دمشق، شهر تجارت

نوشته هندریک ویلم وان لون

ترجمه و تصحیح عباس جوادی

فصل چهاردهم: دمشق، شهر تجارت

شهر های باستانی مصر ازبین رفتند.

نینوا و بابل امروزه تپه هائی پوشیده با خاک و آجر هستند.

«خانه خدا» در اورشلیم زیر ویرانه های تیرۀ شکوه خویش مدفون است (اورشلیم در قرن بیستم بازسازی شد، -م.)

تنها یک شهر  از همه این توفان ها رَسته است.

نام این شهر دمشق است (به عربی: شام، -م.).

پنج هزار سال است که در داخل حصار های دمشق با آن چهار دروازه بزرگ اش، یکصد و پنجاه نسل در خیابان اصلی شهر موسوم به «مستقیم» که شریان اصلی تجارت دمشق است، در حال رفت و آمد، تکاپو و فعالیت بودند و هستند (صد سال پیش، -م.)

شهر کوچک و بی مدعای دمشق شهرت نخستین خود را با نقش قلعه نگهبانی دولت «عَموریان» آغاز کرد، همان قوم معروف صحرا نشین که پادشاه بزرگی بنام حمورابی را پدید آورد. هنگامی که عموری ها به سوی شرق یعنی به جلگه های میان دو رود دجله و فرات کوچ کرده پادشاهی بابل را پایه گذاری نمودند، دمشق همچنان به تجارت خود با هیتیت های بدوی در آسیای کوچک یعنی آناتولی امروز ادامه داد.

در طول زمان، ساکنان اصلی سامی دمشق از سوی یک قوم دیگر سامی بنام «آرامی ها» استحاله شدند. اما خود شهر هویت خویش را تغییر نداد. در تمام این مدت که آنهمه دگرگونی ها رخ میداد، دمشق پیوسته مرکز مهمی برای تجارت باقی ماند.

این شهر در راه اصلی بین مصر و میانرودان قرار داشت و از آنجا تا بندر های دریای مدیترانه فاصله ای بیش از یک هفته نبود. دمشق فرماندهان بزرگ و یا پادشاهان سرشناس پدید نیاورده بود. دمشق از سرزمین های همسایه یک وجب خاک هم تصرف نکرده بود. در عوض دمشق با تمام دنیا در حال تجارت بود و درعین حال مکان امنی برای تاجران و صنعتکاران به شمار میرفت. اما جالب است که زبان مردم دمشق یعنی آرامی تبدیل به زبان رسمی و مشترک بخش بزرگ آسیای غربی شد.

شرط تجارت بین ملل و اقوام گوناگون همیشه ارتباط سریع و عملی بوده و هنوز هم چنین هست. خط میخی سومریان با آنهمه دقت و جزئیاتی که داشت، برای تاجران آرامی بسیار پیچیده و وقت تلف کن مینمود. به همین جهت آرامی ها الفبائی ایجاد کردند که به مراتب سریع تر از شکل های میخ مانند خط بابلی قابل استفاده بود.

زبان گفتاری و شفاهی آرامی ها از پی زبان کتبی و تجاری آنها آمد و رواج یافت. آرامی تبدیل به زبان انگلیسی دنیای باستان شد. در اکثر نقاط میانرودان، آرامی را به همان سادگی زبان محلی و بومی می فهمیدند و می نوشتند. در بعضی کشور ها، آرامی حتی جای لهجه های قبیله ای و محلی آنان را گرفت.

هنگامی که عیسی بن مریم خطاب به مردم وعظ میکرد، زبانی که به کار می برد عبری باستان نبود که موسی برای توضیح «ده فرمان» الهی به پیروانش به کار میگرفت. او به آرامی سخن میگفت، به همان زبان تاجران دمشق که تبدیل به زبان مردم عادی دنیای باستان شده بود. (در ایران، دستکم تا اواخر هخامنشیان، آرامی زبان مشترک و نوشتاری امپراتوری ایران بود، -م.)

(دنباله دارد)


فهرست بخش ها

(برای مطالعۀ فصل های کتاب روی تیتر آنها کلیک کنید.)

دربارۀ کتاب «انسان باستان»

1. انسان پیشا تاریخ

2. دنیا سرد میشود

3. پایان عصر سنگ

4. قدیمی ترین مکتب نوع بشر

5. کلید سنگ

6. سرزمین زندگان و سرزمین مردگان

7. ایجاد یک دولت

8. فراز و فرود مصر

9. میانرودان، سرزمینی بین دو رودخانه

10. میخی نویسان شیراز و سومر

11. آشور و بابل، دیگ بزرگ آمیزش سامی

12. داستان موسی

13. اورشلیم، شهر قانون

14. دمشق، شهر تجارت

15. فنیقی ها، آنها که کشتی هایشان را به آنسوی افق راندند

16. الفبا فرزند تجارت است

17. ایران، یونان و پایان دنیای باستان

18. گاهشمار دنیای باستان



دسته‌ها:انسان باستان