تجزیه ترکیه؟

turkey-flag
در حکومت، احزاب سیاسی و محافل ملى و ملى گراى تركيه واهمه اى فزاينده شایع شده است: جنبش كُرد ها چه در داخل تركيه و چه در كشور هاى همسايه عراق و سوريه بسوى اتحاد همه كرد هاى منطقه و در نتيجه تجزيه تركيه ميرود.

آيا اين واهمه طورى كه برخى ديگر و بخصوص كرد ها ميگويند واقعا بى اساس است؟

عراق و سوريه را كه بگيريد تصوير دو باصطلاح كشور بى در و پيكر، بى حكومت، دچار اغتشاش و خشونت، نفرت قومی و مذهبی، بى اتوريته و در حال فروپاشى را خواهيد ديد. داعشيان بعنوان نيروئى مخرب و عهد حجرى هم مزيد بر علت شده اند. در حاليكه حكومت مركزى عراق و دولت بشار اسد قادر نيستند بدون كمك خارجى در مقابل گروه هاى رنگارنگ القاعده و داعش و ديگر نيروهاى افراطى و بنياد گرا قدرتى از خود نشان دهند و دولتدارى خود را اثبات كنند، نيرو هاى مسلح كرد ها چه در عراق و چه اخيرا در شمال سوريه نشان داده اند كه هم قدرتى منظم و با ديسيپلين هستند كه به يك انديشه و سازماندهى حكومتى و سياسى تكيه ميكنند، هم واپس گرا و دچار توهمات و تعصبات دينى و مذهبى نيستند، هم طرفدار حقوق زنان و انديشه هاى معاصر تجدد هستند و هم در سطح بين المللى طرفدار همكارى و هميارى با جامعه بين المللی هستند بدون آنکه مثل بعضی از دولت ها و گروه هاى ديگر منطقه، اهل شعار و “مرگ بر اين و مرگ بر آن” باشند.

در منطقه  خدازده ما، ظاهرا کرد ها هستند که در ميان اينهمه دولت های مستبد و متعصب و هفتاد و دو گروه تند رو و خشونت پرست تبديل به تنها نيروى موثر، معاصر وآلترناتيو در مقابل داعش و عربستان و ديگران شده اند.

دور، دور كرد هاست؟

دور دور کرد هاست. اما اتفاقا این مایه نگرانی بسیاری در ترکیه شده است.

و نه فقط در ترکیه.

و نه همیشه بدون دلیل.

ایران هم دلیل دارد نگران باشد اما این واهمه را چندان نشان نمیدهد.

علت اصلی نگرانی این نیست که کرد ها در مقابل داعش مقاومتی موفق دارند و آنها را پس میزنند. کسی در استقبال از این موفقیت های کرد ها که با کمک نیرو های آمریکائی بدست میاید دودل نیست.

دودلی از آن است که «بعد چی؟» عراق و سوریه دچار آشوب و جنگ داخلی شده اند. اما این که کرد ها در هر چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه زندگی میکنند و سرزمین آنها بین مرزهای این کشور ها تقسیم شده است مایه نگرانی دو کشور دیگری است که هنوز دچار التهاب و آشوب نشده اند: ترکیه و ایران – دو قدرت بزرگ منطقه، دو قدرتی که خودشان هم اقلیت های کرد زبان دارند.

در ترکیه حزب غیر قانونی «کارگران کردستان»  (پ ک ک) 35  سال است که بر ضد دولت ترکیه جنگ مسلحانه میکند و با شاخه علنی خود یعنی حزب «اتحاد دمکراتیک خلق ها» (ح د پ، معروف به حزب کردهای ترکیه) در افت و خیز مذاکرات با دولت ترکیه برای حل مسالمت «مسئله کردها» ست، همان ح د پ  که اخیرا در انتخابات پارلمانی کشور 80 کرسی را از آن خود کرد: قدرتی به اندازه حزب ناسیونالیستی «حرکت ملی ترکیه».

موضوع کردستان ایران و روابط تنگاتنگ پ ک ک با گروه پژاک بحث دیگری است برای فرصتی دیگر.

قدرتمند ترین گروه کرد های سوریه، پ ی د، روابط بسیار نزدیکی با حکومت کردستان عراق و بخصوص پ ک ک ترکیه دارد.

در ترکیه پ ک ک و ح د پ ظاهرا طرفدار ایجاد یک کردستان مستقل عبارت از چهار گوشه چهار کشور منطقه نیستند. آنها حتی در یکی دو سال گذشته گفته اند که میخواهند از پوسته قومی و فقط کردی بیرون آمده تبدیل به حزب سرتاسر ترکیه شوند و برای اهداف دمکراسی و رفاه برای همه مردم ترکیه اعم ار ترک و کرد و سنی و علوی مبارزه کنند. اما آنها شرطی ناگفته میگذارند که در عمل و هر گامی که برمیدارند عیان میشود و آن اینکه  دولت ترکیه نیز باید متقابلا آماده تقسیم قدرت باشد، سیاست تکیه تنها به قومیت و زبان ترکی را بس کند، حق تحصیل زبان مادری، «مدیریت محلی کردها» و «دیگر اقلیت ها» را برسمیت بشناسد و مشترکا با کرد ها قانون اساسی کشور را عوض کند و برنامه «گذار به یک نظام چند قومی و پلورالیستی» را تهیه نموده به مرحله اجرائی در آورد.

آیا همه این شرط و شروط بمعنی متلاشی شدن دولت ترکیه نیست؟

یکی از نمایندگان ملی گرای مجلس ترکیه اخیرا با لحنی شوخی آمیز اما تلخ و نگران میگفت: من نمیدانستم ما در ترکیه اینقدر اقلیت ها و گروه های قومی و زبانی و مذهبی داریم. تا حالا ما از ترک و کرد و سنی و علوی با خبر بودیم. اما حالا که گروه بازی مُد شده، هر ده پانزده نفر یکجا جمع میشوند، یک پرچم و يك نقشه جغرافيائى برای خودشان درست میکنند و میخواهند با تهدید اعلام استقلال با دولت وارد مذاکره شوند.

اگر قدرت را تقسیم نکنید، مجبور خواهید شد دولت را تقسیم کنید

بهر حال، اگر این برنامه «سازش ملی» ترک ها و کرد ها حتی از سوی قاطبه مردم ترکیه مورد قبول هم قرار گیرد ولی بطرز دقیق برنامه ریزی و اجرا نشود، با درنظر گرفتن شرایط منطقه و وضع عراق و سوریه،  دور از احتمال نیست که شاید نه در کوتاه مدت، اما در میان مدت به تزلزل و یا انشعاب در اتحاد ملی و سیاسی جمهوری ترکیه منجر گردد.

البته این همه مربوط به درایت دولت ها و نیروهای سیاسی ترکیه میشود که سرنوشت بعدی کشور خود را چگونه رقم میزنند. دولت آقای اردوغان با وجود اجرای یک رشته اصلاحات جدی سیاسی و پیشرفت های اقتصادی، بخصوص در چند سال اخیر رو به تندگوئی، انحصار طلبی و یکه تازی سیاسی و تمایل بیشتر به گفتمان مذهبی سنی گذاشته است که در نتیجه پایه محبوبیت مردمی آن هم طوری که در انتخابات اخیر پارلمانی دیدیم، ضعیفتر شده است. در جریان اصلاحات «اردوغانی» که 12 سال پیش شروع شد، در عین حال که بعضی تند روی های گذشته دولت و ارتش و یا جانبگیری های سیاسی دستگاه قضائی کشور مهار شد اما خود این دستگاه ها تضعیف شد  و اعتماد به نظام سیاسی کشور و اصول بنیانگذاردولت یعنی مصطفی کمال آتاترک بخصوص در رابطه با سمت گیری دمکراسی غربی و تفکیک دین و دولت متزلزل گشت واتوریته ارتش تقلیل یافت.

اینها همه خطر ناتوانی در مقابل فشار های داخلی و خارجی را بیشتر نموده است.

اما یک واقعیت دیگر هم هست. نداهای دمکراسی و حقوق اقلیت ها  و کردها بجای خود، دولت و ارتش ترکیه هنوز آن قدر قوی هستند که جلوی هرگونه خطر جدی به تمامیت ارضی و ملی جمهوری ترکیه را بگیرند.

تركيه هم مانند ايران تجربه طولانى مدت و موفق يك امپراتورى را دارد و راه و رسم دولتدارى را حتى در شرايط بى ثباتى و بحران ميداند.

بیشک کانون هائی هستند که ترجیح میدهند بجای یک دولت مقتدرترکیه، یک دوجین «شبه کشور» های ضعیف و مخاصم هم بوجود بیایند. اما نباید فراموش کرد که ترکیه و ایران، عراق و سوریه نیستند. هیچ کس، حتی کردهای عراق و ترکیه و سوریه هم نمی توانند دولت ترکیه را جدی نگیرند.

دعوتی که بطور روزافزون بگوش میرسد این است: اگر قدرت را تقسیم نکنید، مجبور خواهید شد دولت را تقسیم کنید. ترکیه و همه نیروهای سیاسی آن حتما این پیام را گرفته اند و امید بر آن است که به جدیت آن واقف هستند. تقسیم قدرت و اصلاحات جدی را نمیتوان پشت گوش انداخت و احتمالا چهار پنج سال بعد، دیگر فرصت های امروزی موجود نخواهند بود.

اما در این مرحله نیروهای مخالف و بخصوص کرد ها هم باید نشان دهند که براستی بدنبال تضعیف دولت و ارتش ترکیه  و حاکمیت ملی آن در سرتاسر کشور نیستند و آن وعده های پشت سر گذاشتن «پوسته قومی و فقط کردی» تنها وعده سر خرمن نیستند.

تب منطقه پائین میرود؟

عراق، تقسیم بر سه
عراق، تقسیم بر سه

حدود سه هفته یا بیشتر است که پیشروی داعش در عراق و سوریه کم و بیش متوقف شده است. البته در اینجا سهم کمک های نظامی غربی ها به حکومت عراق و اقلیم کردستان عراق و در عین حال کمک به نیروهای معتدل تر مخالفین سوری بشار اسد کم نبوده است اگرچه بسیاری از گروه های کرُد ترجیح میدهند این توقف حملات داعش را اساسا به حساب پیشمرگه های کرد بنویسند.

آقای رضا ویسی که من شخصا به تحلیل های ایشان از اوضاع منطقه اهمیت و جدیت خاصی قائل هستم در صفحه فیس بوک خود در مورد وضع یکی دو هفته اخیر عراق میگویند: «به نظر می رسد نوعی توازن قوا در عراق برقرار شده است….هیچ طرفی قدرت پیروزی کامل ندارد ولی شکست هم نمی خورد .18 استان عراق بین سه قدرت رقیب تقسیم شده است.داعش عمده مناطق سنی نشین را تصرف کرده اما از تصرف مناطق شیعه نشین و کردنشین عاجز است…شیعیان بر مناطق جمعیتی خود که شامل ۹ استان جنوبی است مسلط هستند و البته بر بغداد اما نه قدرت بیرون راندن داعش از مناطق سنی نشین را دارند و نه سلطه و نفوذی بر مناطق کردنشین…کردها نیز که در مناطق کردنشین سیطره ای تقریبا کامل دارند در مناطق سنی نشین و شیعه نشین کمترین نفوذی ندارند.»

آیا میتوان از یک مرحله جدید «آرامش نسبی» صحبت کرد؟

اگر آن تئوری های توطئه مبنی بر تقسیم دوباره خاورمیانه موردی داشته، میتوان گفت که یک یا دو صحنه آن تقریبا به پایان خود نزدیک شده: عراق عملا به سه قسمت و سوریه به سه و یا چهار قسمت تقسیم شده. اگر چه هنوز هم همه  با همه در حال نزاع  و یا اقلا مبادله اتهامات واقعی و خیالی است و این نزاع گاه بصورت مسلحانه در میاید، اما شدت رویاروئی نظامی ظاهرا کمتر شده است.

حتی اگر این ارزیابی درست هم باشد، نتیجه «نقدی» که فعلا در دست داریم این است که تقریبا همه مردم، کشور ها و ملل منطقه در حال تشنج و خصومت با همدیگر هستند. روابط تجاری و برنامه های عمران و پیشرفت اقتصادی عملا پیش نمیروند و همه در یک هاله تعصب ملی، مذهبی و یا قومی فرورفته اند و نسبت به همسایگان خود با دیده دشمنی و یا حد اقل سوء ظن نگاه میکنند.

ترکیه از نظر داخلی دو محرک بحران دارد: موضوع اقلیت بزرگ کرد ها در کوتاه مدت و علویان این کشور در میان مدت. اگرچه رهبر پ ک ک عبدالله اوجالان ظاهرا طرفدار راه حل مسالمت آمیز حقوق اقلیت کرد در چارچوب یک ترکیه متحد و دمکراتیک است، ظاهرا رهبری نظامی پ ک ک که در شمال عراق مستقر است و احتمالا بعضی نیرو های خارجی مایل به برقراری صلح داخلی در ترکیه نیستند و میخواهند رویاروئی ترک و کرد در ترکیه ادامه یابد و بحران داخلی ترکیه تشدید شود. موضوع محاصره اخیر شهر مرزی کوبانی از سوی داعش و تردید آنکارا در رسانیدن کمک نظامی به پیشمرگه های متحد با پ ک ک در این شهر، زمینه تبلیغاتی وسیعی بر ضد ترکیه شد. بسیاری از گروه های کرد، چه عراقی و سوری و چه ترکی و ایرانی به این تبلیغات دامن زدند و در ایران هم ظاهرا با تسامح قابل توجه مقامات حکومتی، تظاهرات، تبلیغات و جو ضد ترکی پا گرفت و افزایش یافت.

در ایران همچنین بسیاری از گروه های کردی ظاهرا دل به «موج رایج کُردی» منطقه سپرده اند و کوشش میکنند بعنوان بخشی از یک نیروی واحد و قومی منطقه ای با برنامه ای هماهنگ شده و «فرامرزی کردی» عرض اندام کنند – بدون توجه به تعلقات و تمایز های ملی و مرزی.

خیالات و رویا ها بسیارند و ترس ها و کابوس ها هم  همچنین.

فکر میکنید با تقسیم عملی (اگر چه نه رسمی) عراق و سوریه، تشنج داخلی این دوکشور اگر هم به  این یا آن شکل ادامه یابد، به باقیمانده منطقه، علی الخصوص ترکیه و ایران صدمه بیشتری وارد نخواهد کرد؟

دقت: هنوز دفتر تقسیمات عراق و سوریه بسته نشده و این تقسیمات رسمی و نهائی نشده اند.

تکروی ها و مستبد خوئی ها، فشار ها و محدودیت ها، خرافات و تعصب، فرهنگ باور به شایعه و مبالغه، عدم تعامل و تسامح با دیگران، محروم کردن دیگران از حقی که برای خود قائل میشویم، خود برتر بینی، فقدان رفاه و آزادی ها و همچنین رشوه و فساد را هم که واگیر منطقه است به همه اینها اضافه کنید که همگی و هرکدام به سهم خود احتمال گشایش و حل عملگرایانه و واقع بینانه مشکلات را حتی دشوار تر هم میکند…

حتی در مورد  ایران و ترکیه اش هم که تا حال نسبتا از رویاروئی های مستقیم و خشونت هائی از نوع عراق و سوریه در امان مانده اند، تصور اینکه بلائی رسیده بود اما بخیر گذشت، ممکن است به شما احساس دلپذیری ببخشد، اما این احساس، بی شک زودهنگام و باورکردنش بسیار سخت است.

هنوز باید از این رودخانه آب ها (و میترسم خون های) بسیاری جاری شوند و خرابی های بیشتری بار بیاید تا مهره های گوناگون بر سر جای خود بنشینند.

در این میان حیف مردم این منطقه – چه عرب و چه کرد، چه ترک و چه ایرانی، چه سنی و چه شیعه و چه مسیحی.

حیف مردم بیگناهی که بی خانمان میشوند، ثبات و آرامش زندگیشان زیر و رو میشود، آواره و سرگردان میشوند.

حیف کودکان که از تحصیل و تغذیه و بهداشت لازم محروم میمانند.

و صرفنظر از اینکه در کوتاه مدت چقدر تهران و آنکار برد و باخت داشت و خواهد داشت و کرد ها و عراقی های سنی و یا طرفداران بشار اسد پیشروی و پسروی کردند – حیف سال ها و دهه هائی که همه این خاورمیانه  پدر مرده در داشتن یک زندگی آرام و صلحجویانه داخلی و منطقه ای از دست داده و میدهد…

و ما هنوز هم تمام گناهان کبیره و صغیره این را در دیگران جستجو میکنیم، در حالیکه هیچکداممان معصوم و بری از گناه نیستیم.

 

 

 

اوجالان و پ ک ک – یک منشاء بحران بین ایران و ترکیه

عبدالله اوجالان، رهبر پ ک ک
عبدالله اوجالان، رهبر پ ک ک

برای مدتی طولانی در تاریخ قرن بیستم، تصور عمومی چنین بود که هر وقت موضوع شورش های کردها در ایران و یا ترکیه حاد شود و یا در مورد حرکات و فعالیت های غیر قانونی در نواحی مرزی، دولت های آنکارا و تهران غالبا با همدیگر همکاری و همدستی میکنند و حد اقل تبادل اطلاعات مینمایند چونکه هر دوی این دولت ها در این رابطه «نگرانی های مشترک» دارند. امروزه با تغییرات در اوضاع داخلی عراق و سوریه و در ضمن ادامه بیش از 35 سال شورش و مقاومت مسلحانه کردهای ترکیه که بیشتر تحت لوای پ ک ک (حزب کارگران کردستان) انجام میگیرد، این وضع هم ظاهرا در حال تغییر است.

در یکی دو سال اخیر روابط ایران و ترکیه رو به سردی گذاشت. اگرچه این سردی در واقع به خصومت متقابل تبدیل شده، اما این خصومت هرگز از سوی مسئولان جمهوری اسلامی و یا حکومت آقای رجب طیب اردوغان آشکارا بزبان آورده نمیشود.

بی شک یکی از محرک های سردی مناسبات این دو کشور همسایه، موضع درست متضاد آنها نسبت به رژیم بشار اسد است. در حالیکه ایران از پشتیبانان اصلی رژیم دمشق (شام) بحساب میاید، آنکارا از همان ابتدا سیاست خود را بر محور سرنگونی بشار اسد متمرکز کرده و در این رهگذر از همه گروه های مخالف و مسلح ضد اسد و حتی گروه های نزدیک به القاعده و تندروهای اسلامی بطور فعال پشتیبانی کرده است.

اما ظاهرا موضوع جریان ها و گروه ها و حتی شخصیت های کردی منطقه هم تبدیل به موضوع جدی اختلاف بین آنکارا و تهران شده است.

در گذشته آنکارا نسبت به حکومت اقلیم کردستان عراق برهبری آقای مسعود بارزانی پیوسته با سوء ظن نگاه میکرد چرا که این حکومتِ عملا مستقل را متحد پ ک ک میشمرد. مدتی است که حکومت ترکیه روابط بسیار نزدیک و صمیمانه ای با دولت آقای بارزانی برقرار کرده است.  تصور آنکارا بر این بوده است که این، برای آرام تر کردن شورش کرد ها در داخل ترکیه سیاستی مفید است و در عین حال منفعت تجاری هم دارد و از سوی دیگر عامل مناسبی برای فشار بر دولت بغداد است که هم بیشتر اعضایش شیعه هستند و هم با ایران مناسبات نزدیکی دارند.

در عین حال آنکارا تصور میکند که از سال 1999، یعنی زمانیکه آقای عبدالله اوجالان، رهبر کاریزماتیک پ ک ک توسط ماموران ترکیه بازداشت و در جزیره «ایمرالی» این کشور زندانی شد، گسست بین او و بدنه رهبری پ ک ک که اغلبشان در کوه های «قندیل» نواحی مرزی عراق-ایران و ترکیه مستقر هستند، بیشتر شده است و در حالیکه اوجالان پیوسته طرفدار راه حلی مبتنی بر مذاکره و خاتمه دادن به برخوردهای نظامی است، باصطلاح «قندیل» میخواهد سیاست رویاروئی با حکومت ترکیه را ادامه دهد و بدین ترتیب از سیاست اوجالان در عمل سرپیچی کند.

یک مورد دیگر سوء ظن آنکارا آن است که ایران هم در این رهگذر نمیخواهد برنامه نخست وزیر سابق و رئیس جمهوری کنونی ترکیه اردوغان مبنی بر «آشتی ملی» با کرد های کشور به نتیجه برسد و بین حکومت آنکارا و پ ک ک صلح برقرار شود و به همین جهت، بنظر آنکارا، ایران از «رهبری ستیزه جوی  پ ک ک در قندیل» دفاع میکند و در عمل میخواهد اوجالان را از اعتبار و نفوذ خود در میان کرد ها بیاندازد.

منابع و رسانه های ترکی اخیرا در چند مورد گفته اند که مضمون «مخابرات رمزى» بین دستگاه های امنیتی ایران و آلمان با «قندیل» را بدست آورده اند که گویا نشان میدهند «قندیل» موضوع محاصره شهر مرزی «کوبانی» از سوی داعش را بهانه کرده سعی کرده اند آن را بغیر از جنبه سوری مسئله، به وسیله ای برای برافروختن آتش شورش و اعتراضات کرد ها در داخل ترکیه تبدیل کنند و گویا  در حالیکه خود اوجالان، رهبر زندانی پ ک ک، مخالف این «جریان سازی» بوده، اما ایران این قبیل کوشش ها را حمایت کرده است.

نتیجه گیری منابع دولتی و امنیتی آنکارا ( طوری که در رسانه ها منعکس میشود) آن است که ایران مستقیما در تحریک کرد های ترکیه و سوریه، استفاده از موضوع کوبانی برای تحریک ناسیونالیسم کردی و تضعیف موضع ترکیه در منطقه و بخصوص متزلزل کردن حاکمیت دولت اردوغان در داخل ترکیه ذینفع است و در این جهت بطور سرپوشیده، اما فعالانه کار میکند.

منابع ترکی علت ایجاد یک جریان طرفداری از دفاع پیشمرگه های کرد از شهر کوبانی را در افکار عمومی ایران و حتی برگزاری بعضی تظاهرات ها در شهر های مختلف ایران در حمایت از کوبانی را  در همین سیاست «ضد ترکی» ایران میشمارند.

رسانه های ترکیه در این مورد دلیل روشنی ارائه نکرده اند. در این میان معلوم نیست ادراه اطلاعات آلمان چرا و چگونه متهم به دخالت در امور داخلی ترکیه و دیگر کشور های منطقه میشود.

————————————

یک مقاله منبع: ینی شفق (استانبول):
Kandil’in Kobani provokasyonlarının hemen öncesinde, İran ve Alman istihbarat birimleri ile yoğun bir temas kurduğu belirlendi. İran istihbaratının dış operasyonlarını yürüten Kasım Süleymani, geçen hafta Kuzey Irak’ta Kandil yönetimi ile bir araya geldi. İstihbarat birimleri, BDP’lilerin sokağa dökülmesi için kurulan ekipteki 11 kişiyi tespit etti.
İran’ın Öcalan’ı tasfiye planı – Yenisafak.com.tr.

از نگاه آنکارا

Erdogan
من در موضوع عراق، سوریه، داعش، کرد ها (شامل اقلیم و بارزانی در عراق و  «پ ک ک» و «پ ی د» در ترکیه و سوریه)، ترکیه، ایران و آمریکا (در مجموع غرب) 8-9 طرف شمرده ام که هر کدام در تعیین روند اوضاع منطقه نقشی بقدر کافی بزرگ بازی میکنند که به تنهائی میتوانند «بازی را بهم بزنند.»

اولویت ها و سیاست های هر کدام از این طرف ها فرق میکند. بعضی ها بهمدیگر نزدیک تر و بعضی ها خیلی دور تر از همدیگرهستند. اسد میخواهد بر سرقدرت بماند. اردوغان برایش داعش مسئله بزرگی نیست اما در داخل ترکیه و در همسایگی اش (هم عراق و هم بخصوص سوریه) شمشیر «پ ک ک» و شعبه سوری آن «پ ی د»  را بالای سرش حس میکند. حکومت اقلیم وضعش ساز است اما از خطر تلاشی عراق و حملات داعش میترسد و ضمنا میخواهد «پ ک ک» و «پ ی د» را هم با خود داشته باشد و در صورت لزوم همه با هم یک دولت مشترک کردستان تاسیس کنند. ایران میخواهد مالکی و اسد  را حفظ کند و در درجه اول از خودش در مقابل هر خطری دفاع نماید. غرب که تا حالا دغدغه سوریه و ایران داشت ظاهرا اولویت اش حالا بیشتر نوزاد درنده ایست بنام داعش که از حمایت نیروهای ضد اسد برخاسته،  تابع هیچ قاعده پیش بینی شونده ای نیست و میخواهد برای برقراری نوعی «خلافت اسلامی» که در نظر دارد، همه چیز را تخریب کند و هر کسی را که در راهش قرار گرفت گردن بزند.

هر کس واقعیتی دارد که لزوما با واقعیت دیگران سازگار نیست – و یا 100% سازگار نیست. ظاهرا همه و هر کس بدلیل دیگری میخواهد داعش را نابود کند – یکی بخاطر آنکه داعش حکومتش را تهدید میکند، دیگری چونکه تمامیت کشورش را بهم خواهد زد و آن دیگری به دلایل دیگر.

اما تا زمانیکه مخرج مشترک نیرومندی نباشد و هر طرف اطمیناان نداشته باشد که سهم خود را از این تلاش خواهد گرفت وارد «بازی» نخواهد شد. احساسات و شعار های مردم این یا آن کشور و رسانه ها مهم است (و اخیرا مهم تر هم شده) اما احتمالا تعیین کننده نیست. مهم تر از همه، «منافع نقد» کشور ها و دولت هاست.

من مدتهاست کوشش میکنم بفهمم که سیاست اردوغان بر چه چیزی استوار است. در اینجا کوشش خواهم کرد فقط موضع حکومت ترکیه را تا جائیکه عقلم میرسد شرح بدهم.

برای ترکیه داعش بد تر از «پ ک ک» نیست

خوشمان بیاید یا نه، برای حکومت ترکیه «پ ک ک» و «پ ی د» (بجهت اتحاد و یکجائی اش با «پ ک ک» که پژاک ایران هم به همین دسته مربوط است) خطری جدی، مستمر و داخلی بشمار میرود – به دو جهت: قبل از همه بخاطر تهدیدی که این جریانات برای تمامیت ارضی ترکیه ایجاد کرده و میکنند و دوم  طوریکه همه حکومت های ترکیه و اکثریت جامعه ترکی ترکیه میگویند بخاطر محیط ترور و دهشت افکنی که بیش از 35 سال است در ترکیه ایجاد کرده اند.

البته «پ ک ک» هم در مقابل خیلی حرف دارد که بگوید – و میگوید، از جمله در مورد سیاست مستمر و دائمی جمهوری ترکیه مبنی بر نه فقط عدم تامین حقوق زبان و اداره محلی کرد ها بلکه اصولا انکار وجود جامعه، قوم، زبان و فرهنگ کرد در ترکیه و سرکوب خونین جریانات قومی و ملی آنها – از زبان و تحصیل گرفته تا اداره های محلی.

حکومت اردوغان اولین حکومت ترک است که آماده شده است در این مورد با کرد ها و حتی «پ ک ک» مذاکره کند – و مدتهاست که  همین کار را هم میکند، هر چند  با اکراه و آهنگی خسته کننده، و با امید آنکه مملکت متلاشی نشود و با حد اقل امتیاز به هدف خود برسد.

داعش، بر عکس، برای ترکیه چیزی خارجی است. حتی اگر هم ادعا های مخالفینِ اردوغان مبنی بر ادامه حمایت آنکارا از داعش را هم جدی نگیریم، مقام داعش از نظر حجم خطر آن برای امنیت ملی ترکیه از دیدگاه دولت اردوغان و بسیاری از ترک ها  قابل قیاس با «پ ک ک» نیست. از این جهت است که اردوغان سیاست دولت خود را که همه وزیرانش آن را اجرا میکنند با این جمله خلاصه کرده است که (برای ترکیه) «داعش و پ ک ک فرقی ندارند.» برای همین هم هست که در این روز های اخیر، هم دبیر کل ناتو ینس اشتولتنبرگ و هم ژنرال آمریکائی مسئول ائتلاف ضد داعش، جان آلن، دست خالی از آنکارا برگشتند.

آنکارا میگوید تا حال 200 هزار پناهنده کرد را از کوبانی قبول کرده و بیش از 600 کامیون مواد غذائی به کوبانی و منطقه اطراف آن رسانیده است اما دولت ترکیه به ارسال سلاح به کرد های «پ ی د» و یا عبور داوطلبان کرد ترکیه از مرز برای پیوستن به جنگ در سوریه اجازه نخواهد داد. در این مورد ترکیه از تهدید ثبات داخلی خود واهمه دارد.

مخمصه اردوغان

اما بنظر میرسد اردوغان تنها کسی نیست که در ترکیه قدرت تصمیم گیری دارد. نفر دوم، عبدالله اوجالان، رهبر «پ ک ک» در زندان جزیره ایمرالی در دریای مرمره نشسته است. او که در مقابل دیگر رهبران «پ ک ک» رفتاری «مصالحه جویانه تر» دارد مدتی است از طریق نمایندگان سیاسی خود در ترکیه  با حکومت اردوغان در حال گفتگو برای «راه حلی مسالمت آمیز» به مشکل کرد هاست، چیزی بنام «گشایش دمکراتیک» با تامین حقوق زبان و خود مختاری در چهارچوب دولت ترکیه. این برنامه که حدودا یک سال پیش شروع شد و بخش بزرگ اپوزیسیون پارلمانی ترکیه هم آن را قبول نمیکند، در عمل پیشرفتی نکرده و نماینگان کرد در پارلمان ترکیه گناه سستی در اجرای آن را به تعلل عامدانه و «جدی نبودن» حکومت اردوغان ربط میدهند.

در این میان با بالا گرفتن بُعد دراماتیک و انسانی محاصره شهر مرزی کوبانی از سوی داعش و احتمال سقوط آن، هم اوجالان و هم دیگر رهبران «پ ک ک» تهدید کرده اند که اگر کوبانی سقوط کند روند مذاکرات با دولت را قطع کرده، به برنامه «گشایش دمکراتیک» پایان خواهند داد. معاون اوجالان، جمیل باییق از مقر خود در کردستان عراق اعلام کرده که آنها رزمندگان کرد خود را که در چهارچوب برنامه «گشایش دمکراتیک» عقب کشیده بودند دوباره به ترکیه باز گردانده اند.

اما مشکل اردوغان فقط با یک سازمان سیاسی و ارتش پارتیزانی (و بقول آنکارا تروریستی) آن نیست. احمد تورک، یکی از رهبران حزب «ح د پ» که شاخه سیاسی «پ ک ک» بشمار میرود اخیرا در صحبت با یک نویسنده لیبرال ترک بنام حسن جمال گفت «اوضاع کنونی و روحیه پر غلیان مردم کرد ترکیه چیزی است که هرگز باین درجه سابقه نداشته است. دولت بما میگوید مردم را بخانه هایشان بفرستید و نمی فهمد که ما از عهده این کار بر نمیائیم. اوضاع، نشانه های یک عصیان ملی و همگانی را دارد.»

بی شک انباشت معضل حل ناشده قومی و حقوق کرد های ترکیه، عدم پیشرفت در برنامه «گشایش دمکراتیک» در یک سال گذشته و بخصوص اوضاع ملتهب منطقه و موفقیت های حکومت اقلیم کردستان عراق و قوت گرفتن «پ ی د» در سوریه در پی ضعف رژیم اسد هم در ایجاد این تحول جدید و «شورشی»  در احساسات مردم کرد ترکیه نقش بزرگی بازی میکند.

تمام شواهد نشان میدهند که مشکل است این بار کرد های ترکیه  ادامه وضع موجود را قبول کنند. شرایط منطقه ای و بین المللی هم بنفع آنهاست.

نخست وزیر ترکیه احمد داود اوغلو چندین بار گفته که آنها زمانی وارد نبرد با داعش خواهند شد که این اقدام نظامی را با برنامه سرنگونی بشار اسد چفت کنند. اما بنظر میرسد دولت آقای رئیس جمهوراردوغان و نخست وزیر داود اوغلو بین دو آتش گیر کرده و چندان امکان لوکس انتخاب را ندارد. ثانیا ظاهرا کرد ها اصلا نمیخواهند تانک ها و نیروی زمینی ترکیه وارد کار زار شده حاکمیت آنها را در شمال سوریه بخطر بیاندازند. آنها «فقط»  کمک تسلیحاتی، نیروی انسانی – نظامی (از سوی طرفدارانشان در ترکیه) و تدارکاتی میخواهند – چیزی که اردوغان برای ترکیه  چون نوشیدن «جام زهر» میشمارد.

اگر موضوع فقط بر سر یک جریان خارجی بود شاید ترکیه میتوانست در هایش را بروی همه ببندد و صبر کند تا بحران بگذرد. اما عامل قدرتمند کرد های ترکیه که هر چه بیشتر و روشن تر در سازمان «پ ک ک» تبلور خود را یافته است آقای اردوغان را ناچار به انتخابی خواهد کرد که بنظر او  ميان بد و بدتر است: یکم: اجازه به کمک های نظامی و گسیل رزمندگان کرد از ترکیه و یا از طریق ترکیه به سوریه بر ضد داعش و همکاری  نظامی با دشمن اش«پ ک ک» و «پ ی د» که  هر دو را خطری جدی برای ترکیه میشمارد و یا  دوم: رد این امکان و قبول آشوب در داخل ترکیه از سوی جامعه کرد این کشور که هم تحت تاثیر انباشت مسائل قومی داخل ترکیه قرار دارد و هم تحت هیجانی فوق العاده بلند که از تحولات منطقه بر میخیزد.

شاید با این استثناء که در آخرین لحظه معجزه ای رخ دهد و «سازشی بزرگ و ملی» بین حکومت ترکیه و «پ ک ک» انجام گیرد که همه حساب ها را بهم بریزد، چیزی که هم دور از احتمال بنظر میرسد و هم ظاهرا دیگر بعد از گذشت یک سال بی حاصل از اعلان باصطلاح «گشایش دمکراتیک»، فرصت زیادی برای آن نمانده است.

بيشك آقاى اردوغان در موقعيت مناسبى قرار ندارد. انتخاب هاى او محدود و راه هاى برون رفت از اين بحران نه فقط براى حكومت بلكه كلا از نگاه تركيه و آينده ثبات اين كشور محدود و پر مخاطره هستند. اما هنوز در عمل احتمال دارد گزينه هاى عملى ديگرى براى آنكارا مطرح شوند. سياست به آن سادگى ها وارد بن بست نميشود.

در اين چند هفته اخير يعنى بعد از شروع محاصره كوبانى در زد و خورد بين پليس و كرد هاى معترض تركيه بيش از سى نفر كشته شده است. اگر خروش كرد هاى تركيه بدرجه ايكه گمان ميرود ادامه نيابد و يا سياستمداران حزب كردى “ح د پ” و حكومت كه خود هنوز نفوذ نسبتا زيادى بين كرد هاى تركيه دارد، بتوانند “زبان مشتركى” بين خود و با معترضين پيدا كنند و يا فشار داعش بر كوبانى بعلت بمباران و يا علل ديگرى آرام گيرد،حكومت آنكارا فرصتى ديگر خواهد يافت تا رضايت مردم كرد تبار خود را بدست آورد.

————————————

از فیس بوک:

FM
آفای جوادی عزیز تصور می کنم غیر محتمل ترین سناریو برای موضوع کوبانی این است که ترکیه درهاش رو باز کنه تا نیروهای پ.ک.ک وارد عمل بشن. از همون آغاز پروسه عقب نشینی نیروهای پ.ک.ک از ترکیه در سال 2012 دائماً ترکیه این نگرانی رو مطرح کرد که مبادا این عقب نشینی منجر به ایجاد فرصتی برای پ.ک.ک برای بازسازی مجدد در خاک عراق و مهمتر دست یابی به سلاح های بعضاً بیشرفته و مدرن حکومت اقلیم بشه. حالا تصورش را بکنید که ترکیه بیاید سابقه همکاری نظامی با پ.ک.ک را بوجود بیاورد و چند روز دیگر در چاهی بیفتد که با دست‌های خودش کنده است. این بزرگترین اشتباه استراتژیک ترکیه می تونه باشه. از طرف دیگه همان زمان عقب نشینی پ.ک.ک، همین نوع نگرانی رو حکومت مرکزی عراق با قرائتی دیگه مطرح کرد که اینها بیایند سازماندهی بشوند و بر ضد حکومت مرکزی کار کنند؛ اگر خاطرتون باشه کمی بعد از اعلام عقب نشینی پ.ک.ک تنش های نفتی و همینطور موضوع کرکوک بین حکومت اقلیم و حکومت مرکزی شدت گرفت و به همین بحث ها دامن زد. از این منظر عراق هم به نظر نمیرسه که به چنین طرحی چراغ سبز نشون بده. موضع امریکا و جامعه جهانی هم بر سر این موضوع تا حدود بسیاری روشن هست. اولا پ.ک.ک از دید اروپا و امریکا یک گروه تروریستی است که داخل مرزهای ناتو فعالیت می کرده. از این رو رسمیت بخشیدن و نشان دادن چراغ سبز بهش سابقه بسیار خطرناکی بوجود میاره. مورد دوم از دید حفظ امنیت و ثبات جهانی که مهمتر هم هست. الان حضور نیروهای ائتلاف در جنگ علیه داعش بر پایه همون قطعنامه 1373 مبارزه با تروریسم است اما اگر پ.ک.ک حضور پیدا بکنه در سوریه و کوبانی رو به هر طریقی حفظ بکنه این دیگر در کانتکست جنبش استقلال کردستان معنی پیدا می کنه. موصل و کرکوک رو که گرفتند کوبانی را هم پ.ک.ک بگیرد که پس نمیدهد دیگر. در این صورت تردید نکنید که از کانادا و اسپانیا و بریتانیا و غیره گرفته تا چین و روسیه و هند روی خوشی به آن نشان نحواهند داد. فراموش نکنیم زمانی که جامعه جهانی تونست استقلال کزوو رو با اکراه و با تاکید چندباره بر سر استثنا بودن موضوع بپذیرد، این با رهبری امریکا میسر شد چه برسد به امروز که عصر رئالیست ها شده و هرکس ساز خودش را می زدند. امریکا هم گویا خیلی به دنبال رهبری و موضوغاتی از این دست نیست دیگر. جمع بندی اینکه گزینه دخالت پ.ک.ک از طریق ترکیه اساسا امکان پذیر نیست به نظرم. اما این احتمال وجود داره که از طریق عراق آن هم به شکل غیر رسمی کمک هایی به کوبانی فرستاده بشن تا سطح مقاومت نیروهای کرد در کوبانی بالا بره و همزمان حملات هوایی نیروهای ائتلاف منجر به فرسایشی شدن جنگ برای داعش بشه و اونها رو وادار به عقب نشینی کنه. یا اینکه ائتلاف بالاخره نیرو پیاده می کنه و کوبانی رو نجات میده خصوصا در شرایطی که چراغ سبز ضمنی اسد رو هم دارند. ترکیه دقیقا دارد از همین شرایط سواستفاده می کند: دست به هیچ اقدامی نمی زدند تا نیروهای ائتلاف رو وادار کنه پا از جنگ علیه تروریسم فراتر بگذارند و تا سرنگونی اسد پیش بروند. در این مسیر اتفاقا پشتیبانی منطقه ای را هم دارد. جی سی سی از ابتدا همین را می خواست.

«مگر مجبوریم با هم زندگی کنیم؟»

Akyol ترجمه آزاد یک مقاله از مفسر روزنامه «حریت» (استانبول) طه آکیول:

دیروز همین جا نوشته بودم که آموزش زبان مادری درست، اما مدارس جداگانه برای ترکی و کُردی جدائی را تحریک میکند. در مقابل، هم از ترک ها و هم از کُرد ها چنین کامنت ها آمد که «ما مگر مجبوریم با همدیگر زندگی کنیم؟» اینها تصاویر جدائی روحی است… روند حوادث هم نشان میدهند که فرهنگ «زندگی مشترک» ما ضربه خورده است.

هدف نهائی

ناسیونالیسم کُردی بطور مرتب خواست های خود را بیشتر میکند. در سال 1999 عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگزان کردستان ترکیه (پ ک ک) در دفاعیه خود، خودمحتاری را رد کرده میگفت این «باعث تقویت بقایای فئودالی و عشیرتی» میشود و «چون بیشتر از نصف کُرد ها در غرب ترکیه زندگی میکنند، خودمختاری زمینه عینی هم ندارد.» امروز اما رهبران کُرد از چیز مبهمی مانند «خودمختاری دمکراتیک» دفاع میکنند که از فدراسیون هم شل و ول تر است و در عین حال ساختاری استبدادی دارد. هرچه دمکراسی پیشرفت میکند ناسونالیسم کُردی معتدل تر نمیشود بلکه رادیکالیزم سیاسی افزایش می یابد. ناسیونالیسم کُردی هرچه از نظر سیاسی قوی تر میشود ضمن احساس قوت قلب بیشتری از حوادث خاورمیانه، زبان روشن تری در مورد اهداف سیاسی خود هم بکار میبرد. آنچه که آنها «کنفدرالیسم دمکراتیک» مینامند بطور روشن پان کردیسم است. جای تعجب هم نیست، این در طبیعت اینگونه جنبش هاست. هدف نهائی آنها تاسیس دولت خود در سرزمینی است که در ذهن خود ایده آلیزه میکنند. به نشریات صد سال قبل بالکان نگاه کنید. هر ناسیونالیسمی برای خودش یک «نقشه خیالی» داشت که با نقشه های خیالی ناسیونالیسم های دیگر در ضدیت بود.

کاتالون ها و اسکاچ ها

گفته بودم که این در طبیعت اینگونه جنبش هاست. کاتالون های اسپانیا از هیچ نظر کم ندارند، نه از نظر اقتصادی، نه از نظر دمکراسی و یا تحصیل زبان مادری… با وجود این میخواهند برای تغییر قانون اساسی حق برگزاری رفراندوم داشته باشند. سال آینده اسکاچ ها هم برای استقلال اسکاتلند رفراندوم برگزار خواهند کرد. مرز های اسکاتلند معین است. طبیعتا این نمونه ها باعث تقویت احساسات هم میشود.

اما اولا مرزهای اسکاتلند و کاتالونیا معین است. ثانیا ناسیونالیست های اسکاچ و کاتالون یک اسلحه اسباب بازی هم بدستشان نمیگیرند، ساختار داخلی شان هم کاملا دمکراتیک است.

بله، ناسیونالیسم قبل از همه چیز موضوعی احساسی است، عقلانی نیست. زیاد هم فکر نمیکنند که جداشدن چه میاورد و چه می برد.

اگر در این دو رفراندوم نتیجه رای مردم استقلال کاتالونیا و اسکاتلند شود یکی دو روز جشن و پایکوبی میکنند و بعد همه چیز تمام میشود و زندگی بحالت عادی برمیگردد. هیچ چیز در زندگی مردم تغییر پیدا نمیکند. چک ها و اسلوواک ها هم همین طور از همدیگر جدا شدند.

مثل دو شقه کردن بدن

اگر وضع ما هم اینطور می بود به کسانی که میگویند «مگر مجبوریم با همدیگر زندگی بکنیم؟» حق میدادم. ما حتی مرزهای داخلی نداشتیم و نداریم. در حالیکه نه فقط برای استقلال بلکه حتی برای خودمختاری نوع اروپائی (لیبرال) هم مرزهای داخلی باید معلوم باشند. ما این مرز ها را از کجا خواهیم کشید؟

ثانیا احساسات مردمی را که در دو طرف این مرز خواهند ماندچطور میشود کنترل کرد؟ وقتی مرز معلوم نباشد و یک جامعه دو پارچه شود نتیجه همیشه فاجعه بار بوده است. کافی است به مثال هندوستان و پاکستان نگاه کنید.

ثالثا ماهیت «پ ک ک» معلوم است. حتی در داخل خودشان هرگونه محالفت را سرکوب میکنند.

بنظر من برای پرهیز از منازعات قومی باید دنبال راه حل هائی باشیم که «دمکراسی» و «زندگی مشترک» را اساس قرار دهند. لازمه این هم آنست که «پ ک ک» در مرحله معینی دست از اسلحه بکشد – همان کاری که «آی آر ای » ایرلند و «اتا»ی باسک ها هم کرده اند.

via Beraber yaþamaya mecbur muyuz?! – Taha AKYOL – Hürriyet.