الفبا فرزند تجارت است

محله محصور (کُلُنی) فنیقی ها در ایتالیای باستان

من قبلا به شما شرح داده بودم که مصری های باستان چگونه به کمک شکل هائی کوچک سخن و اندیشه خودشان را تثبیت و حفظ کردند. به شما تعریف کردم که مردم میانرودان باستان چگونه از اشاره هائی میخ مانند برای ثبت خرید و فروش و تجارت خود کار گرفتند.

اما در مورد این الفبای خودمان چه میتوان گفت؟ در مورد الفبای لاتین انگلیسی و فرانسه و یا الفبای فارسی و یا عربی کنونی، همین الفبا ها وحرف های کوچکی که از گهواره یعنی هنگام ثبت تولد تا گور یعنی زمان ثبت رسمی مرگ، ما را همراهی میکنند؟ اصل این الفبا ها از مصری است؟ از بابلی و یا آرامی است یا اینکه چیزی کاملا متفاوت از آنهاست؟ درست است بگوئیم در واقع الفبای امروزی ما، چه لاتین و یونانی و روسی و چه فارسی و عربی و عبری از هر خط و الفبای باستانی چیزی گرفته اند.

الفبای مدرن لاتین، یعنی مثلا آن خط و الفبائی که برای نوشتن انگیسی بکار می بریم، وسیله رضایت بخشی برای ثبت و نوشتن فکر و سخن ما نیست.

از این نگاه کارآئی الفبای فارسی و یا عربی حتی از لاتین انگلیسی و یا فرانسه هم کمتر است (*).  شاید روزی آدم نابغه ای پیدا شود و نظامی درست کند که هر آوا در هر واژه در هرزبان بطور کاملا دقیق و با تمام جزئیاتش با حرف و نشانه مشخصی معین و تثبیت شود. در آن صورت تعداد این گونه حرف ها و اشاره ها درهر زبان ممکن است سر به صد ها و هزاران بزند. در چنین حالتی هم ممکن است مردم بگویند که اینهمه حرف و نشانه جداگانه خواندن و نوشتن را دقیق تر، اما در عین حال  فوق العاده پیچیده تر، مشکل تر و کُندتر هم میکند.

اما همه ما با همین الفبا ها و خط های ناکامل معاصرو همچنین ارقامی که ده قرن پس از ایجاد اولین الفبا از هندوستان به اروپا صادر شد هم توانسته ایم مجموعا به خوبی بخوانیم و بنویسیم.

مطالعه و درک قدیمی ترین نوشتار ها و الفبا ها و آغاز تحول همین الفباهای کنونی ما  راز بسیار بزرگی است که کشف دقیق آن احتمالا به سال ها جستجو و بررسی پرزحمت نیاز دارد.

دستکم این را میدانیم که الفبا های ما را این یا آن دبیر و منشی با هوش فلان پادشاه فرهنگ دوست یکشبه اختراع نکرده است. صدها سال طول کشید تا این الفباها براساس الفباهای قدیمی و نظام ها و سنت های پیچیده تحول و تغییر یافته اند تا بالاخره شکل امروزی خط فارسی و انگلیسی را به خود بگیرند.

در فصل پیشین گفته بودم که چگونه زبان تاجران باهوش آرامی که اصلا اهل دمشق بودند، بعنوان یک زبان بین المللی تجارت در سرتاسر آسیای غربی رواج یافت. در مقابل، زبان فنیقی ها درمیان همسایگانشان هیچگاه آن قدر محبوب نشد. امروزه به جز چند واژه حتی نمیدانیم کم و کیف زبان فنیقی ها دقیقا چه بود. اما خط و الفبای فنیقی ها به گوشه و کنار حوزه مدیترانه، میانرودان و ایران گسترش یافت و در این مورد هم خود تاجران فنیقی، هم نمایندگی های تجارتی آنها در کشورهای منطقه و هم خود ملل همسایه تاثیر مهمی در گسترش خط و الفبای فنیقی کرده اند.  هیچ معلوم نیست و حتما یک بررسی پیچیده و مشکل لازم است تا به این پرسش پاسخی یافت که چرا فنیقی هائی که هیچ کاری برای هنر و علم نکردند، به سادگی الفبائی راحت تر و عملی تر از آن نوشتار بغرنج و مشکل میخی یافتند، در حالیکه ملت های پیشرفته تر دیگر مانند سومر ها قادر به این کار نشدند.

پیش از همه چیز فنیقی ها تاجران عمل گرائی بودند. آنها به کشورهای دیگر برای تماشای منظره های این سرزمین ها نرفتند. آنها زحمت سفرهای طولانی به اکثر نقاط اروپا و راه های طولانی تر به شهرهای آفریقا را صرفا بخاطر افزودن به ثروت و دارائی خود متحمل شدند. در تیره (صور) و صیدون (صیدا،) دو شهر لبنان امروز، وقت، پول بود و کارمندان تاجران فنیقی برای انجام معامله های خود وقتی برای تلف کردن با هیروگلیف های بغرنج مصری و  یا خط میخی سومری نداشتند.

هنگامی که دنیای مدرن تجارت آن دوره به این نتیجه رسید که دیکته کردن نامه کاری طولانی و وقت تلف کن است، یکی دو آدم باهوش نشسته نظامی ساده برای نوشتار اختراع کردند که بتوان به یاری نقطه ها و خط های کوتاه آن، گفتار انسان را به خوبی منعکس نمود.

ما این نظام نوشتاری را «تند نویسی» (به انگلیسی «شورت هند») می نامیم.

تاجران فنیقی هم همین کار را کردند.

آنها یکچند تصویر را از هیروگلیف های مصری و چند شکل میخی را از بابلی گرفته ساده تر کردند. آنها زیبائی نظام های نوشتاری باستان را فدای سرعت کرده، هزاران حرف و نشانه نوشتاری باستان را به تنها و تنها بیست و دو حرف کاهش دادند. آنها این الفبا را در خانه های خود بارها آزمایش کردند و هنگامیکه از کارکرد این الفبا مطمئن شدند، آن را به کشور های خارجی هم منتقل نمودند.

کار نوشتن در میان مصری ها و بابلی ها چیزی بسیار جدی و حتی شاید مقدس بود. در باره اصلاح خط آنها چندین و چند کوشش به عمل آمده، اما در نهایت همچون «گناه» و «اهانت» به سنت های مقدس رد شده بود. ولی فنیقی ها مانند برخی اقوام دیگردربند تقدسات و غیره نبودند و بنا براین در طرح خط جدید خود موفق شدند، در حالیکه دیگران درجا زدند.

خط میخی به تدریج پسرفت نمود تا اینکه حدودا پانصد سال پیش از میلاد اصولا محدود به میانرودان (آشوری،  بابلی، اکدی) و همچنین پارسی باستان و عیلامی شد. حتی در ایران خط میخی اساسا برای سنگ نوشته های سلطنتی بکار میرفت (*) در حالیکه از همان هخامنشیان به بعد الفبا و حتی زبان آرامی رواج پیدا کرد.

تاثیر به شرق، تاثیر به غرب

خط «مدرن» فنیقی در دو جهت درشکل گیری الفباهای بعدی میانرودان و ایران (شرق) و یونانی و لاتین (غرب) تاثیر مستقیم گذاشت.

فنیقی در شرق اساسا از طریق زبان و خط آرامی به شکل گیری الفبا و خط خود آرامی، سپس عبری، سریانی، پارسی باستان و بعد تر نبطی و عربی تاثیری اساسی و کلیدی گذاشت. در کنار زبان آرامی که صدها سال زبان مشترک و خط نوشتاری بابل و ایران هخامنشی بود، خط آرامی از فارسی میانه (پهلوی دوره ساسانیان) گرفته تا عبری و عربی  را تحت تاثیر قرار داده است. تا پایان سلسله ساسانیان و آغاز حاکمیت اسلام  در ایران  و خاورمیانه، خط آرامی خط مشترک ایران و میانرودان بود.

مشکلی که الفبای فنیقی و کلا الفباهای غیر میخی آسیا داشتند، مربوط به نشان ندادن مصوت ها با حرف های متمایز و جداگانه بود. برای آنکه خوانندگان ایرانی موضوع را بهتر درک کنند، از خط و الفبای فارسی مثال میزنیم.

آواهای زبان های ما را معمولا به دو دسته بزرگ تقسیم میکنند: آنها که مسقلا نمیتوانند تلفظ شوند و نیاز به یک آوای دیگر دارند تا بتوان آنها را تلفظ کرد، مانند «ب،» «س،» «خ» و غیره. اگر دقت کنید، در تلفظ این آوا ها ضمن جریان هوا از دهان و بینی به خارج چیزی مانند زبان، دندان جلوی این جریان هوا را میگیرد. به اینها صامت، بی صدا، به فارسی مدرن «همخوان» و به انگلیسی consonants میگوئیم. دسته دوم آواهائی هستند که هنگام تلفظ چیزی جریان نفس ما را از درون به خارج نمی گیرد و بنا براین میتوان آنها را مستقلا تلفظ نمود. به اینها مصوت، باصدا، و یا به فارسی مدرن «واکه» و به انگلیسی vowels میگوئیم، مانند a, ä, e, i, o, u. در فارسی تنها برای نوشتن مصوت و یا واکه «آ» حرف مشخصی داریم. بقیه مصوت ها را سعی میکنیم یا با نشانه های همزه، سکون، کسره و فتحه و یا بر پایه  آشنائی خود با  آن واژه و معنای آن درجمله بنویسیم.

همه خط ها و الفباهای باستان آسیا از جمله فنیقی و آرامی که ریشه اکثر الفباهای رایج امروز مانند فارسی، عربی، عبری، آسوری و یا لاتین و یونانی هستند، «ابجدی» نامیده میشوند. در این الفبا ها حرف و اشاره های نسبتا کاملی برای صامت ها هست، ولی طوری که گفتیم، این الفبا ها حرف های مخصوصی برای مصوت ها ندارند تا خواندن و نوشتن آنها را ساده کنند. مثلا در فارسی و یا عربی باید یا از اشاره ها (اِعراب) استفاده نمود و یا برپایه آموزش در مدرسه و تجربه عملی دانست که در واژه «سرد»  حرف نخست سین با فتحه تلفظ میشود (سَرد) و نه با ضمه (سُرد).

البته این مشکل آنقدر بزرگ نیست که مانع تحصیل و یا خواندن و نوشتن شود.

ایرانیان قبل از اسلام الفبای آرامی را برای خواندن و نوشتن فارسی بکار میبردند و برای راحت تر کردن کار، نشانه های ویژه ای برای انعکاس نیاز های فارسی به آن علاوه کرده بودند. این وضع در مورد دیگر مردم آسیائی هم صدق میکرد، چرا که آنها هم گونه هائی بومی شده از الفبای فنیقی و آرامی را بکار می بردند.

از سوی دیگر میدانیم که در تندنویسی و یا یادداشت هائی که روزنامه نگاران هنگام کار برمیدارند، برای سرعت نوشتن، اغلب از مصوت ها استفاده نمیکنند. آنها وقتی بعدا متن تندنویسی شده خود را  می بینند، میدانند که کدام کلمه کوتاه شده را چطور باید خواند و هنگام نوشتن کامل متن کدام مصوت ها را به آن علاوه کرد. از طرف دیگر میدانیم که اصل کار، داشتن و یا نداشتن تحصیل است و وقت خواندن، چشم آدمی یک کلمه را نه با خواندن تک-تک حرف ها بلکه با دیدن شکل کامل کلمه میخواند و عادت داشتن به شکل کامل کلمه مربوط به تحصیل و عادت و یا تجربه است. با اینهمه طبیعی است که بودن حرف های مخصوص برای مصوت ها خواندن و نوشتن را راحت تر میکند.

تاثیر دیگر خط فنیقی در سمت غرب یعنی اروپا بود.

فنیقی ها نتوانستند خط خود را در میانرودان و مصر جا بیاندازند، اما در میان مردم حوزه مدیترانه که در غم زیبائی و هنر خط نبودند، الفبای فنیقی بسیار موفق بود. امروزه روی ستون ها و گلدان هائی که در چهارگوشه مدیترانه از آن دوره باستانی مانده اند، نوشته های فنیقی می بینیم.

اولین قدم آن شد که یونانیان هند و اروپائی زبان که دیگرهمه جزیره های دریای «اژه» در مدیترانه را مسکون کرده بودند، حدودا هشتصد سال پیش از میلاد که در ایران کم و بیش مصادف با آغاز دوره مادهاست، الفبای سامی فنیقی را برای نوشتن زبان خود انتخاب کردند. البته از این انطباق الفبای فنیقی به یونانی گونه های منطقه ای زیادی موجود بود، همچنانکه در شرق هم هرکس الفبای آرامی را با مشخصات دیگری بکار می برد.

دو تغییر که یونانی ها در الفبای فنیقی دادند اهمیت ویژه ای داشت.

اولا همه زبان های آسیائی که نوشتارشان متاثر از فنیقی و آرامی است از راست به چپ نوشته میشوند. یونانی ها زبانشان را از چپ به راست نوشتند و این، باعث برخی تغییرات در شکل حرف های فنیقی هم گردید. تغییر دوم علاوه کردن شکل های جدید a, e, i, o, u به الفبای یونانی بود تا مصوت ها راحت تر نوشته و خوانده شود.

با این اصلاحات، یونانی ها یک نظام نوشتاری مبتنی بر الفبای فنیقی به وجود آورده بودند که تقریبا در همه زبان های اروپائی قابل استفاده بود.

طبیعتا نه یونانی ها این الفبا را از خودشان اختراع کردند و نه الفبای فنیقی یک شب به فنیقی ها «الهام» شده بود. فنیقی ها هم از هیروگلیف های مصری استفاده کرده الفبای خود را درست کرده بودند.

چند قرن بعد، حدودا پانصد سال پیش از میلاد مسیح، این الفبای یونانی از طریق دریای آدریاتیک (بین ایتالیا و یونان) به روم برده شد و در آنجا شکل خط لاتین را بخود گرفت.

سربازان امپراتوری روم الفبای لاتین را که گونه تحول یافته ای از الفبای فنیقی بود، به اقصی نقاط اروپا بردند و تبدیل به خط و الفبای این اقوام کردند.

دوازده قرن بعد میسیونر های بیزانس یونانی زبان الفبای یونانی خود را که باز مبتنی بر الفبای فنیقی بود به استپ های تاریک روسیه بردند  و روس ها نیز آن را با تغییرات خودشان تبدیل به الفبای خود نمودند.

خط و الفبای زبان های اروپائی امروزه بر این دو خط یونانی و یا لاتین استوار است.

در شرق، الفبای فنیقی به شکل گیری الفبای عبری و آشوری مُهر تعیین کننده خود را زد.

در ایران ، از زمان هخامنشیان به بعد، هزار و اندی سال الفبای آرامی که خود متاثر از الفبای فنیقی بود، رواج داشت.

ششصد سال پس از میلاد با ظهور و حاکمیت اسلام و زبان عربی، خط و الفبای عربی که آن هم مبتنی بر آرامی و آن هم متاثر از فنیقی بود، بر زبان کشور های اسلامی حاکم گردید.

همان طور که در یونان هم اتفاق افتاده بود، در ایران هم به خط و الفبای جدید عربی حرف ها و نشانه هائی اضافه شده بود تا حدالامکان با نیاز های زبان فارسی منطبق شود.

امروزه در گروه الفبا های شرقی متاثر از فنیقی، زبان هائی مانند عبری، عربی و فارسی همچنان از  راست به چپ نوشته میشود و در این زبان ها همچنان کمبود حرف برای مصوت ها موجوداست. در گروه الفبا های مبتنی بر یونانی و لاتین، این زبان ها را  از چپ به راست می نویسند و برای مصوت ها چندین حرف یافته اند.

در هر گروه، هر زبان برای خودش حرف ها و نشانه های مشخصی معین کرده که مناسب همان زبان است. در فارسی روی حرف«ک» یک کشیده گذاشته اند تا «گ» شود، آوائی همانند «پ،» «ژ» و «چ» که در فارسی هست، اما در عربی نیست. در ترکی زیر حرف «س» لاتین یک نشانه گذاشته اند تا «ش» شود، چیزی که در الفبای استاندارد لاتین نیست.

همه این الفبا ها و خط ها در عین اینکه در گروه های مختلفی جمع شده اند و ویژگی های دیگری دارند، بخاطر ریشه مشترک و تاثیر گذاری و تاثیر پذیری متقابل با همدیگر، مانند نوادگان اجدادی مشترک هستند.

(ادامه دارد)


(*) از این پاراگراف تا پایان این فصل، مترجم، متن اصلی کتاب را متناسب با نیاز های خوانندگان ایرانی به روز کرده است.


فهرست بخش ها

(برای مطالعۀ فصل های کتاب روی تیتر آنها کلیک کنید.)

دربارۀ کتاب «انسان باستان»

1. انسان پیشا تاریخ

2. دنیا سرد میشود

3. پایان عصر سنگ

4. قدیمی ترین مکتب نوع بشر

5. کلید سنگ

6. سرزمین زندگان و سرزمین مردگان

7. ایجاد یک دولت

8. فراز و فرود مصر

9. میانرودان، سرزمینی بین دو رودخانه

10. میخی نویسان شیراز و سومر

11. آشور و بابل، دیگ بزرگ آمیزش سامی

12. داستان موسی

13. اورشلیم، شهر قانون

14. دمشق، شهر تجارت

15. فنیقی ها، آنها که کشتی هایشان را به آنسوی افق راندند

16. الفبا فرزند تجارت است

17. ایران، یونان و پایان دنیای باستان

18. گاهشمار دنیای باستان



دسته‌ها:انسان باستان