میانرودان: سرزمینی میان دو رود

Ancient9

نوشته هندریک ویلم وان لون

ترجمه و تصحیح عباس جوادی

فصل نهم

حالا دستتان را بدهید تا برویم بالای بلند ترین هرم و یا «پیرامید» دنیا.

بلندی سختی است و بالا رفتن از آن سخت تر.

این صخره های گرانیت که می بینید در ساختمان این «کوه های مصنوعی» ساخته شده، روزی روزگاری روکش و جلای زیبائی داشته، اما هم طی این همه سال هم سابیده شده و هم در زمان امپراتوری روم بسیاری ها آمده این سنگ ها را دزدیده اند و در ساختمان بناهای نو بکار برده اند. یک بُز هم اگر بخواهد از این پیرامید ها بالا برود دچار مشکلات خواهد شد، اما با کمک همین بچه های بومی میشود به زحمت هم که شده خودمان را بالا بکشیم، آن بالا بنشینیم و به فصل بعدی تاریخ بشر فکر کنیم.

اگر چشمانی به تیزبینی یک عقاب داشته باشید، در فاصله ای بسیار دور، آن سوی شن های زرد رنگ و صحرای پهناور که نیل از وسطش گذشته و خودش را به دریا میزند، چیزی درخشان و سبز خواهید دید.

این، دره ای است میان دو رودخانه در عراق کنونی.

این، مهم ترین نقطۀ دنیای باستان است. این همان «پردیس» و یا بهشت دنیای باستان، همان میانرودان، به عربی «بین النهرین» و همان «پارادیس» به معنای بهشت است که در «عهد عتیق» از آن یاد شده است.

این همان سرزمین باستانی سِحر و جادوست که یونانیان «مسوپوتامیا» نامیده اند.

«مسوس» به یونانی یعنی «میان» و یا «بین دو چیز» و «پتوموس» یعنی رودخانه. (به واژه «هیپو-پوتاموس» فکر کنید، یعنی «اسب آبی» که از دو اسم یونانی «هیپوس» و یا اسب و پوتا و یا «پوتاموس» یعنی رودخانه ترکیب یافته است. یعنی اینکه «میانرودان» معنی «سرزمین میان رودخانه ها» میدهد. دو رودی که اینجا از آن سخن میرود یکی فرات است که به بابلی «پوراتو» می نامیدند و دجله که نامش در بابلی «دکلات» بود.

شما هر دو رودخانه را می توانید به راحتی روی نقشه در عراق کنونی بیابید. سرچشمۀ آنها کوه های پوشیده از برف «توروس» در آناتولی شرقی است (1) تا اینکه از عراق گذشته به آب های گل آلود خلیج فارس می ریزند. خلیج فارس هم به نوعی ادامۀ اقیانوس هند است. اما این دو رود پیش از آنکه به این خلیج بریزند، دو وظیفۀ مهم و مفید را بجا میاورند. آنها چنان نقطه ای از منطقۀ آسیای غربی را بارور و حاصلخیز می نمایند که در غیر این صورت بسیار خشک و کم محصول است.

این واقعیت هم کافی است تا شما درک کنید که چرا میانرودان در نظر مردم هم کوهستان های شمال و هم صحراهای جنوب اینهمه محبوب و مهم است.

روشن است که همۀ موجودات زنده میخواهند راحت زندگی کنند. گربه ای که زیر باران مانده، حتما دنبال پناهگاهی میگردد که خیس نشود. وقتی هوا سرد است، سگ خانه میاید و نزدیک بخاری دراز میکشد. هنگامی که یک قسمت دریا از بخش دیگرش شور تر و یا حتی کم نمک تر شود، فوج ماهی های کوچک به بخش های دیگردریا سرازیر میشوند. بسیاری از پرندگان یک بار در سال به طور منظم از نقطه ای به نقطۀ دیگر دنیا کوچ میکنند. وقتی هوای سرد شروع میشود، غاز های وحشی کوچ میکنند و وقتی اولین پرستو ها را می بینیم، می فهمیم که بزودی شاهد گرمای تابستان خواهیم شد. این یک قاعده است و انسان هم خارج از این قاعده نیست. انسان هم هوای ملایم و گرم را به بادهای سرد ترجیح میدهد. اگر کسی حق انتخاب میان یک شام مفصل و یک تکه نان خشک را داشته باشد، البته شام مفصل را ترجیح خواهد داد. طبیعی است که هرکس اگر مجبور شود، ناچار به زندگی در وسط صحرا و یا زیر برف و یخبندان قطب تن خواهد داد. اما اگر یک جای قابل قبول تری به او پیشنهاد کنید، البته او این پیشنهاد را بی درنگ خواهد پذیرفت. این آرزوی بهبود بخشیدن شرایط زندگی که در واقع آرزوی افزایش راحتی و کاهش سختی است، از نگاه پیشرفت دنیا چیز خوب و مفیدی بوده است.

این باعث شده که مردمان اروپا به انتهای قاره های مختلف که پای کس دیگری بدانجا نرسیده بود، بروند.

همین انگیزه است که باعث شده در کشور خودمان آمریکا کوه ها و دشت ها مسکون شوند.

همین انگیزه باعث شده که ملیون ها نفربه صورتی خستگی ناپذیر از شرق به غرب و از جنوب به شمال کوچ کنند تا بالاخره بهترین آب وهوا و شرایط مناسب برای زندگی خود را بیابند.

همین غریزه که باعث میشود موجودات زنده تلاش کنند تا با کمترین کار و زحمت بیشترین مقدار ممکن راحتی را بدست آورند، آن انسان های دوران باستان را که در سرمای غیرقابل تحمل کوه ها و یا حرارت سوزان صحراها میزیستند به یافتن جائی برای یک زندگی راحت و مناسب در میانرودان واداشته است.

همین انگیزه آنها را وادار کرده است که برای تصاحب این «بهشت روی زمین» با همدیگر نبرد کنند.

همین انگیزه باعث شده که آنها برترین توان خلاقیت خود را بکار بیاندازند و بالاترین جسارت دفاع از خانه و مزرعه و زنان و کودکان خود را در مقابل نوآمدگانی نشان دهند که قرن های پیاپی رویای زندگی راحت تر در این نقطۀ دنیا را در سر پرورانده بودند.

این رقابت پیوسته سرچشمۀ مبارزه ای بی پایان بین دو گروه از اقوام و قبایلی بوده است: بین اقوامی که پیش تر به این سرزمین ها آمده مسکون شده بودند  واقوامی که  مدتی دیر تر سر رسیدند و تلاش میکردند که سهمی از این سرزمین بدست آورند.

آنها که ضعیف بودند و آنها که دارای نیروی چندانی نبودند، شانس موفقیت زیادی نداشتند.

تنها هوشمند ترین و پیگیر ترین آنان موفق شدند. این هم نشان میدهد که چرا میانرودان سرزمین انسان هائی شد که توانستند چنان تمدنی را بسازند، تمدنی که راهگشای همۀ نسل های بعدی بشر شد.

 


(1) توضیح مترجم: نویسندۀ کتاب «انسان باستان» هندریک وان لون در اینجا به اشتباه کوه های «توروس» را «واقع در ارمنستان» می نامد. کوه های توروس که در آناتولی شرقی قرار دارند و سرچشمۀ دو رود فرات و دجله هستند دستکم در هزار سال گذشته، بعنی از دورۀ کوچ و حکومت سلجوقیان به روم شرقی، در حیطۀ دولت های ترک و پیش از آن بطور متناوب زیر حاکمیت بیزانس (روم شرقی)، امپراتوری روم، ایران ساسانی، پادشاهی ارمنستان و پیش از آن دولت هخامنشی ایران بود. برای پرهیز از یادآوری تابعیت سیاسی در حال تغییر این منطقه که  امروزه نیز بخشی از ترکیه است، ذکر تعبیر جغرافیائی «آناتولی شرقی» درست تر بنظر میرسد.

(ادامه دارد)


فهرست بخش ها

(برای مطالعۀ فصل های کتاب روی تیتر آنها کلیک کنید.)

دربارۀ کتاب «انسان باستان»

1. انسان پیشا تاریخ

2. دنیا سرد میشود

3. پایان عصر سنگ

4. قدیمی ترین مکتب نوع بشر

5. کلید سنگ

6. سرزمین زندگان و سرزمین مردگان

7. ایجاد یک دولت

8. فراز و فرود مصر

9. میانرودان – سرزمینی بین دو رودخانه

10. میخی نویسان شیراز و سومر

11. آشور و بابل – دیگ بزرگ آمیزش سامی

12. داستان موسی

13. اورشلیم  شهر قانون

(ترجمه بقیه فصل ها ادامه خواهد یافت.)

14. دمشق (شام) – شهر تجارت

15. فنیقی ها – آنها که کشتی هایشان را به آنسوی افق راندند

16. الفبا از پی تجارت میاید

17. پایان دنیای باستان



دسته‌ها:انسان باستان