«ره افسانه»

عباس جوادی – مدتی است این بیت حافظ ورد زبان و ذهنم شده که:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه،

چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند.

در این دو سه هفته اخیر به چند کتاب و منابع اینترنت مراجعه کردم و از دوستان فاضلی که با حافظ، غزلیاتش، دوران و شزایط زندگی اش  آشنا هستند نظر خواهی کردم که منظور از این بیت و عموما غزل معروفی که با مطلع «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند» شروع میشود چه ممکن است باشد، چونکه بدون داشتن این قبیل اطلاعات فهم و درک درست مطلب ممکن نیست. مثلا در مورد رقم «هفتاد و دو» و یا لغاتی از قبیل «ملت» و «جنگ» اطلاعات و یا شاید بهتر است بگوئیم گمانه زنی های جالبی بدست آمد. برای نمونه چند منبع میگوید این غزل گوشه ای از داستان خلقت انسان را تفسیر میکند و پایه «جنگ هفتاد و دو ملت» اشاره به این حدیث است که طبق آن پیامبر اسلام گفته است «بعد از من پیروانم به هفتاد و دو فرقه تقسیم میشوند.»

به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در All My Notes, فارسی Persian | برچسب‌خورده با , , | بیان دیدگاه

ترکیه، «پ کا کا»، ایران و منطقه

عباس جوادی – اجازه بدهید بعضی داده ها، اطلاعات و گمانه زنی های باصطلاح «منابع آگاه» را اینجا ردیف کنم، نتیجه گیری ها با شما.

1. طبق اطلاعات جدید، سازمان امنیت ملی ترکیه («میت») جهار سال پیش تحلیلی ازوضع موجود کشور کرده و نتیجه گیری نموده که اگر دولت «مسئله کرد ها» را هر چه زودتر حل نکند ترکیه در ربع دوم قرن (یعنی حدودا تا 30 الی 40 سال بعد) تجزیه خواهد شد و وزن بین المللی خود را از دست خواهد داد.

به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در All My Notes, فارسی Persian | برچسب‌خورده با , , , | بیان دیدگاه

زبان هزار سال پیش آذربایجان به امروز چه مربوط؟

عباس جوادی – هر از گاهی هموطنان پان ایرانیست ما بحثی به راه میاندازند و یک عده را دنبال نخود سیاه میفرستند: هزار سال پیش، قبل از آمدن قبایل ترکمن و اوغوز به آذربایجان کنونی، زبان مردم این منطقه ترکی نبود، «آذری باستان» بود، و یا تاتی، چیزی شبیه تالشی امروز؟ شاید شبیه آن، بهر حال زبانی فارسی -  ایرانی و غیر ترکی. منظور اصلی شان هم در واقع این نیست که دانش همگان از تاریخ و گذشتگان بیشتر شود. یک عده از پان ترکیست های ما هم خونشان میجوشد و برای دفاع از زبان و فرهنگ خود شروع به این داستان ها میکنند که نخیر، زبان این مردم همیشه (و یا حداقل ۲-۳ هزار سال است) ترکی بوده و هیچ وقت ربطی به زبانهای ایرانی نداشته. خالا انتظار دارید این مردم بیچاره در این گیر و دار امرار معاش و گرانی و یارانه و تحصیل بچه ها از سوئی و فشار های سیاسی و جنگ رهبر با احمدی نژاد و ظهوری ها و رمال ها از سوی دیگر طرف «نژاد پاک آریا» و یا «اقوام ترک خالص» را بگیرند؟

به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در فارسی Persian | 2 دیدگاه

زبان من کو؟

عباس جوادی – 21 فوریه یعنی چند روز بعد روزبین المللی زبان مادری است. یعنی روزی که باید به زبان مادری هر قوم و گروه و ملت ارج گذاشت و از حقوق آن پشتیبانی نمود. این را خیلی از ما ها نمیدانیم. اما وقتی مدرسه ها شروع میشود و بچه ها به مدرسه میروند، خیلی ها به یاد زبان مادری می افتند.  بچه های ترک زبان از همان کلاس اول باید به زبانی بنویسند و بخوانند و صحبت کنند که اصلا نمیدانند. البته آنرا در رادیو و تلویزیون شنیده اند. اما این، زبان مادرشان، پدرشان، برادرشان، دختر خاله شان، همسایه هایشان، و زبان مردم کوچه و شهر شان نیست. نه اینکه زبان فارسی بد است و یا لازم نیست. برعکس. فارسی هم زیباست و هم زبان واحد و مشترک مملکت است. بدون فارسی چطور میشود وحدت این ملت و مملکت را حفظ کرد؟ چطور میشود حسن  اردبیلی فردا در تهران و شیراز کار و زندگی کند و حسین تهرانی مامور بانک برای کار به تبریز بیاید؟ فارسی البته لازم است.

به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در فارسی Persian | برچسب‌خورده با , , , | 4 دیدگاه

‭BBC – ‮زبان‌های خاموش در جامعه رنگارنگ ایران‬

میلیونها کودک ایرانی از حق خواندن و نوشتن به زبان مادری خود محرومند. آنها الفبا را همزمان با زبانی تازه یاد میگیرند. با این که قانون اساسی ایران حق تحصیل به زبان مادری را به رسمیت شناخته، اما هنوز خبری از مدارسی نیست که در آنها زبان های ترکی، کردی، عربی یا بلوچی تدریس شود.
جمشید برزگر در روز جهانی زبان مادری، به این موضوع پرداخته.

BBC ‮فارسی‬ – ‮ايران‬ – ‮زبان‌های خاموش در جامعه رنگارنگ ایران‬.

نوشته‌شده در خواندنیها What I Read | بیان دیدگاه

هر كلمه ستاره اي است درخشان – روزنامه همشهری

به مناسبت ۲۱ فوريه، روز جهاني زبان مادري

با نگاهي به سيستم آموزشي كشورها، اين نكته را مي توان دريافت كه در اكثر اين سيستم ها يك زبان، به عنوان زبان رسمي مورد استفاده قرار مي گيرد.

در برخي از اين سيستم ها، امكاناتي توسط دولت فراهم مي شود كه تا در كنار ترويج زبان رسمي كشور، زبان هاي محلي و قومي نيز بتوانند بسط و گسترش يابند. اما در دولت هايي كه در سيستم آموزشي و فرهنگي آنها تفكرات نژادپرستي حكمفرماست، فقط يك زبان به عنوان زبان رسمي مطرح شده و مجال بسط و گسترش براي ساير زبان هاي محلي داده نمي شود و تمامي امكانات براي زبان رسمي آن كشور هزينه مي شود.

به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در خواندنیها What I Read | برچسب‌خورده با , | بیان دیدگاه

سیدحسن تقی‌زاده: بعضی از علل ترقی و انحطاط تاریخی ایران


سیدحسن تقی‌زاده – شکی نیست که مملکت ایران و قوم ایرانی در بعضی از ادوار تاریخی خود دارای ترقی و تعالی و تمدن شایان توجهی بوده و در برخی دیگر انحطاط و تنزل داشته و خیلی از تمدن دور شده است و این ترقی و تنزل لامحاله علل اجتماعی و اسراری داشته و دارد که تحقیق آن‌ها و غور و تامل در پیدایش آن‌ها هم از لحاظ علم الاجتماع و هم از حیث نتایج عملی توجه به آن‌ها برای خواص و مخصوصا طبقات بانفوذ و موثر در روش عمومی مملکت (اگر دلسوزی داشته باشند) مفید است.

به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در خواندنیها What I Read | بیان دیدگاه

آنها که می‌روند و آن‌ها که می‌مانند

ایمیل وارده – آنها که می‌روند وطن‌فروش نیستند. آن‌هایی
که می‌مانند عقب مانده نیستند. آن‌هایی که می‌روند، نمی‌روند آن طرف که
مشروب بخورند. آنهایی که می‌مانند، نمانده‌اند که دینشان را حفظ کنند.
همه‌ی آنهایی که می‌روند سبز نیستند. همه ی آن‌هایی که می‌مانند پرچم به
دست ندارند. آن‌هایی که می‌روند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین می‌شوند.
یک هفته مانده می‌گریند و یک روز مانده به این فکر می کنند که ای کاش وطن
جایی برای ماندن بود. و آن‌هایی که می‌مانند، می مانند تا وطن را جایی
برای ماندن کنند. نقطه سر خط،

نشریه دانشجویان دانشگاه شریف

نوشته‌شده در خواندنیها What I Read | برچسب‌خورده با | بیان دیدگاه

گفت‌ وگوی منتشرنشده وی. اِس. نایپل با صادق خلخالی – تاریخ ایرانی

تاریخ ایرانی: وی. اِس. نایپل، برندۀ جایزهٔ نوبلِ ادبیات، چندین بار به ایران سفر کرده است. اولین بارش سالِ ۱۳۵۸ بود، چند ماه پس از انقلاب، و حاصلش سفرنامهٔ مفصلی شد. از جملهٔ دیدارهای آن سفر یکی هم با شیخ صادق خلخالی بود، در اوجِ شهرت و خبرسازی، که ترجمهٔ روایتِ نویسندهٔ ترینیدادی از ماجرا‌هایش پیشتر در همین سایت «تاریخ ایرانی» منتشر شد. شانزده سال بعد در بهار ۱۳۷۴ و در سفری دیگر به ایران، نایپل باز راهیِ قم شد تا با قاضیِ عزلت‌نشین دیدار تازه کند. این روایتِ اوست از این احوالپرسیِ دوباره.

ترجمه: بهرنگ رجبی

آیت‌الله سفیدپوش بود و تاس و خیلی قدکوتاه، روحانی ریزه‌میزه‌ای با لباسِ نامرتب. شاید به‌خاطر جثهٔ کوچکش بود که دوست داشت شوخی کند. شوخی‌هایش در موردِ اعدام بود و بعدِ هر شوخی هم جمع دوروبرش خودشان را از خنده روی زمین پرت می‌کردند. ضمناً این را هم دوست داشت که ناگهان و بی‌دلیل شوخی را قطع کند و چهره در هم بکِشد و جدی و خشن شود ــ اخلاقی که شاید از کارِ اعدام کردنش می‌آمد.

اهلِ آذربایجان بود در شمالِ غربِ ایران. گفت پسرِ یک کشاورز است و بچه که بوده چوپانی می‌کرده. بنابراین، بر اساسِ آنچه علی گفته بود، خلخالی احتمالاً از آن جور بچه‌ دهاتی‌هایی بوده که پنجاه سال یا در همین حدود پیشتر، برایشان مدارس دینی تنها راهِ بیرون زدن از روستا بوده: یک اتاق، غذا، و کمی پول. اما خلخالی در موردِ دورانِ زندگی‌اش تا جوانی تقریباً هیچ ‌چیز نگفت. تنها چیزی که ــ با خنده‌ای شدید و از تهِ گلو ــ گفت این بود که بلد بوده چه‌طور باید سرِ گوسفند برید؛ و این را هم جوری گفت انگار شوخیِ دیگری دربارهٔ اعدام و خطاب به جمع کوچکِ دوروبرش باشد. شاید چون هیچ‌وقت یاد نگرفته بود زندگی‌اش را بالا و پایین کند یا ‌به آن فکر کند، هیچ وقت به آن اندازۀ لازم چیزِ به ‌دردبخور نخوانده بود یا جدی فکر نکرده بود، تجاربِ زندگی‌اش همین‌طور خیلی راحت رد شده و رفته بود، جوری که حتی بخش اعظم آن از خاطرش هم پاک شده بود. شاید (به‌گفتهٔ خودش) سی و پنج سال تحصیلاتِ دینی در قم فقط برایش احکام را گذاشته بود، و حالا با انقلاب غرقِ احساس حقانیت و غرور بود. فقط به زمانِ حال علاقه داشت، به قدرت و شهرتِ الانش، و به کارش.

گفت: «حالا دیگر قرار است روحانی‌ها حکومت کنند. قرار است ده‌ هزار سال جمهوریِ اسلامی داشته باشیم. مارکسیست‌ها همان راهِ لنین‌شان را بروند. ما هم راه خمینی را می‌رویم.» انقلاب در معنای خون و جزا، مذهب در معنای خون و جزا: به ‌نظر می‌آمد در ذهنِ خلخالی این دو مفهوم یکی شده‌اند

via تمام مقاله: تاریخ ایرانی – گفت‌وگوی منتشرنشده وی. اِس. نایپل با صادق خلخالی: از نهرو آموختم.

نوشته‌شده در خواندنیها What I Read | بیان دیدگاه