با ماسک «فدرالیسم»

عباس جوادی – خیلی ها فکر میکنند موضوع کریمه، اوکرائین و روسیه به ما ایرانی ها، یا ترک ها، عرب ها، افغان ها و یا کُرد ها مربوط نیست. البته که مستقیما مربوط نیست. اما یک کمی دقیقتر نگاه کنید: کریمه با یک باصطلاح «همه پرسی» که در زیر سایه سربازان و تانک های روسی انجام گرفت خودش را اول از اوکرائین جدا کرد و بعد به روسیه الحاق نمود. خوب، این «حق تعیین سرنوشت» است  – طوری که میگویند،  و از زمان شوروی مُد شده است، جناب استالین این را مُد کرد، «هر کس میخواهد باید بتواند جدا شود»، البته این شعار فقط برای دیگران به کار گرفته میشد و نه برای ملت های خودی. ملت های کوچک و بزرگ خودی مانند تاتار ها را از یک نقطه به یک نقطه میفرستادند و فعالین اش را به سیبری تبعید میکردند.

آقای پوتین برنامه های بیشتری برای اوکرائین دارد، شاید هم در ضمن برای قزاقستان، مولدووا و، چه کسی میداند، شاید هم برای دیگر کشور های سابق شوروی و یا منطقه.

سفیران و نمایندگان ایشان همه جا تبلیغ میکنند که در بخش های دیگر اوکرائین هم باید  از آن «همه پرسی» ها انجام گیرند: هنوز میخواهید در اوکرائین بمانید؟ بهتر نیست اوکرائین تبدیل به یک «فدراسیون» شود؟ یعنی هر منطقه، هر قوم و گروه ملی یا زبانی یا مذهبی با زبان و لهجه محلی خودش، با وزارت های خودش، با نیروی پلیس خودش، مالیات را هم خودش جمع کند… یا اینکه اصلا میخواهید به روسیه ملحق شوید؟ به «مام روسیه»؟

دوما ی دولتی روسیه (مجلس نمایندگان این کشور) لایحه قانونی را بحث میکند که قرار است اخذ تابعیت روسیه را تسهیل کند. روسیه به اتباع قزاقستان، قیرغیزستان، تاجیکستان، آذربایجان، مولدووا، اوکرائین، بلاروس و غیره به سادگی شناسنامه و گذرنامه روسیه میدهد. فردا اگر این اتباع جدید روسیه مثلا در قزاقستان خواستار «خود مختاری» و سپس استقلال و بالاخره الحاق به روسیه شدند هیچ تعجب نکنید. سناریوی کریمه هنوز اولین آزمایش است.

در این رهگذر شعار های «خودمختاری» و «فدراسیون» مبلغین کرملین در همه جا طنین افکنده اند. اما در خود روسیه از خودمختاری و حقوق بیشتر برای تاتار ها و چچن ها خبری نیست. جواب آنها سرکوب است. درست مثل زمان لنین و استالین، همان زمانی که این شعار های «حق تعیین سرنوشت» را بخصوص در میان جنبش های چپ و کمونیستی  مُد کردند اما خودشان دست به کشتار جمعی تاتار ها و چچن ها زدند و میلیونها نفر از همه ملل و اقوام خود شوروی از جمله خود روس ها را تبعید کرده به سیبری و یا سرزمین های دیگر فرستادند و در سرما و گرسنگی به مرگ محکوم نمودند: اوزبک ها را به اوکرائین، آذری ها را به سیبری و روس ها را به قزاقستان. ما ها هم در کشور های عقب مانده ای مانند ایران از دهانمان آب حسرت جاری میشد که در سرزمین شورا ها همه ملل در انتخاب سرنوشت خویش آزادند.

حالا آیا همان سناریو تکرار میشود؟ در گذشته و حال ایران و همسایه هایش چند نمونه از این «خودمختاری» ها و «فدراسیون» ها داشتیم و داریم؟ فکر میکنید این به ما ایرانی ها مربوط نیست؟ یک کمی به دور و برتان نگاه کنید…

——————————————

در ضمن بخوانید:

Russia’s Plans to Partition Ukraine

آیا «سناریوی کریمه» میتواند در آسیای مرکزی تکرار شود؟ (ویدئو به زبان روسی)ادامه خواندن

این «فدرالیسم» خیابان یکطرفه است؟

م. ت. – خواهش میکنم یک آدم واقعا مطلع از دوستان کرد و یا آذربایجانی که طرفدار فدرالیسم و یا اگر با تعبیر خودمانی بگوئیم خودمحتاری است به این جواب بدهد. آقای آهنگری از حزب دمکرات کردستان ایران میگوید حزب ایشان تجزیه طلب نیست بلکه طرفدار حفظ تمامیت ارضی ایران است. خوب، خبلی خوب، اما در واقع این تعریف «فدرالیسم» و یا خودمختاری را هم اضافه میکند که  باید «اداره کردستان به دست کردها ومشارکت کردها در اداره ایران» باشد. مییدانید این یعنی چه؟

در همین سایت شما یک جائی نوشته بودید که در عراق امروز حکومت اقلیم کردستان «فدرالیسم» را چطور کاملا به نفع خود ش تعریف و اجرا میکند. بنده آنجا رفته و دیده ام. پرچمشان از عراق جداست. ارتش مستقل خودشان را دارند. پلیس شان جداست. زبان مدرسه ها صرفا کردی است و عربی فقط در چند مدرسه مخصوص اقلیت ها و مهاجران تدریس میشود. برای خودشان و با وجود اعتراض حکومت مرکزی بغداد با شرکت های خارجی مذاکره میکنند و قرار داد می بندند.  در مرز ها کنترل دست کرد هاست. گمرک را هم خودشان میگیرند. اما رئیس جمهور عراق و کلی از رهبران دولتی عراق کرد است. 17 درصد درآمد کل عراق را هم میگیرند. یعنی کرد ها حداکثر حق و سهم  و اختیارات را در حکومت عراق دارند اما در قبال عراق و حکومت ملی و مرکزی آن هیچ مسئولیتی را قبول نمیکنند. فقط پول ملی ندارند. معاملات هم که به هر حال با دلاراست. چیزی نمیدهند اما همه چیز میگیرند و بیشتر هم میخواهند. «فدرالیسم» که میگوئید همین است؟ اینکه از مستقل شدن هم بهتر است!

یکی از فامیل های ما که از نزدیکان مرحوم شاپور بختیار بود تعریف میکرد زمان نخست وزیری مرحوم بختیار مرحوم دکتر قاسملو برای مذاکره می آید تا توضیح دهد که منظور حزب دمکرات از «آزادی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» چیست. کلی هم تعریف میکند و لیست میدهد که به عنوان «خود مختاری» چی و چی و چی میخواهند و در مقابل طرفدار آزادی و تمامیت ارضی ایران هستند. آقای دکتربختیار هم آخر صحبت برگشته و به شوخی به مرحوم قاسملو میگوید: «آقای دکتر قاسملو، با این چیز هائی که شما به عنوان خود مختاری برای کردستان ایران میخواهید بیائید عوض کنیم و بگوئیم آزادی برای کردستان و خود مختاری برای ایران»!… ادامه خواندن