ابتدای سرگذشت

کاخ آپادانا در تخت جمشید: سرباز پارسی (پیش) و ماد (پس)

آنچه که مطالعه می کنید، دربارۀ اوضاع و تحولات سیاسی، جغرافیایی، قومی و زبانی سرزمین های آذربایجان وکردستان در دوران باستان است.

من باستان شناس نیستم. زبان شناسی و شرق شناسی خوانده ام و به مطالعۀ علمی و مدرن تاریخ و زبان جوامع، به خصوص در رابطه با ایران، ترکیه، قفقاز، افعانستان و آسیای مرکزی علاقهٔ بسیاری دارم.

در کتاب ها و مقاله های دیگر هم کوشش کرده‌ام در کنار افزایش آشنایی خود با پیشرفت های جدیدتر علمی در این زمینه‌ها، آنچه راکه میخوانم، تا حدی که درک میکنم، با زبانی ساده و همه فهم به دیگران نیز انتقال دهم. آخر حیف است آن همه دانشمند پرارزش و بی‌مانند سالها زحمت بکشند و دانش خود را به قلم بیاورند و ما از آن غافل بمانیم، یا اینکه خود را بی‌نیاز از آن بپنداریم.

ضمن مطالعه برای دو فصل اول این کتاب یک کورس آن لاین «ژنتیک» برداشتم، زیرا دورۀ پیش از مادها اصولاًً مربوط به پیشاتاریخ میشود. طبعا ً ازاین دوره آثار نوشتاری وجود ندارد و به ویژه در همین گونه شرایط است که ژنتیک (و البته باستان شناسی) میتواند به درک ما از تحولات پیشاتاریخ که درنهایت منتج به مهاجرت مادها و پارسی ها به ایران شده، کمک نماید.

شکی نیست که پیشرفت شگفت انگیز تکنولوژی ژنتیک در دوـ سه دهۀ گذشته به درک ما از موضوعات زبان شناسی، تاریخ و باستان شناسی کمکی بسیار مشخص و قابل سنجش کرده است. از نظر موضوعِ این کتاب و به خصوص نخستین فصل های آن نیز برای من جالب بود که با آخرین بررسی های ژنتیک و باستان شناسی در رابطه با چند و چون مهاجرت نخستین اقوام ایرانی زبان به فلات ایران وگسترش زبان های هندواروپايی در پهنای آسیای جنوبی و غربی (ایران و هند) آشنا شوم.

از نظر تاریخ باستان، آنچه که ما امروزه به عنوان آذربایجان و کردستان می شناسیم، ابتدا بخش مهمی از نخستین دولت ایرانی ماد (۶۴۹-۵۴۹ پ.م.) بود که از اواخر هخامنشیان یعنی از ۲۳۰۰ سال پیش به بعد با عطف به «ساتراپ» یا فرمانده کلّ آن، آتروپات، نام «آتورپاتکان» را گرفت. نام کنونی ‌«آذربایجان» آخرین شکل تغییریافتۀ آن نام تاریخی است.


اولین ها


اولین تمدن ها، اولین شهرنشینی ها، اولین تجربۀ سکونت وکشاورزی و اولین خط و نوشتار در بین النهرین (میانرودان، میان دو رود دجله و فرات در عراق، ترکیه و ایران کنونی) و مصر باستان بوده است. این تمدن هاکه تقریبا هفت تا پنج هزار سال پیش آغاز یافتند، به دنبال پیدایش و تکامل نخستین آبادی ها، دامداری و کشاورزی،‌ عبارت بودند از سومر (یا شومر)، مصر، آشور (یا آسور)، بابل، اکد و عیلام (یا ایلام).

از این تمدن ها، دولتداری و تمدن عیلام در سرزمین کنونی ایران (خوزستان، پارس، لرستان، جنوب عراق) قرار داشت. با این حساب عیلام اولین تمدن و دولت در سرزمین کنونی ایران بود. تمدن های دیگری که نام بردیم، در همسایگی و نزدیکی ایران کنونی قرار داشتند.

در آن دوره ها چیزی به نام «ایران» وجود نداشت، زیرا اقوام پارس و ماد هنوز از سرزمین های شمالی «اورآسیا» به سرزمین کنونی ایران نیامده بودند. این اقوام تقریبا ً تا ۳۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش از شمال و شرق ایران کنونی (وشاید هم تا اندازه ای قفقاز) وارد فلات ایران شده و آن را از نگاه قوم و زبان «ایرانی» کردند.

هر دو زبان مادی (که از بین رفته، و درواقع از بین نرفته، بلکه در پارسی مستحیل شده) و پارسی از خانوادۀ زبان های ایرانی و این خانوادۀ زبانی نیز به عنوان یک زیر شاخۀ زبان های هندوایرانی از خانوادۀ بزرگ زبان های هندواروپايی هستند.


«ماتا» یا ماد

دولتداری ماد که حدود ۲۷۰۰ سال پیش به دنبال اقوام ماد به شمال، مرکز و غرب ایران شروع شد، دومین تمدن و دولتداری در سرزمین های ایران کنونی است.

نخستین اشاره ای که در تاریخ به اقوام ماد شده، مربوط به سنگ نوشته های شلمنصر سوم، پادشاه آشور (۸۵۰ پ.م.) است.

در آن دوره، دولت ماد احتمالاً مناطق کنونی آذربایجان، کردستان و بخشی از کرمانشاهان را دربرمیگرفت. هرودوت، مورخ یونان باستان، تأسیس دولت ماد و پایتخت آن اکباتان (همدان کنونی) را حدود ۷۱۵ سال پیش از میلاد می شمارد. اما احتمالاً این کار به دنبال اتحاد اغلب قبایل ایرانی زبان ماد یعنی بعد از سال ۶۲۵ پ.م. انجام گرفته است.

مادها ابتدا در همدستی با دولت بابل (در عراق کنونی) دولت آشور را شکست دادند و سپس بر دولت اورارتو (در شمال غربی ایران کنونی) چیره گشتند. آشور و بابل درنتیجۀ اختلافات داخلی و حملات قبایل بیابان گرد سکا (اسکیت) و کیمِر (یا سیمِر) ضعیف شده بود و مادها قدرت جدید منطقه به شمار می آمدند.

مدتی بعد نوبت قدرت گرفتن قوم دیگر ایرانی زبان یعنی پارسی ها فرا رسید.

درسال ۵۵۰ پ.م. کورش دوم هخامنشی یا«کورش بزرگ» بر دولت ماد پیروز شد و آن را بخش مهمی از امپراتوری بزرگ ایرانی خود نمود که دامنه اش تا مصر، دریای مدیترانه و آناتولی می رسید.

دورۀ آمیزش سیاسی، فرهنگی و قومی ماد ها شروع شده بود. مادها و سرزمین آنان در دورۀ هخامنشی مقام بلندی داشتند.

ماد که در این میان آذربایجان، کردستان، شرق آناتولی، شمال عراق وبخشی از قفقاز و از ری تا اصفهان مناطق مرکزی ایران را دربرمیگرفت، احتمالاً جزو مهم ترین استان ها یا «ساتراپی»های امپراتوری هخامنشی به شمارمیرفت. هر ساتراپی در اختیار یک «ساتراپ» یعنی پادشاه منطقه ای قرارداشت که همزمان، نمایندۀ شاهنشاه هخامنشی در آن منطقه نیز بود. پارسی ها آداب و رسوم یکجانشینی و دولتداری را از مادها فرا گرفتند، همانگونه که خود مادها نیز فنون یکجانشینی و دولتداری را از آشوریان و دیگر اقوام بین النهرین و آنان نیز از سومریان آموخته بودند.

اصولاً مرحلۀ دوـ سه هزار سالۀ پیش از میلاد و هزار سال بعد از آن (یعنی مجموعا ً سه ـ چهار هزار سال) دورۀ مهاجرت اقوام گوناگون از «اوراسیا» (اروپاـ آسیا) یعنی سرزمین های شمالی وشمال شرقی ایران تا اوکراین کنونی به بین النهرین، آناتولی، هندوستان، ایران، خاورمیانه و اروپا بود.

در اواخر هخامنشیان، ساتراپی ماد در دست فرماندهی مادی به نام «آتروپات» قرار داشت که یکی از فرماندهان مهم داریوش سوم در جنگ با یونان بود.

هنگامیکه در سال ۳۳۱ پ.م. اسکندر مقدونی دولت هخامنشی را درهم شکست، سرزمین های ایران بین فرماندهان اسکندر تقسیم شد. جنوب ماد و دیگر سرزمین های هخامنشی به یکی از فرماندهان او به نام «سلوکوس» رسید. سلوکوس یک سلسلۀ موروثی تأسیس کرد.

از این جهت این دودمان را «سلوکیان» مینامند.

و اما اسکندر پذیرفت که شمال غربی ماد که بخش کوچکی از ماد بود، همچنان در دست آتروپات باقی بماند، زیرا آتروپات، زمانی که دید مقاومت در برابر نیروهای مهاجم اسکندرنتیجه نخواهد داد، به طرفداری از او برخاسته بود. از آن به بعد این منطقه با نام «آتروپاتن» یعنی «سرزمین آتروپات» معروف شد.

آن گونه که خواهیم دید، ریشۀ جاینام «آذربایجان» از همین نام است.

به گفتۀ دانشمندانِ این حوزه، «آتروپاتن» علاوه برسرزمین های کنونی آذربایجان و کردستان (از جمله بانه، سلیمانیه، زهاب و سنندج) سرزمین های دیگر همسایه را نیز دربرمیگرفت (۱).

دقیقا ً معلوم نیست که دودمان آتروپات که پس از حملات اسکندر حکومتی نیمه مستقل درگوشه ای از امپراتوری هخامنشی شده بود، تا چه زمانی بر این سرزمین حکمرانی کرده و چگونه تحول یافته است. اما میدانیم که در دورۀ زوال سلوکیان و برآمدن اشکانیانِ ایرانی از شرق و رومیان از غرب، بخش هایی از آتروپاتن مدتی تحت حاکمیت ارمنستان و بعدها اشکانیان قرار گرفته بود. به هرحال چنین به نظر میرسد که در دورۀ اشکانیان و قطعاً در زمان ساسانیان، آتروپاتن (مانند دورۀ هخامنشی) کاملا ً به یک مرزبانی یا ساتراپی عادی ایرانی تبدیل شده است.

در دنیا دانشمندان انگشت شماری بودند و تعداد کمتری هنوز هم هستند که در این حوزه و دورۀ تاریخ به راستی متخصص هستند، زیرا تسلط بر تاریخ، زبان و فرهنگ این دوره، دانش چندین لایه ای زبان و خط، مردم شناسی، تاریخ باستان، و مطالعۀ ده ها فرهنگ و تمدن مختلفِ منطقه را ایجاب میکند که هیچکس نمیتواند حتی اگر دانش، عزم و امکانش را هم داشته باشد، این کار
را به تنهایی انجام دهد. از سوی دیگر منابع قابل استفاده در این حوزه ها بسیار کم هستند و برخی از آنها حتی رمزگشایی هم نشده اند.‌

از نظر جغرافیایی تمرکز اصلی من در این بررسی ها اساسا ً آذربایجان و کردستان کنونی خواهد بود که در دوران باستان «آتروپاتن» یا «سرزمین آتروپات» نامیده میشد. از نظر موضوعی، اساسا ً به تحول زبانی و قومی مردم این منطقه در بستر روندهای سیاسی آتروپاتن توجه خواهم کرد. سعی خواهم نمود با بازگویی نوشته های تاریخ نگاران و مردم شناسان معتبر نشان دهم که دراین منطقه، از دوران پیش از ماد، یعنی از دست‌کم سه هزار سال پیش به این سو، ده‌ها قوم و قبیله زیسته، آمده و رفته، و همزمان با جنگ وگریز، صلح، تجارت و خویشاوندی، با یکدیگر آمیزش یافته اند. در این دوره در منطقه مورد بررسی ما نسل کشی و یا کوچ اجباری بزرگی نسبت به ا‌ین یا آن قوم وگروه اجتماعی انجام نگرفته، اما زبان و دین مردم دچار دگرگونی شده و ترکیبِ به اصطلاح «قومی» وژنتیک آنان پیوسته وهربارکمی رنگارنگ ترومختلط ترگشته است.

در شرح موضوعات مربوط به قومیت و زبان در ماد آتروپاتن از منابع دانشگاهی غربی و روسی در حوزۀ مادشناسی و تاریخ باستان استفاده خواهد شد. همۀ نظریات مطرح شده در این نوشته از همین منابع گرفته شده اند که در پایان کتاب زیر عنوان «منابع اصلی» خواهید یافت. در مواردی که گمان میرود موضوع طرح شده ممکن است باعث بحث و اختلاف نظر شود، منبع دقیق داده خواهد شد.

این کتاب در اصل مجموعه ای از مقاله هایی است که من در ده ـ پانزده سال اخیر با استفاده از منابع معتبر دانشگاهی دربارۀ ماد و آتروپاتن نوشته و درتارنمای شخصی خود «چشم انداز» منتشر کرده ام. هر کدام از این نوشته ها به صورت مقاله ای مستقل منتشر شده بود. من این مقاله ها را به صورت یک سلسله طرح ریزی کرده بودم، تا درنهایت به کتابی نسبتا ً جامع
تبدیل شوند. از سوی دیگر برخی از اطلاعاتی که به نوعی به ماد و آتروپاتن باستان مربوط میشود، در چند سال گذشته تکمیل و به اصطلاح «به روز» شده‌اند که می بایستی در کتاب حاضر در نظر گرفته میشد.

با این همه، نباید تعجب کردکه برخی از نکات این یا آن فصل (مانند مرزهای تقریبی و نام آتروپاتن) در یکی دو فصل دیگر هم به نوعی تکرار شده است. دوستان ویراستار که ضمناً دنیای انتشارات دیجیتالی را بهتر می شناسند، میگویند که این، اتفاقاً جنبۀ مفیدی هم دارد. به نظر آنها در دنیای کنونی احتمال اینکه کسی مثلاً یک کتاب در فرمت «پی.دی.اف» را با علاقه و دقت لازم از اول تا آخر آن بخواند، زیاد نیست. به نظر آنان، خوانندگان معاصراحتمالاً هر از گاهی یکی دو فصل کتاب را، آن هم نه لزوماً پی درپی، مطالعه خواهند کرد. در آن صورت اتفاقاً تکرار بعضی نکات مهم دور از فایده نخواهد بود.

امیدوارم تألیف و نشر این کتاب، از طریق بازگویی علمی تاریخ با زبانی ساده و مختصر، تا اندازه‌ای به افزایش درک تاریخ باستان این منطقه و احترام متقابل میان همۀ گروه های مردم آن، صرف نظر از زبان، مذهب و احساسات تاریخی و قومی آنان، کمک کند.

بدون شک پیش از آمدن پارسی ها و مادها به سرزمین های ایران نیز، بودند اقوامی که در این جغرافیا می‌زیستند. اطلاعات ما دربارۀ آنان بسیار کم است. ضمناً در پنجاه سال گذشته دانشمندان وگروه‌های بین‌المللی ژنتیک باستان‌شناسی (آرکئو ژنتیک) به کند و کاو تاریخ تحولات ژنتیک اقوام مختلف جهان (از جمله منطقۀ مورد بحث ما) پرداخته و نتایج فوق العاده
جالبی به دست آورده‌اند که به مراحل مختلف باستان شناسی) یعنی پیشاتاریخ مربوط میشود.
 
اگرچه این حوزه مستقیماً به موضوع کلّی کتاب حاضر چندان مربوط نیست، اما به‌طور مختصر به این یافته‌ها نیز اشاره خواهیم‌کرد. لیکن ابتدا شروع کنیم از اینکه ایران در چه دوره‌ای و چگونه ایرانی، یعنی از یک سو مادی و از سوی دیگر پارسی شد، تا اینکه این دو قوم خویشاوند، با یکدیگردرآمیختند و همراه با عیلامیان در جنوب غرب، نخستین هستۀ ایرانزمین را به وجود آوردند.

تابستان ۱۳۴۲،

عباس جوادی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  • مثلاً ن. دیاکونوف، تاریخ ماد، ص. ۱۰۸-۱۰۷، ۱۱۸-۱۱۵

این نوشته، پیشگفتار کتاب «از آتروپاتن باستان تا آذربایجان و کردستان» است که در سال ۱۳۴۲از سوی انتشارات «مروارید» در تهران چاپ شد. برای دریافت رایگان همۀ کتاب روی تصویر زیر کلیک کنید:

نویسنده: Abbas Djavadi

Born in Iran, Abbas Djavadi studied linguistics and oriental studies in Austria, Turkey, and Germany (Ph.D.), taught in Cologne, and worked during 1985-2019 at Radio Free Europe/Radio Liberty (RFE/RL) as a journalist, service director, and regional manager.

پاسخی بگذارید

بیشتر از چشم انداز کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب