
- بن حال
مانند:
| مصدر | بن گذشته | بن حال |
|---|---|---|
| رفتن | رفت | رو |
| دیدن | دید | بین |
| گفتن | گفت | گو |
| آمدن | آمد | آی |
رابطهٔ میان این دو بن همیشه با یک قاعدهٔ ساده قابل پیشبینی نیست. به همین دلیل، رساله در پیوست فهرستی از فعلهای بیقاعده یا مهم ارائه میکند.
این نکته نشان میدهد که همهٔ تغییرات آوایی را نمیتوان از یک صورت پایه به کمک چند قاعده به دست آورد؛ بعضی صورتها باید جداگانه در واژگان ثبت شوند.
نتیجهٔ اصلی رساله به زبان ساده
پیام اساسی کتاب را میتوان چنین خلاصه کرد:
نظام آوایی فارسی مجموعهای تصادفی از صداها نیست، بلکه دستگاهی منظم و دارای محدودیت است.
این نظام مشخص میکند:
- چه واکهها و همخوانهایی وجود دارند؛
- کدام تفاوتهای صوتی معنی را تغییر میدهند؛
- چه صداهایی میتوانند کنار هم قرار گیرند؛
- هجا چه ساختی دارد؛
- واژههای خارجی چگونه با فارسی سازگار میشوند؛
- هنگام افزودن پسوند یا شناسه چه تغییراتی رخ میدهد؛
- کدام تغییرات آواییاند و کدام به ساختمان صرفی کلمه وابستهاند.
ارزش ویژهٔ پژوهش
یکی از امتیازهای اصلی رساله این است که فقط فهرستی از صداهای فارسی عرضه نمیکند، بلکه میکوشد آنها را بهصورت یک نظام مرتبط توضیح دهد:
- نخست واحدها، یعنی واکهها و همخوانها را تعیین میکند.
- سپس امکان ترکیب آنها را بررسی میکند.
- بعد قواعد تغییر آنها را توضیح میدهد.
- ساختمان هجا را مشخص میکند.
- در پایان نشان میدهد که واجشناسی چگونه با صرف و واژهسازی پیوند میخورد.
بنابراین این کتاب را میتوان توصیفی منظم از معماری صوتی زبان فارسی دانست، نه صرفاً جدولی از حروف و تلفظها.
خلاصه رساله «واج شناسی فارسی» در یک جمله
فارسی دارای شش واکه، مجموعهای منظم از همخوانها، هجایی با حداکثر یک همخوان در آغاز و دو همخوان در پایان، و قواعدی است که تلفظ واژهها را بهویژه هنگام پیوستن تکواژها و پسوندها تنظیم میکنند.
( این معرفی – البته نه خود کتاب که به زبان آلمانی است!! – به کمک هوش مصنوعی «چت جی پی تی» تهیه شده است.)
در نوشتهٔ آینده:
این بحث ها به درد چه کسی میخورَد؟